موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مخدر» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم


تا بحال پدیده ی تخدیر را از حیث علت فاعلی که مخدر بود بررسی کردیم . در این نوشته سعی می کنیم علت قابلی را در این فرایند بررسی کنیم. یعنی موجود تخدیرپذیر .

اساسا برای تکمیل مدل لازم است بدانیم چه موجوداتی تخدیرپذیرند. و تخدیرپذیری انسان های مختلف چگونه است. شاید نحوه ی تاثیر یک مخدر یکسان روی انسانهای مختلف کاملا متفاوت باشد و این موضوع به خاطر تفاوت در علت قابلی فرایند تخدیر است. اگر بخواهیم از این مدل برای مهندسی رفتارها استفاده کنیم ، لازم است عنصر تخدیرپذیر را نیز بشناسیم. افراد از نظر سرعت در فرایند عادی شدن ، میزان ایجاد وابستگی در آنها و رضایت حاصل از مواجهه با مخدر با هم تفاوت دارند .

خاصیت تخدیرپذیری مختص به افراد نیست . به نظر من جامعه به عنوان یک کل ، به عنوان یک نظام ، موجودی تخدیرپذیر است. در واقع عرف و هنجارهای جامعه طی یک فرایند تخدیری در طول زمان تحول می یابند.

در نوشته ی بعد تخدیر را در بستر جامعه بررسی خواهم کرد.

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله الرحمن الرحیم


گزاره های پشتیبان : لطفا با دقت مطالعه نمایید

      1- در روایتی آمده است، هیچ گناه صغیره ای همراه با اصرار نیست و هیچ گناه کبیره ای همراه با استغفار نیست. یعنی اگر کسی اصرار بر گناه داشت اگر چه گناهش صغیره باشد تبدیل به کبیره می شود و اگر کسی توبه و استغفار کند اگر گناهش کبیره هم باشد از کبیره بودن خارج می شود.

      2- قرآن در شرح حال متقین :  آل عمران،135:وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یصرُِّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یعْلَمُون   یعنی عدم اصرار بر گناه مهمتر از انجام ندادن خود آن است . متقین هم گناه می کنند .

      3- اصرار بر گناه موجب کم شدن قبح آن میشود .

      4- عاقبت اصرار بر گناه از دیدگاه قرآن :  روم ، 10ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوآی أَنْ کَذَّبُوا بِآیات اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنْ. اعتبار روانى و نفسانى نیز با چنین تفسیرى مساعد است زیرا تجربه نشان داده است که انسان معصیت کار گام به گام به خطر مهم نزدیک میشود و تدریجا سر از کفر در مى آورد، یعنى پس از ارتکاب مکرر گناه عادى ، حریم شریعت در نظر او شکسته مى شود و اصل دین الهى و حدود آن در دل و جان او از هیبت مى افتد و از سلطنت و حاکمیت بر روان او عزل مى شود تا حدى که گویا اصلا شریعتى در کار نیست و خبرى از آسمان نیامده و وحیى نازل نشده است 

      5-کافی، ج 7، ص 191، حدیث 2 : بر اثر اصرار برگناه و تکرار آن، محبت آن گناه در دل او ریشه دوانیده، یاد آن گناه بر قلب او غلبه می­کند. 

     6- رسول گرامى مى فرماید: اى بندگان خدا از غور در گناهان و از کوچک شمردن آن بپرهیزید زیرا گناه سبب چیرگى ذلّت (سستى و ضعف در اراده ) بر انسان گنه کار مى شود، تا این که او را در گناهى بزرگ تر وارد مى سازد و پیوسته این ذلّت و سستى در اراده و ارتکاب گناهان بزرگ ، ادامه یابد، تا این که سر از ردّ ولایت وصى علیه السلام و دفع نبوت نبىّصلى الله علیه و آله بر مى آورد و هم چنان ادامه مى یابد تا به بزرگ ترین گناه، یعنى انکار توحید و الحاد در دین خدا منجر مى شود. تفسیر صافى ، ج 1، ص 123، با تحریر و تبیین اندک 

