موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۴ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

سلام

به اسم وبلاگم فکر میکردم


اگر به عنوان صفت نویسنده برداشت شود که دروغ بسیار بزرگی است

و اگر به عنوان آرزوی نویسنده فرض شود، باز دروغ است ولی کمی کوچکتر


صادقانه اگر تفسیرش کنیم فقط گویای تمایل نویسنده برای تفاخر است

بیچاره نویسنده

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله


گفتم: آیا حق داریم درباره ی اعتقادات دیگران قضاوت کنیم؟

گفت: نه

- چرا؟

- چون این شروع دیکتاتوری است

- خوب از روی دلیل قضاوت می کنیم. نه این که عقلمون رو بزاریم کنار. عقلانی که میتونیم قضاوت کنیم

- همه دیکتاتورها فکر می کنند عاقلانه عمل می کنند. همین که این حق رو به خودت بدی که عقیده ی دیگران رو غلط بدونی شروع دیکتاتوریه

- بیشتر توضیح بده برام، من فکر میکنم اگر دلیل داشته باشیم اشکال نداره

- ببین دوست من عقل آدما که مثل هم نیست. تو از کجا میدونی اون هم مثل تو فکر میکنه؟ اصلا از کجا عقل تو داره درست میگه؟ چرا آزادی بقیه رو میخوای با نظر خودت محدود کنی؟

- خوب پس شما معتقدی که من نباید درباره ی عقاید دیگران قضاوت کنم. دلیلت هم اینه که من به جای اون نیستم. همه چیمون با هم فرق داره. درست فهمیدم منظورتو؟

- دقیقا

- پس دقیقا شما با دلایل خودت معتقدی من نباید قضاوت کنم. یا این طوری بگم تو با دلیل های خودت میگی اعتقاد به داشتن حق قضاوت درباره ی اعتقاد دیگران غلطه. برات متاسفم چون شما دیکتاتوری

شما همین الآن با عقل خودت درباره ی اعتقاد من قضاوت کردی

دیکتاتور



  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله الرحمن الرحیم


بهینه سازی شاخه ی کاربردی ریاضیات است که طی آن معمولا یک تابع هدف رو ماکزیمم یا مینیمم می کنند. و در نهایت بهترین نقطه را برای تامین هدف خود بدست می آورند. انتخاب این تابع هدف بسیار مهم است. در واقع نشان می دهد چه چیز قرار است بهینه شود

سوال اینجاست که نظام حقوقی اسلام چه چیزی را میخواهد ماکسیمم کند؟ تابع هدفش چیست؟

حرف آخر بنده این است که تابع هدف در نظام حقوقی اسلام (ن.ح.ا) عدالت نیست.لزومی ندارد عدالت ماکزیمم شود!!

وارد بحث می شویم

عدالت یعنی چه؟ اینجا منظورمان از عدالت این است : اعطا کل ذی حق حقه ، حق هر صاحب حقی را به صورت کامل به او بدهیم

واضح است که ن.ح.ا متضمن برقراری عدالت واقعی نیست. اگر فردی لپتابت رو جلوی چشمت بدزده و شما از اون فرد شکایت کنی و نتونی ادعایت را اثبات کنی، نه تنها حقت را به تو نمی دهند بلکه طرف می تواند از شما شکایت کند که چرا تهمت زدید و ...

خلاصه حسابتون موکول میشه به اون دنیا. تو ابن دنیا امکان رسیدن به عدالت واقعی نیست

ولی سوال اینجاست که آیا ن.ح.ا تلاش میکند این عدالت را تا جای ممکن محقق کند. یعنی آیا طوری تنظیم شده است که حق تا جای ممکن به حق دار برسد؟

بنده هیچ دلیلی برای این موضوع نمی بینم. تنها دلیل ممکن برای این ادعا عدالت خداوند است. خدا اگر در این دنیا عدالت را با ن.ح.ا ماکزیمم نکند هیچ مشکلی پیش نمیاید چون آخرتی وجود دارد که عدالت واقعی را فراهم کند

در عوض به نظر من رشد و کمال بشر در ن.ح.ا تابع هدف است. توضیح اینکه حکمت خدا ایجاب می کند اگر استعداد بی نهایت به مخلوقی می دهد امکانات و ابزارهای لازم جهت کمال او به سمت بی نهایت را نیز برایش فراهم کند. اگر استعدادی بدهد و امکان شکوفاییش را ندهد کار لغوی انجام شده که از خدا سر نمی زند. پس قطعا ن.ح.ا هم طوری طرح ریزی شده است که کمال بشر را در دنیا ماکسیمم کند و نه عدالت را

به بیان دیگر اگر بین بهینه سازی کمال و بهینه سازی عدالت در دنیا ناسازگاری وجود داشته باشد، قطعا عدالت فدای کمال می شود چرا که با وجود آخرت نگران عدالت هستی نیستیم

حالا سوال این است که این بحث چه فایده ای دارد؟

ببینید گاهی اوقات به مسائلی در اسلام برمی خوریم که برای بعضی بسیار عجیب است ولی از طرف دیگر سندش یقینی است

دو مثال میزنم

1- دیه زن ، ارث زن و ... نصف مرد است

2- دیه چهار انگشت کمتر از 3 انگشت است !!!

سوال اول : با چه پشتوانه ای به این دستورات عجیب عمل می کنیم؟

آنچه حجت را بر ما تمام میکند این است که هیچ برهان عقلی برای بطلان اینها نداریم در حالی که برای انتساب این احکام به امام معصوم و حق بودن کلام معصوم برهان داریم. پس با خیال راحت عمل می کنیم. در واقع احکام میتوانند بسیار عقل گریز(عجیب) باشند ولی عقل ستیز و ضد عقل نباشند

سوال دوم: آقا ما دلمون آروم نمیشه، یه جوری توجیه کنید چه جوری میشه خدا این جور حکمی بده؟ در واقع یه کاری کن برامون اینقدر عجیب نباشه.

جواب سوال دوم معمولا یقین برای ما حاصل نمی کند. گرچه بیان توجیهات قوی برای اقناع مخاطب بسیار لازم است. کاری که شهید مطهری برای بسیاری از این احکام در کتابهاشون انجام داده اند

حالا حرف بنده این است که در چنین موارد تنها راه توجیه این نیست که این احکام عادلانه هستند. مثلا سعی کنیم نشان دهیم حقوق مرد و زن در عین تفاوت توازن دارند.

به جای این جور توجیه میتوان گفت مثلا مرد در دنیا حقوق بیشتری از خودش را نسبت به زن میتواند در ن.ح.ا احصا کند و این هیچ اشکالی ندارد. شاید خدا با توجه به شناختش از زن و مرد خواسته کمال آنها را ماکزیمم کند. شاید زن با تحمل محقق نشدن حقوقش و صبر به خاطر اهداف بزرگ تر بهتر کامل می شود. و شاید مرد با داشتن دست بالاتر ، و حقوق قابل احصاء بیشتر مورد امتحان قرار می گیرد و کمالش در استفاده خوب از این نعمت است.

و یا شاید خدا دیه 4 انگشت را کمتر از 3 انگشت قرار داده تا صحنه ی امتحانی برای قطع کننده ی انگشت ها فراهم کند. این ظاهرا عادلانه نیست. به جای اینکه زور بزنیم نشان دهیم که این هم میتواند عادلانه باشد ، این جور که من میگم توجیه کنید

اگر شما به هر دلیلی سه انگشت یک نفر را سهوا قطع کنید در معرض یک امتحان الهی قرار خواهید گرفت. از یک طرف مسائل مالی می گوید انگشت چهارم راهم قطع کن که دیه کمتری بپردازی و از طرفی انسانیت می گوید نه قطع نکن

انسانها در همین صحنه های امتحان کمال پیدا می کنند. با انتخاب های درست. شاید این حکم برای کمال شما آمده است نه برای عدالت حداکثری در دنیا

شاید مثالم خنده دار باشه ولی امیدوارم منظور نهایی بنده را خوب گرفته باشید

پی نوشت:

1-قطعا اگر طرح ریزی ن.ح.ا به صورتی که متضمن بیشترین کمال ممکن برای انسان باشد را ، به عنوان اصلی ترین حق بشر بدانیم، قطعا این دو تابع همیشه در یک نقطه بهینه می شوند. چون معنای مشترکی به هر دو داده ایم. 

