موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علی» ثبت شده است

بسم الرحمن


روز اول ربیع الاول مبارک


مادر می گفت در اعمال این روز زیارت امین الله وارد شده است.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أمینَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَعَمِلْتَ بِکِتابِهِ وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ حَتّى دَعاکَ اللَّهُ اِلى جِوارِهِ فَقَبَضَکَ اِلَیْهِ بِاخْتِیارِهِ وَاَ لْزَمَ اَعْدائَکَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَکَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلى جَمیعِ خَلْقِهِ 

ابتدا به امامت سلام میکنی ، به جهاد او در راه خدا شهادت میدهی. در ابتدا به تو کمک می کند احساس وظیفه کنی، احساس شرمندگی کنی که امامت حق جهاد را به جا آورده و تو نشسته ای در حالی که حجت برتو تمام شده است. به ارتباط نزدیک امام با خدا که شهادت می دهی دلت میشکند. این فاصله ی زیاد بین تو و امام، بین تو و خدا، شرمندگی را همراه با شوق به ارمغان می آورد تا مقدمه ی خواستن از خدا باشد.

اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِکَ راضِیَةً بِقَضاَّئِکَ مُولَعَةً بِذِکْرِکَ وَدُعاَّئِکَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِیاَّئِکَ مَحْبُوبَةً فى اَرْضِکَ وَسَماَّئِکَ صابِرَةً عَلى نُزُولِ بَلاَّئِکَ شاکِرَةً لِفَواضِلِ نَعْماَّئِکَ ذاکِرَةً لِسَوابِغِ آلائِکَ مُشْتاقَةً اِلى فَرْحَةِ لِقاَّئِکَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِیَوْمِ جَزاَّئِکَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِیاَّئِکَ مُفارِقَةً لاِخْلاقِ اَعْدائِکَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْیا بِحَمْدِکَ وَثَناَّئِکَ

توجیهت میکند که مخلوقی در دستگاه قضا و قدر الهی هستی، نعمت ها و بلاها همه از  خدایند و زیبا، دعا میکنی که دوست دار دوستان خدا شوی تا آسمان ها و زمین تو را دوست بدارند. همه از خداست. توشه ی اندکت را به یادمی آوری و جزای الهی را

شاهکار دعا از این جا به بعد است:

وقتی به بچه ای در دامان خدا تبدیل شدی که همه چیزش را در خدا میبیند، با توصیف وصل اولیای الهی تشنگیت را برای خدا بیشتر میکند

اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتینَ اِلَیْکَ والِهَةٌ وَسُبُلَ الرّاغِبینَ اِلَیْکَ شارِعَةٌ وَاَعْلامَ الْقاصِدینَ اِلَیْکَ واضِحَةٌ وَاَفْئِدَةَ الْعارِفینَ مِنْکَ فازِعَةٌ وَاَصْواتَ الدّاعینَ اِلَیْکَ صاعِدَةٌ

من کجا و فروتنان کجا که حیران تو اند؟ چرا راه های وسیع و باز به سوی تو را ندیده ام؟ چرا نشانه هایت را ندیده ام؟ نشانه هایی که برای هر که تو را قصد کند واضح است؟ چرا قلب من مثل قلب عارفین نیست؟ و چرا در زندگیم صدایت نمی کنم؟

احساس دور بودن می کنی در حالی که بسیار نزدیکی، خسران محض

وَاَبْوابَ الاْجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ وَدَعْوَةَ مَنْ ناجاکَ مُسْتَجابَةٌ وَتَوْبَةَ مَنْ اَنابَ اِلَیْکَ مَقْبُولَةٌ

در های اجابتش برای آنها باز است. آیا برای من نیز باز خواهد شد؟ جوابت را زود میگیری . کم کم تو را هم بازی می دهند. او ندای هر کس که او را بخواند پاسخ می دهد. خدایا من هم دارم تو را میخوانم. آیا واقعا من هم به این قافله اتصالی دارم؟

بعد می فهمی گناهکاران هم می توانند راه پیدا کنند و توبه شان مقبول است. تازه دلت می شکند. هر چقدر هم که کم استعداد باشی، اگر خوب به این جای کار برسی، قطعا چشمانت نمناک شده است و درست  همین جا ضربه ی آخر را می زند

 وَعَبْرَةَ مَنْ بَکى مِنْ خَوْفِکَ مَرْحُومَةٌ 

و اشک هر کس از ترس تو بگرید مورد رحمت است. پس خدا به تو، به تو گناهکار هم رحم می کند

وَالاْغاثَةَ لِمَنِ اسْتَغاثَ بِکَ مَوْجُودَةٌ وَالاْعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِکَ مَبْذُولَةٌ

به فریادت می رسد و یاریت می کند. انگار دنیا را به تو داده اند، خودت را با وجود این خدا از مخبتین و راغبین و قاصدین و عارفین خیلی دور نمی بینی