      7- اشد الذنوب ما استهان به صاحبه؛ سخت ترین گناهان آن بود که گنهکار آنرا خوار و کوچک شمرد (نهج البلاغه، حکمت 245)

 

 

در نوشته ی پیشین سه شاخصه ی اصلی مخدر ها را بیان کردیم

 

رضایت کوتاه مدت

ایجاد وابستگی

عادی شدن

 

و اثبات شد که این سه شاخصه با هم یک سیستم با حرکت قهقرایی را ترسیم می کنند.

 

در این جا سعی میکنم نشان دهم :

اولا گناه نیز یک پدیده ی تخدیری است

و ثانیا بیش از خود گناه اعتیاد به گناه و یا گرفتارشدن در منجلاب گناه مذموم است .

 

     1-  اثبات خاصیت تخدیری گناه :

a.       رضایت کوتاه مدت : گناه به واسطه ی اینکه ما دارای ابعاد حیوانی هستیم می تواند باعث احساس شادی و رضایت شود . قوای غضبیه و شهویه ما با بسیاری از گناهان به رضایت میرسند . گرچه هنگامی که از غفلت بیرون می آییم و خود واقعیمان را درک می کنیم این رضایت نفس اماره جای خود را به پشیمانی نفس لوامه می دهد .

b.       ایجاد وابستگی : سرخوشی حاصل شده از گناه موجبات احساس نیاز به آن را در انسان ایجاد می کند . مزه اش را که چشیدی برایش مشتاق تر می شوی . همچنین گزاره  5 را ببینید .

c.       عادی شدن : از دو جنبه قابل بررسی است

                    i.      اولا وقتی گناهی تکرار شد قبح آن در نظر مرتکب کم می شود و این موضوع بدیهی است و نیاز به اثبات یا مثال ندارد . همین امر موجب می شود ارتکاب مجدد آن هر بار از بار قبل آسوده تر باشد . گزاره 7

                      ii.      رضایت ایجاد شده از گناه برای قوای حیوانی انسان بعد از هر بار ارتکاب کمتر می شود . اعتراف گناهکاران در این که در صورت افراط در گناه دیگر احساس رضایتی از گناه نمی کنند دلیلی بر این مدعاست .

در نهایت در اثبات این که این سه شاخصه یک سیستم قهقهرایی را تشکیل می دهند ، گزاره های 4 و 6 را ببینید .

 

     2- گرفتار نشدن در دام تخدیر گناه بسیار مهمتر از گناه نکردن است .


مذمت شدید اصرار بر گناه در ادبیات دینی ما بسیار رایج است . یعنی اصرار بر یک گناه کوچک می تواند بسیار زیانبارتر از ارتکاب یک گناه بزرگ باشد . واضح است که این اصرار و سهل انگاری ریشه در عادی شدن گناه در نظر مرتکب دارد . حرکت تخدیری حرکتی همواره تند شونده است چه به سوی مثبت باشد و چه بسوی منفی و چیزی که باعث این امر می شود همین خاصیت عادی شدن آن است . تخدیر حاصل از گناه انسان را حتی به انکار اصول دین میرساند همانطور که اعتیاد ساده ی بسیاری از معتادان به مرگ منتهی می شود .

سوالی که پیش می آید این است که این تبیین خاص بنده از این دست واقعیات چه دست آوردی دارد ؟

در علوم تجربی همواره به دنبال مدل سازی هستیم . یعنی توصیف واقعیات کافی نیست . سعی می کنیم مدل های دقیق و ریاضی پیدا کنیم که بتوان با آنها رفتار طبیعت را توجیه و پیش بینی کرد . تخدیر در این جا یک مدل است که می تواند برای دقیق شدن بحث ها بسیار مفید باشد . در این باب نیاز به بحث مستقلی است که در اینجا نمی گنجد .

