موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

قربانگاه تعقل و اخلاق حداقلی

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۱، ۱۲:۵۹ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


قربان جلوه گاه تعبد است و آن را به اوج می رساند . تعبدی که فلسفه  خلقت ماست . و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون .

هضم این آیه  گاهی سخت است. یعنی غایت ما این است که خدا را عبادت کنیم ! نماز بخوانیم و شب ها را با راز و نیاز به صبح کنیم؟ معنایش را وقتی میفهمی که عشق را فهمیده باشی . خدایی بود و مخلوقاتی مجبور که جز راه حق و راه خدا راه دیگری را نمی پیمودند . خدا موجودی آفرید که اختیار داشت! سوالی برای فرشتگان پیش آمد . اگر خدا سرچشمه هر خیر است چرا موجودی بیافرینیم که بتواند از بهترین فاصله بگیرد؟ چرا موجودی بیافرینیم که می تواند خون بریزد و فساد کند؟ از خدا پرسیدند و خدا چه خوب پاسخ آنها را داد . گفت من چیزی می دانم که شما نمی دانید و شاید بیش از این نمی توانستند بفهمند . به نظر حقیر آنچه خدا می دانست و آنها نمی دانستند این است که جز بر بستر اختیار، عشق بنا نمی شود . مگر موجود مجبور اصلا عشق را می فهمد؟ عشق یعنی خود را باختن برای معشوق، عاشق یعنی بی هویتی که تنها هویتش عشق معشوق است ، یعنی عنان خود را به دست معشوق دادن و برای رسیدن به این باید انتخاب کنی. اگر مجبور باشی که عاشق نیستی. باید در جنگ درونی خود بر سر دوراهی ها گداخته شوی، داغ شوی تا شکل بگیری . شکلی که معشوق می خواهد . عشق یعنی بندگی . این آن چیزی است که فرشتگان نمی دانستند .

آمده ایم برای بندگی . برای این که هر لحظه از زندگیمان در راه او باشد . هر چه او می خواهد بخواهیم و هر چه او می گوید انجام دهیم . سوال اینجاست که چگونه بفهمیم معشوق چه می خواهد ؟

اولا اگر عاشق شدی راه را نشانت می دهند . الذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا

ثانیا ابزار هایی داریم برای کشف مطلوب معشوق تا به آن دل سپاریم . وحی از طریق انسان های برگزیده مجرای اطلاعاتی معشوق با بشر است. فطرت و وجدانی داده که ما را به سوی خوبیها می کشاند و از بدی ها نهی می نماید . عقلی به ما داده که حجت را بر ما تمام کرده و پیامبر درونی ماست. مهم این است که بفهمیم این ها ابزار هستند . نکند زمانی این ابزار ها برای ما خدایی کنند!

و عهدی بسته شده است از روز نخست که مفاد آن تلاش برای اغوای انسان است تا روز قیامت و باید هشیار بود .

قربان سخت ترین امتحان بود و هست . ابراهیم قطعا در برابر کفر و شرک شکست نمی خورد . اینها امتحانات ساده ای هستند و مبارزه با آنها هم خیلی ساده است . آزمون سخت آزمونی است که به صورت ظاهری حرف خدا را در برابر همان ابزار های خداداد قرار می دهد . اسمش را میگذارم تناقض بین خواست خدا و تعقل و اخلاق حداقلی . عقل و وجدان همه انسانها آنها را از کشتن فرزند نهی می کنند . ابراهیم سربلند شد زیرا یقین داشت که غایتش تعبد است . تناقض بین قول خدا و عقلی که خود خدا به او داده بود او را گیج نساخت . عاشقانه عمل کرد . عقلش برایش بت نشده بود . وای اگر این عقل و این وجدان حداقلی برای ما بت شوند . چرا می گویم حداقلی؟ چون عقل جامع و حداکثری ، حدود خود را می شناسد ، خدایی خودش را نفی می کند ، متواضع است و به خطاپذیریش معترف.

و چند مثال میزنم از افرادی که در همین جنگ شکست خورده اند . چه بسیار بودند افرادی که پس از جمل و صفین و نهروان ، امیر المومنین را مورد عتاب قرار میدادند که چقدر خون ریخته شد و تو مسئولی! با اخلاق حداقلی به جنگ حق می رفتند . همه انسان ها از خونریزی نفرت دارند و این یک مسئله فطری است ولی وقتی بصیرت نباشد همین احساس درونی که باید منشا تعالی انسان باشد دست آویز جبهه باطل می شود برای سرکوب حق .

