موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پدر» ثبت شده است

بسم الحی الذی لا یموت
بیدک الخیر ، انک علی کل شی قدیر

سلام
پدر امروز وقتی وارد خانه شد، اشک چشمانش را فرا گرفت!
جویای علت شدیم.
گفتند: دفعه آخر که از خونه بیرون می رفتم، با این نیت که برگردم بیرون نرفتم


  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم رب الحسین

 

هنوز پدر نشده ام (حتی همسر هم !) و ارتباطات پدر و پسری را خوب نمی فهمم

ولی دست و پا شکسته چیزهایی دیده‌ام

 

هنگام خداحافظی به سمت تهران حسرت را در نگاه پدرم به وضوح دیده ام

در حالی که میدانند به زودی، سالم و سرحال، باز خواهم گشت

 

هنگام هر وصل بعد از فراق های کوتاه، گرمی و فشار آغوش او را دیده ام

در حالی که این وصل ها بارها تکرار می شوند

 

هنگام خداحافظی نگاه ممتد او به من تا مرز محو شدنم را دیده ام

در حالی که میدانند این آخرین باری نیست که قد و بالایم را می‌بینند

 

هنگام فراق، اگر کمی طولانی شود، زبان سردشان را که نشان از دلتنگی و اعتراض دارد را دیده ام

در حالی که من پسری نیستم که دوری اش سخت باشد

 

هنگام سفر اصرار همیشگی شان برای خرید بلیط سریع‌السیر  جهت دیداری سریع تر، هر چند ساعتی بیش نباشد، را دیده ام

درحالی که من همیشه فراموش می کنم و همیشه بلیط عادی میگیرم

 

هنگام صحبت صلابت پدرانه اجازه نمی دهد، ولی احساسات لطیف و عریان‌ترشان را در توصیفات واسطه ها به وضوح دیده ام

درحالی که من علی اکبر نیستم

درحالی که پدر، حسین(ع) نیست

 

یا حسین

  • محمد حسین متالهی اردکانی