همان طور که مخدر های آشنا خواص متفاوتی دارند ، گناهان نیز بر اساس شدت و ضعف این سه شاخصه در آنها ، انواع متفاوت تخدیر را رقم میزنند. بعضی بسیار خطرناک ترند . مثلا در قرآن برای زنا تعبیر  ولا تقربوالزنا » استفاده شده است . یعنی سیر قهقرایی به سمت آن و بعد از ارتکاب آن بسیار سریع و قدرتمند است . این تعبیر برای بسیاری گناهان دیگر که شاید بزرگ تر هم باشند استفاده نشده است .

منابع گزاره های پشتیبان :

http://yas-ehsas-892.blogfa.com/post/45

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=96576

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=179912

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله الرحمن الرحیم

در پست قبلی از رضایت گفته بودم . کشف بزرگی نبود . این همان مقام رضاست که می گویند . اینکه وقتی خدا نعمتهایش را از ما می گیرد یا نعمت هایش را به ما می دهد ، در هردو حالت به یک اندازه خوشحال شویم . در هر دو حالت به یک اندازه راضی باشیم. رسیدن به این مقامات سخت است . اینکه فقط بدانیم کافی نیست و یقین می خواهد و یقین هم آرزوی دیرین ماست .

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟

ما که به آن مقامات نرسیده ایم در مواجهه با مشکلات غمگین می شویم . پکر می شویم . دیگر پر انرژی نیستیم . ولی مهم آن است تا جای ممکن قیافه آدمهایی را به خود بگیریم که به مقام رضا رسیده اند . وقتی ادای دیگران را درآوریم کم کم روحیاتشان در ما ایجاد می شود به شرط آنکه به قصد ریا نباشد .اگر هدفمان متخلق شدن به اخلاق خوبان باشد ، اولین مرحله تشابه ظاهری است . از ظاهر شروع می شود ولی در ظاهر تمام نمی شود و به باطن هم می رسد .


تخدیر

مواد مخدر را بسیار شنیده ایم . به نظر من بسیاری پدیده ها در دنیای ما مشابه آن عمل می کنند . همه مخدر ها الگو های مشترکی دارند . مخدر ماده ایست که منفعتی برای انسان ایجاد می کند که حداقل وجوهی از آن منفعت با گذشت زمان اثر خود را از دست میدهد . ایجاد رضایت کوتاه مدت . سیگار که میکشد برای  مدت کوتاهی رضایت دارد ولی این رضایت همیشگی نیست . برای مدت کوتاهی انسان از خود رها می شود . رضایتی وجودش را فرامیگیرد تا مشکلات و غمهایش فراموش شود . مسئله ها و مشکلات زندگی آن معتاد از بین نرفته است بلکه در زمان تخدیر ، فراموش شده است . رضایت که رفت مشکلات بر میگردد و این بار  شاید بیش از گذشته آزار دهنده باشد . پس شاخصه ی اول شد ایجاد رضایت کوتاه مدت و حل علامتی مشکل . نه رضایتی که ناشی از حل ریشه ای مشکلات باشد . مثل داروهای مسکن

شاخصه دوم ایجاد وابستگی است . مخدر  مخاطبش را به خود وابسته می کند . وقتی اثر اولین سیگارش تمام شد احساس کمبود می کند . دفعه اول نیازمند تخدیر نبود ولی مخدر می تواند نیاز به خودش را در مخاطب ایجاد کند . معتاد ها اگر خود را نسازند آثار بیماری پیدا می کنند ! و این همان ایجاد نیاز است . یعنی ایجاد وابستگی .