بعد از یکی از غزوات، غنایم نامساوی توزیع شد و به تازه مسلمان ها غنیمت بیشتری رسید . یکی آمد و متعرض پیامبر شد که چرا عدالت را رعایت نمی کنی ؟! این یعنی بت شدن عقل حداقلی . عقلی که نمی فهمد فعل پیامبر مطابق خواسته خداست ، به خود این اجازه را می دهد که به خدا متعرض شود . عقلش خدا شده است برایش ( البته پرسش برای آگاهی ایرادی ندارد و این فرد متعرض می شود و نه اینکه پرسشی کند تا ایراد استدلال خود را بفهمد )

و چه زیبا در مکتب ما این عاشقانه عمل کردن موج می زند . آمده ایم که بنده باشیم . اختیاری که خدا به ما داده را با دست خود به دور اندازیم و افسار به دست معشوق دهیم و محدود به او شویم . آمده ایم تا آزاد شویم ، محدود به بی نهایت مطلق

الهی اغننی بتدبیرک لی عن تدبیری و باختیارک عن اختیاری

خدای من ! مرا با تدبیرت ، از تدبیر خودم بی نیاز کن و با اختیار خودت از اختیار خودم بی نیاز کن !

فرازی از دعای امام حسین در روز عرفه

حتما داستان یار امام صادق را شنیده اید که به محض ورود به محضر امام ، دستوری می گیرد از ولی که وارد تنور شود و بدون سوال وارد تنور سوزان می شود ! در وهله اول باید تلاش کنیم به قول معشوق واقف شویم . این وعده خداست که اگر مجاهدت کنیم طریق خدا را می یابیم . بعد از این دیگر فقط عاشقانه عمل کردن است و بس . و عقل تنها یکی از ابزار های ماست برای کشف مطلوب معشوق .

نفهمیدن این مسائل سبب می شود در مواجهه با احکامی چون حکم مرتد ، ارث زن و سنگسار و غیره ، نسبت به دین بدبین شویم . به جای آنکه بررسی کنیم کجای استدلال هایمان غلط است به قرآن شک می کنیم! رد پای شیطان را میتوان حس کرد وقتی با همان روح لطیف خدادادی که تحمل دیدن سنگسار را ندارد به جنگ حق می رویم .  

قطعا مخاطب مقاله این حقیر کسانی هستند که ایمان دارند خدایی جز الله نیست و  قرآن کتابش و محمد (ص) آخرین پیامبر اوست . اگر این اعتقادات نباشد بحث ها را باید از جایی دیگر شروع کرد. انشاا... ادامه دارد.

 یا رب یارب یارب اسئلک بحقک و قدسک و اعظم صفاتک و اسمائک ان تجعل اوقاتی من الیل و النهار بذکرک معموره و بخدمتک موصوله و اعمالی عندک مقبوله حتی تکون اعمالی و اورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا

الهی آمین


  • محمد حسین متالهی اردکانی

اختیار

بندگی

عشق

آزادی

خلقت

قربان

معشوق

عبادت

ابراهیم

نظرات  (۳)

  • عبدالباقی
  • سلام

    خوب است هر از چندی مطلب تازه‌ای هم بزنید!

    سلام
    سید راست میگه!
  • باران زده
  • "
    این وعده خداست که اگر مجاهدت کنیم طریق خدا را می یابیم . بعد از این دیگر فقط عاشقانه عمل کردن است و بس "
    مجاهدت کردن دقیقا یعنی چی؟

    و اینکه تعریف شما از عشق دقیقا چیست؟
    (چون عشق تبعیت بی چون و چرا می آورد در صورتیکه عقل پرسشگر است)

    بنده بودن و بندگی کردن چجوری  با مفهوم اختیار یک جا جمع میشود؟
    ما اگر بخواهیم بنده باشیم "مجبوریم" حدود را رعایت کنیم
    از طرفی ما مجبوریم "بنده" باشیم.چون می دانیم در غیر این
    صورت به هلاکت می رسیم.پس در انتخاب بندگی اجبار وجود دارد!






    پاسخ:
    چیزی که من فهمیده ام از مجاهدت این است

    به هر چه میدانی عمل کن ، دقیقا همان کار که من انجام نمی دهم


    بله عشق تبعیت بی چون و چرا می آورد و این به نظر بنده با تعقل منافاتی ندارد به شرط آنکه معشوق توسط عقل پرسشگر انتخاب شده باشد

    بله اجبارا بنده ایم . چون خالق نیستیم . مخلوق یعنی بنده و ما مخلوقیم و نه خالق. فقط خداست که بنده نیست و آزاد است

    ولی هر اجباری بد نیست. چه اجباری شیرین تر از بنده ی خدا بودن؟
    همه مخلوقات بنده هستند و تفاوت ما این است که خدا خواسته ما بنده بودن را به اختیار خود انتخاب کنیم و همین موضوه بستر عشق را فراهم می کند . همین اختیار 

    موفق باشید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی