موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کربلا» ثبت شده است

 سلام

قسمت دوم سفرنامه که قولش را داده بودم


طریق یا حسین




پی نوشت :

همه رفقا و مخاطبین عزیز ، لطفا در نماز ها و سحر های ماه مبارک بنده را از دعای خیر خود محروم نسازید.

به پست همفکری با یک مخاطب هم مراجعه نمایید نیاز به کمک رفقا دارم برای ایجاد یک فضای فکری خوب

  • محمد حسین متالهی اردکانی
بسم رب الحسین

دوستان قسمت اول سفرنامه عراق یعنی از بدو حرکت تا پایان حضور در نجف را از لینک زیر می توانید دانلود کنید

ایوان نجف عجب صفایی دارد



البته بنده که نه قلم خوبی دارم و نه شخصیت مهمی هستم. صرفا لبیکی بود به پیشنهاد رفیق شفیق ، حسین بوذرحمهری
خوشحال میشم نظراتتون رو بشنوم.

انشالله قسمت دوم ، طریق یا حسین ، که وصف مسیر پیاده روی تا کربلاست را به زودی منتشر خواهم کرد.

خدا قسمتتون کنه همه پیاده برید کربلا




  • محمد حسین متالهی اردکانی

سلام

امروز روز متفاوتی بود .

زائران کربلا برگشته بودند . تا انتها بخوانید .


در دفتر بسیج در حالی که کفشم را بیرون آورده بودم کار می کردم که یک پونز گوشت کف پایم را به مثابه ی گچ دیوار سوراخ کرد و بالطبع من هم پونز را به مثابه ی بیرون کشیدن از دیوار از کف پایم بیرون کشیدم . فقط پای من کاملا متفاوت از دیوار خون گریست!


3دقیقه طول کشیدتا دوباره سر کارم برگشتم . در ادامه در ارتفاع سه متری روی نردبانی بودم که نامرد لغزید و زیرپایم را خالی کرد و من هم کاملا عمودی در هوا رها شدم. فرود خوبی داشتم و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده به جز افزایش 10 درصدی ضربان قلب که پس از اندک مدتی رفع شد.


بعد از مدت ها با همکلاسی عزیز قرار گذاشته بودم که درس بخونم. رفت و آمدم در تهران هم که با دوچرخه است. راه افتادم ولی امروز تهران بارانی بود.قبلا دوچرخه ام سپری داشت که 20 درصد آب را می گرفت ولی امروز همان هم نبود و موش که نه انسان آب کشیده شدم. خیس خیس


به زائران زیارت قبول گفتم و روبوسی کردیم. پرسیدم به یاد من بودید؟ گفتند بیادت بودیم که هیچ؛ اسمت رو هم روی گنبد امام حسین نوشتیم!

_ مگه رفتید رو پشت بام؟

_ آره . تعمیرات بود و توفیق شد رفتیم.

_ نوشتید و پاک کردید یعنی؟

_ نه قطعه های طلاکاری شده رو که میخواستن کار بذارن پشت یکیش با ماژیک نوشتیم و کار گذاشتن

منم گفتم بابا ایول دمتون گرم


دوران دبیرستان از مهمترین تفریحات سالمم آشپزی بود! مدت ها بود آشپزی نکرده بودم . امشب غذایی درست کردم که خوشبختانه نبودید وگرنه بی انگشت می شدید !


اینا رو نوشتم برای اینکه بگم از این به بعد اگر همینطوری به سرم زد یک مطلبی بنویسم که بار محتوایی خاصی نداره و صرفا روایت یک اتفاق خارج از روزمره های قابل انتظاره ؛ اون رو میتونید تو قسمت غیر روزمره های وبلاگم بخونید . چون مطالب مهمی نیستند تو صفحه اصلی نمیذارمشون.


یاعلی

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم رب الحسین


تا چند دقیقه ی دیگه با جمعی ده نفره از دوستان خداحافظی خواهم کرد و التماس دعا خواهم گفت .

راهی کربلا هستند

کاملا آزاد

بلیط گرفتن برای مهران و از اونجا با ماشینای عراق میرن کربلا. هیچ هتلی هم رزرو نکردن . ظاهرا یه سوله هایی هست که یک پتو به آدم میدن و مفتی توش میخوابن.

غذاشون رو هم قراره ساندیچی های دور حرم تامین کنند.

رفقا اهل حالند. کربلا میرن با 400 هزار تومن.

خوشا به حالشان

شب جمعه همجوار خون خدا خواهند بود.


اللهم الرزقنا زیارت الحسین

اللهم الرزقنا شفاعه الحسین

  • محمد حسین متالهی اردکانی

سلام


رفقا از نجف تا کربلا این نوحه رو با پای پیاده می خوندند    نوحه اربعین


و زیارت اربعین رو که خوندید ما رو فراموش نکنید . متن زیارت هم هست .




این الطالب بدم المقتول بکربلا


  • محمد حسین متالهی اردکانی