2- بنده معتقدم ن.ح.ا در زمینه حقوق زن و مرد توازن خوبی دارد. صحبت اینجاست که خیلی لزومی ندارد توازن داشته باشد


و من الله التوفیق

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الرحمن


روز اول ربیع الاول مبارک


مادر می گفت در اعمال این روز زیارت امین الله وارد شده است.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أمینَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَعَمِلْتَ بِکِتابِهِ وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ حَتّى دَعاکَ اللَّهُ اِلى جِوارِهِ فَقَبَضَکَ اِلَیْهِ بِاخْتِیارِهِ وَاَ لْزَمَ اَعْدائَکَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَکَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلى جَمیعِ خَلْقِهِ 

ابتدا به امامت سلام میکنی ، به جهاد او در راه خدا شهادت میدهی. در ابتدا به تو کمک می کند احساس وظیفه کنی، احساس شرمندگی کنی که امامت حق جهاد را به جا آورده و تو نشسته ای در حالی که حجت برتو تمام شده است. به ارتباط نزدیک امام با خدا که شهادت می دهی دلت میشکند. این فاصله ی زیاد بین تو و امام، بین تو و خدا، شرمندگی را همراه با شوق به ارمغان می آورد تا مقدمه ی خواستن از خدا باشد.

اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِکَ راضِیَةً بِقَضاَّئِکَ مُولَعَةً بِذِکْرِکَ وَدُعاَّئِکَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِیاَّئِکَ مَحْبُوبَةً فى اَرْضِکَ وَسَماَّئِکَ صابِرَةً عَلى نُزُولِ بَلاَّئِکَ شاکِرَةً لِفَواضِلِ نَعْماَّئِکَ ذاکِرَةً لِسَوابِغِ آلائِکَ مُشْتاقَةً اِلى فَرْحَةِ لِقاَّئِکَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِیَوْمِ جَزاَّئِکَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِیاَّئِکَ مُفارِقَةً لاِخْلاقِ اَعْدائِکَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْیا بِحَمْدِکَ وَثَناَّئِکَ

توجیهت میکند که مخلوقی در دستگاه قضا و قدر الهی هستی، نعمت ها و بلاها همه از  خدایند و زیبا، دعا میکنی که دوست دار دوستان خدا شوی تا آسمان ها و زمین تو را دوست بدارند. همه از خداست. توشه ی اندکت را به یادمی آوری و جزای الهی را

شاهکار دعا از این جا به بعد است:

وقتی به بچه ای در دامان خدا تبدیل شدی که همه چیزش را در خدا میبیند، با توصیف وصل اولیای الهی تشنگیت را برای خدا بیشتر میکند

اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتینَ اِلَیْکَ والِهَةٌ وَسُبُلَ الرّاغِبینَ اِلَیْکَ شارِعَةٌ وَاَعْلامَ الْقاصِدینَ اِلَیْکَ واضِحَةٌ وَاَفْئِدَةَ الْعارِفینَ مِنْکَ فازِعَةٌ وَاَصْواتَ الدّاعینَ اِلَیْکَ صاعِدَةٌ

من کجا و فروتنان کجا که حیران تو اند؟ چرا راه های وسیع و باز به سوی تو را ندیده ام؟ چرا نشانه هایت را ندیده ام؟ نشانه هایی که برای هر که تو را قصد کند واضح است؟ چرا قلب من مثل قلب عارفین نیست؟ و چرا در زندگیم صدایت نمی کنم؟

احساس دور بودن می کنی در حالی که بسیار نزدیکی، خسران محض

وَاَبْوابَ الاْجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ وَدَعْوَةَ مَنْ ناجاکَ مُسْتَجابَةٌ وَتَوْبَةَ مَنْ اَنابَ اِلَیْکَ مَقْبُولَةٌ