وَعِداتِکَ لِعِبادِکَ مُنْجَزَةٌ وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَکَ مُقالَةٌ وَاَعْمالَ الْعامِلینَ لَدَیْکَ مَحْفُوظَةٌ وَاَرْزاقَکَ اِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْکَ نازِلَةٌ وَعَواَّئِدَ الْمَزیدِ اِلَیْهِمْ واصِلَةٌ وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرینَ مَغْفُورَةٌ وَحَواَّئِجَ خَلْقِکَ عِنْدَکَ مَقْضِیَّةٌ وَجَواَّئِزَ السّآئِلینَ عِنْدَکَ مُوَفَّرَةٌ وَ عَواَّئِدَ الْمَزیدِ مُتَواتِرَةٌ وَمَواَّئِدَ الْمُسْتَطْعِمینَ مُعَدَّةٌ وَمَناهِلَ الظِّماَّءِ مُتْرَعَةٌ

تو بنده ای، تو لغزیده ای، تو عملی نداری، تو مخلوقی، تو استغفار کرده ای، تو حاجت مندی، تو سائلی، تو گرسنه ای و تشنه ای

و او به عهدش با تو وفا می کند، کارهایت را فراموش نمی کند، روزی میدهد، زشتی هایت را میپوشاند، غذایت میدهد و سیرابت میکند

دوباره وقتی شیرفهم شدی که چه هستی و چه خدایی داری دست به دعا می بری

 اَللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعاَّئى وَاقْبَلْ ثَناَّئى وَاجْمَعْ بَیْنى وَبَیْنَ اَوْلِیاَّئى بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِىٍّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اِنَّکَ وَلِىُّ نَعْماَّئى وَمُنْتَهى مُناىَ وَغایَةُ رَجائى فى مُنْقَلَبى وَمَثْواىَ 

و چه دعایی بالاتر از اینکه تو را همنشین خوبان کنند. 


و در انتها لازم است اگر در فضای معنوی خاصی رفتی و شل شدی دوباره تو را برای صحنه های واقعی زندگی که عرصه ی جهاد است آماده کند. خدا را صدا می زند و با معیار خدا صف دوست و دشمن را جدا می کند. نزاع همیشگی حق و باطل را یادآور می شود و تو را در جبهه حق قرار میدهد در حالی که برایش دعا میکنی.

اَنْتَ اِلهى وَسَیِّدى وَمَوْلاىَ اِغْفِرْ لاِوْلِیاَّئِنا وَکُفَّ عَنّا اَعْداَّئَنا وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا وَاَظْهِرْ کَلِمَةَ الْحَقِّ وَاجْعَلْهَا الْعُلْیا وَاَدْحِضْ کَلِمَةَ الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلى

 اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىءْ قَدیرٌ 

و حالا نوبت توست که با تکیه بر قدرت خدایت از جایت بلند شوی و حرکت کنی

برای رشد

یاعلی

  • محمد حسین متالهی اردکانی

سلام


این روزها بیش از آنکه برای مادرم ناراحت باشم برای پدرم ناراحتم . 

به فکر علی باشید که فاطمه را از دست می دهد. فاطمه را 



علی را دریابید .



و امروز نهج البلاغه اش را می خواندم :


در نامه ای به سلمان می فرمایند :

هر چه انس تو به دنیا افزون شود باید یشتر از آن حذر کنی ؛ زیرا دنیادار هر گاه به شادمانی دلبستگی یابد ، دنیا او را از آن شادمانی به بلایی می کشاند . و هرگاه انس گرفتنش موجب آرمیدن او گردد او را از آن حال آرامش به ترس و هراس می افکند !

دنیا

و حال نمی دانم باید چه کنیم که مصداق دنیادار  نشویم زیرا همیشه اتفاقاتی دنیوی هست که انسان را شاد می کند یا به او آرامش می بخشد؟


و در نامه ای به فرماندار حلوان می فرمایند:

دنیا سرای بلاهاست . کسی را در آن ساعتی آسودگی نیست ، جز آنکه آسودگیش سبب حسرت و دریغ او در قیامت گردد .


ظاهرا نباید یک لحظه هم آسایش را لمس کنیم . چون آسایش یعنی بی دردی و بی دردی یعنی حسرت . در قالب کلمات ساده است و قابل فهم ولی در عمل اصلا ساده نیست . التهاب دائمی تو را پای در می آورد . خسته ات می کند . وقتی آنقدر خالص نیستم که بتوانم التهاب و درد همیشگی را تحمل کنم باید چه کنم؟ . اصلا وقتی آدم خوبی نیستم و درد زیادی هم ندارم باید چه کنم؟


در عزاداری ها التماس دعا


  • محمد حسین متالهی اردکانی

اهل کوفه نبودن یعنی بدانی تا وقتی امام نرسیده ، مسلم ولی امر توست ...


و 9 دی ملت ایران چه زیبا نشان دادند بصیرتشان را و ما را یاد پیر جماران انداختند که می گفت ملت ایران از مردم صدر اسلام بهترند . 

لینک رو هم ببینید جالبه


  • محمد حسین متالهی اردکانی