موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

بسم الله

فکر میکنم 3 یا 4سال است که مصرف کالای ایرانی مورد تاکید مکرر آقاست و جریانهایی بوجود آمده که مصرف کالای ایرانی را تبلیغ میکنند. اما تمایل به مصرف کالای خارجی عقبه ی تاریخی بلندی دارد. از مدت ها پیش وقتی زمام امور دست افرادی بود که دوست داشتند ایرانی ها از سر تا پا فرنگی شوند، این فرهنگ پایه گذاری شده است. و قطعا این جریان ها نسبت به عمق آن فرهنگ غلط قدیمی بسیار نحیف هستند و به نظر می رسد خیلی ها باید به خاطر زمین ماندن خواسته ی امام جامعه بعد از چند سال شرمنده باشند. باید کار به جایی برسد که آقا رسما وارد ادبیات محاوره ای مردم شده و از مردم بخواهند دنبال مارک و برند نروند. کار از رهنمود های کلی گذشته و خودشان وارد عمل شده اند و با جزییات فرهنگ سازی می کنند. دیشب صحبت های آقا با کارگران را می شنیدم و به یاد خاطره ای از گذشته افتادم

از کودکی از این که می شنیدم جنس خارجی از هر چیز بهتر از ایرانی آن است ناراحت می شدم. ولی یک استثنا وجود داشت. برنج ایرانی. هر وقت سردر مغازه ای میدیدم که با افتخار نوشته برنج ایرانی خیلی ذوق میکردم. ولی تابلوی یک مغازه، بین راه مدرسه تا خانه ی اول دبیرستان مرا تلخ کرده بود. بزرگ نوشته بود چای فقط خارجی ، برنج فقط ایرانی. هر روز تابلوی این مغازه به من یادآوری میکرد که هیچ کسی به خاطر افتخار به ایران برنج ایرانی را تبلیغ نمیکند. چای خارجی نه تنها زیبایی آن برنج ایرانی را زدوده بود بلکه ترکیب این دو ترکیب بسیار تلخی برای من بود. این ترکیب به من فهماند که نه ایرانی بودن کالای ایرانی برای کسی اصالت دارد و نه خارجی بودن کالای خارجی. این تابلو بیانگر یک واقعیت تلخ بود. هر روز به من نشان میداد که داستان، داستان اصالت شکم است. مینویسد چای فقط خارجی چون شکمش این را می گوید و می نویسد برنج فقط ایرانی چون باز شکمش این را می پسندد.

اگر آن تابلوی سوپرمارکت اصالت شکم را ابراز میکرد امروز وقتی با دقت نظر به اطرافمان نگاه کنیم، به تبلیغات صدا و سیمایمان نگاه کنیم، به بازارهایمان نگاه کنیم متوجه خواهیم شد همه ی اینها اصالت هوای نفس را ابراز میکنند.

فرهنگ هواست که در آن نفس میکشیم. هوایی که نسل های آینده در آن رشد می کنند بدین گونه مسموم است. سمی که از دنیای مدرن به عاریت گرفته ایم.

فضای مسمومی که هوای نفس ما را به جای خدایمان می نشاند. خدای نظام ارزشی ما که هدایت گر ما در بطن زندگیست این گونه به هوای نفس تقلیل پیدا میکند. خدایی که با استدلال ساخته نمی شود. خدایی که در بطن زندگی ما حضور دارد و برای ما خوب و بد را تعریف کرده و ما را راهبری میکند ذره ذره با این تابلو ها در ذهن ما ساخته می شود.

واقعا در فضایی که پر است از این تابلو های زشت و مفسد چگونه باید نسل آینده ای پویا و فعال تربیت کرد؟ نسلی که آرمانی بلند تر از امیال داشته باشد؟

گاهی به حال و هوای دوران انقلاب و دوران جنگ غبطه میخورم.

خدا گاهی خیلی خوب فضایمان را سم زدایی میکند و تغییر میدهد احوالات جامعه مان را


یا محول الحول والاحوال

حوا حالنا الی احسن الحال

  • محمد حسین متالهی اردکانی