شاخصه سوم این است که تاثیر مخدر در طول زمان کاهش می یابد . با مثال توضیح میدهم . شما شاید ندیده باشید ولی من دیده ام که یک قلیونی با تجربه و کهنه کار و یک بچه قلیونی تازه کار که به هم می رسند چه به هم می گویند . تازه کار بعد از چند دم و بازدم اشباع می شود ، نعشه و سیر می شود و آن وقت است که کهنه کار میگوید : این بچه را ببین . چه بی ظرفیت است! با دو پک قلیون نعشه شد! روز اول با یک سیگار به دنیای دیگر می رفت ولی بعد از مدتی یک سیگار دیگر برایش آن اثر را ندارد و برایش عادی شده است . چند سیگار میکشد . چند سیگار که عادی شد نوبت تریاک است . تریاک که عادی شد هروئین و این داستان ادامه دارد.

اسم این شاخصه ی آخر مخدر ها را عادی شدن آنها می گذارم . مخدر یک چرخه ایجاد میکند ، چرخه ای که خود را تقویت می کند. ایجاد رضایت ، ایجاد وابستگی ، عادی شدن و دوباره رضایت با استفاده بیشتر از مخدر و به دنبالش وابستگی بیشتر و عادی شدن بیشتر و این منجلاب تخدیر پایانی ندارد .

برای اینکه خوب این سه شاخصه را تبیین کنم از مواد مخدر و اعتیاد مثال زدم ولی تخدیر با این سه شاخصه لزوما منفی نیست. منجلاب ها همیشه بد نیستند . اعتیاد ها هم همیشه بد نیستند . تخدیر های مفید هم داریم . به نظر من عمل صالح مخدر است .  همانطور که گفتم بسیاری از پدیده ها در دنیا خواص تخدیری دارند.

درباره تخدیر و رابطه اش با خیر و شر همین جا قول نوشته ای مستقل را میدهم ولی در ادامه میخواهم درباره ی تخدیر و مشکلات زندگی بنویسم .

در شرایطی که برایمان مشکلاتی پیش می آید و غمناک می شویم احتمال روی آوردن به تخدیر بسیار بالا می رود . بسیاری را دیده ایم که در مواقع ناراحتی به مواد مخدر تمسک می جویند.


برای تحکیم تعاریفم در ذهن شما یک مثال آشنا میزنم.

از دیگر مخدر ها موسیقی است . شاخص ها را بررسی کنید .

1-     ایجاد رضایت بدون حل واقعی مشکل : موسیقی انسان را به دنیایی دیگر میبرد و مشکلاتت را فراموش می کنی .

2-     ایجاد وابستگی : وقتی وقت زیادی را با موسیقی بگذرانی در نبودش ، کمبودش را حس می کنی

3-     عادی شدن : من در موسیقی مصداق همان قلیونی تازه کارم . وقتی آهنگی را گوش میدهم بلافاصله تاثیر می پذیرم. تا چند روز صدای آن آهنگ در ذهن من است و کلماتش لقلقه زبانم . ولی کهنه کار ها نه . شاید تندترین آهنگ ها بر آنها هیچ تاثیری نداشته باشد . یادم می آید  سوم راهنمایی که بودم با بچه های کلاس رفتیم مشهد الرضا . دوستان را میدیدم که معتاد آهنگ شده بودند . بسیار ناراحت بودم ولی کاری از دستم بر نمی آمد . تنها کاری که می توانستم انجام دهم این بود که وقتی بچه ها خوابیدند هدفون هاشان را از گوششان بیرون بیاورم . موقع خواب هم آهنگ گوش میدادند !! متاسفانه هر نوع آهنگی ! برایشان عادی شده بود .

قطعا موسیقی هایی وجود دارند که مباح باشند ولی تخدیر خاصیت همیشگی موسیقی است و این امر باعث می شود درباره ی آن با احتیاط رفتار کنیم.

 

پی نوشت :


1-     خدایا ما را به مخدر های الهی خود معتاد کن . مخدرهایی که دوای درد ما باشند

2-     موسیقی زیبایی را هم ضمیمه می کنم 


به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست       عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست


التماس دعا

  • محمد حسین متالهی اردکانی