در های اجابتش برای آنها باز است. آیا برای من نیز باز خواهد شد؟ جوابت را زود میگیری . کم کم تو را هم بازی می دهند. او ندای هر کس که او را بخواند پاسخ می دهد. خدایا من هم دارم تو را میخوانم. آیا واقعا من هم به این قافله اتصالی دارم؟

بعد می فهمی گناهکاران هم می توانند راه پیدا کنند و توبه شان مقبول است. تازه دلت می شکند. هر چقدر هم که کم استعداد باشی، اگر خوب به این جای کار برسی، قطعا چشمانت نمناک شده است و درست  همین جا ضربه ی آخر را می زند

 وَعَبْرَةَ مَنْ بَکى مِنْ خَوْفِکَ مَرْحُومَةٌ 

و اشک هر کس از ترس تو بگرید مورد رحمت است. پس خدا به تو، به تو گناهکار هم رحم می کند

وَالاْغاثَةَ لِمَنِ اسْتَغاثَ بِکَ مَوْجُودَةٌ وَالاْعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِکَ مَبْذُولَةٌ

به فریادت می رسد و یاریت می کند. انگار دنیا را به تو داده اند، خودت را با وجود این خدا از مخبتین و راغبین و قاصدین و عارفین خیلی دور نمی بینی

وَعِداتِکَ لِعِبادِکَ مُنْجَزَةٌ وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَکَ مُقالَةٌ وَاَعْمالَ الْعامِلینَ لَدَیْکَ مَحْفُوظَةٌ وَاَرْزاقَکَ اِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْکَ نازِلَةٌ وَعَواَّئِدَ الْمَزیدِ اِلَیْهِمْ واصِلَةٌ وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرینَ مَغْفُورَةٌ وَحَواَّئِجَ خَلْقِکَ عِنْدَکَ مَقْضِیَّةٌ وَجَواَّئِزَ السّآئِلینَ عِنْدَکَ مُوَفَّرَةٌ وَ عَواَّئِدَ الْمَزیدِ مُتَواتِرَةٌ وَمَواَّئِدَ الْمُسْتَطْعِمینَ مُعَدَّةٌ وَمَناهِلَ الظِّماَّءِ مُتْرَعَةٌ

تو بنده ای، تو لغزیده ای، تو عملی نداری، تو مخلوقی، تو استغفار کرده ای، تو حاجت مندی، تو سائلی، تو گرسنه ای و تشنه ای

و او به عهدش با تو وفا می کند، کارهایت را فراموش نمی کند، روزی میدهد، زشتی هایت را میپوشاند، غذایت میدهد و سیرابت میکند

دوباره وقتی شیرفهم شدی که چه هستی و چه خدایی داری دست به دعا می بری

 اَللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعاَّئى وَاقْبَلْ ثَناَّئى وَاجْمَعْ بَیْنى وَبَیْنَ اَوْلِیاَّئى بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِىٍّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اِنَّکَ وَلِىُّ نَعْماَّئى وَمُنْتَهى مُناىَ وَغایَةُ رَجائى فى مُنْقَلَبى وَمَثْواىَ 

و چه دعایی بالاتر از اینکه تو را همنشین خوبان کنند. 


و در انتها لازم است اگر در فضای معنوی خاصی رفتی و شل شدی دوباره تو را برای صحنه های واقعی زندگی که عرصه ی جهاد است آماده کند. خدا را صدا می زند و با معیار خدا صف دوست و دشمن را جدا می کند. نزاع همیشگی حق و باطل را یادآور می شود و تو را در جبهه حق قرار میدهد در حالی که برایش دعا میکنی.

اَنْتَ اِلهى وَسَیِّدى وَمَوْلاىَ اِغْفِرْ لاِوْلِیاَّئِنا وَکُفَّ عَنّا اَعْداَّئَنا وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا وَاَظْهِرْ کَلِمَةَ الْحَقِّ وَاجْعَلْهَا الْعُلْیا وَاَدْحِضْ کَلِمَةَ الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلى

 اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىءْ قَدیرٌ 

و حالا نوبت توست که با تکیه بر قدرت خدایت از جایت بلند شوی و حرکت کنی

برای رشد

یاعلی

  • محمد حسین متالهی اردکانی