موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیطان» ثبت شده است

بسم  رب الزهرا


فرقان چیزی است که حق را از باطل جدا می کند . از همان روز که شیطان برای گمراهی آدمیان قسم خورد؛ همواره حق و باطل را به هم می آمیزد. گاهی حق را به باطل می پوشاند و گاهی باطل را به حق . و این گونه برای نوع بشر موجبات گمراهی را فراهم می سازد .


حق ماندنی است و باطل رفتنی . حق باقی است و باطل فانی . ولی این ماندن و مهمتر از آن جدا ماندن آن از باطل کم هزینه نبوده است. این دنیا آنقدر پست است که برای جدا نگه داشتن حق و باطل در آن خون ها باید جاری شود . شهید فرقان است برای تاریخ.


دنیا آنقدر پست است که فاطمه را میگیرد تا فرق بین حق و باطل مشخص تر شود . فاطمه ای که دنیا برای اوست . دنیا اصلا یعنی پست . قطعا پست است که خدا به حسینش می گوید دوست دارم تو را کشته ببینم . (چون تو فرقانی)


راستی اگر فاطمه را آن دردها نبود ، اگر فاطمه را مقبره ای بود ، اگر فاطمه با شکوه تشییع میشد و ...  امروز تشخیص حق از باطل برای ما اینقدر ساده بود؟ هدایت نوع بشر از اولیای خدا خون میگیرد.


راستی اگر خونهای شهدای انقلاب و هشت سال دفاع مقدس ما نبود ، حق و باطل اینقدر واضح جدا میشدند؟ خوشا به حال ما که نگذاشتیم مولایمان خون دهد و بدا به حال اهل مدینه و کوفه که ...


بیایید این شبها که گریه می کنیم به حال خودمان هم گریه کنیم. گریه کنیم به حال خودمان وقتی مرز حق و باطل را گم می کنیم و آلوده میشویم.  وقتی به باطل می آمیزیم پشت پا زده ایم به فرقان هایی که تاریخ برای هدایت ما خونشان را گرفته .

پشت پا زده ایم به خون شهیدانمان

پشت پا زده ایم به خون خدا

پشت پا زده ایم به مادرمان


 و چقدر دردناک است داستان تلخ زندگی ما که پر از این پشت پا زدن هاست.


گریه کنید. 

بیش از این ها باید به حال خودمان گریه کنیم.


پی نوشت ها :


1- قبل از خودتان برای من گریه کنید که وضعم خرابه

2- چقدر بی بصیرتند کسانی که در عزاداری حضرت زهرا با دامن زدن به اختلافات مداهب اسلامی در جبهه باطل می جنگند. حقا که دل حضرت را خون می کنند. جای خط مقدم جبهه را عوض می کنند . فرقان ها را نمی بینند ...

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله الرحمن الرحیم


گزاره های پشتیبان : لطفا با دقت مطالعه نمایید

      1- در روایتی آمده است، هیچ گناه صغیره ای همراه با اصرار نیست و هیچ گناه کبیره ای همراه با استغفار نیست. یعنی اگر کسی اصرار بر گناه داشت اگر چه گناهش صغیره باشد تبدیل به کبیره می شود و اگر کسی توبه و استغفار کند اگر گناهش کبیره هم باشد از کبیره بودن خارج می شود.

      2- قرآن در شرح حال متقین :  آل عمران،135:وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یصرُِّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یعْلَمُون   یعنی عدم اصرار بر گناه مهمتر از انجام ندادن خود آن است . متقین هم گناه می کنند .

      3- اصرار بر گناه موجب کم شدن قبح آن میشود .

      4- عاقبت اصرار بر گناه از دیدگاه قرآن :  روم ، 10ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوآی أَنْ کَذَّبُوا بِآیات اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنْ. اعتبار روانى و نفسانى نیز با چنین تفسیرى مساعد است زیرا تجربه نشان داده است که انسان معصیت کار گام به گام به خطر مهم نزدیک میشود و تدریجا سر از کفر در مى آورد، یعنى پس از ارتکاب مکرر گناه عادى ، حریم شریعت در نظر او شکسته مى شود و اصل دین الهى و حدود آن در دل و جان او از هیبت مى افتد و از سلطنت و حاکمیت بر روان او عزل مى شود تا حدى که گویا اصلا شریعتى در کار نیست و خبرى از آسمان نیامده و وحیى نازل نشده است 

      5-کافی، ج 7، ص 191، حدیث 2 : بر اثر اصرار برگناه و تکرار آن، محبت آن گناه در دل او ریشه دوانیده، یاد آن گناه بر قلب او غلبه می­کند. 

     6- رسول گرامى مى فرماید: اى بندگان خدا از غور در گناهان و از کوچک شمردن آن بپرهیزید زیرا گناه سبب چیرگى ذلّت (سستى و ضعف در اراده ) بر انسان گنه کار مى شود، تا این که او را در گناهى بزرگ تر وارد مى سازد و پیوسته این ذلّت و سستى در اراده و ارتکاب گناهان بزرگ ، ادامه یابد، تا این که سر از ردّ ولایت وصى علیه السلام و دفع نبوت نبىّصلى الله علیه و آله بر مى آورد و هم چنان ادامه مى یابد تا به بزرگ ترین گناه، یعنى انکار توحید و الحاد در دین خدا منجر مى شود. تفسیر صافى ، ج 1، ص 123، با تحریر و تبیین اندک 

      7- اشد الذنوب ما استهان به صاحبه؛ سخت ترین گناهان آن بود که گنهکار آنرا خوار و کوچک شمرد (نهج البلاغه، حکمت 245)

 

 

در نوشته ی پیشین سه شاخصه ی اصلی مخدر ها را بیان کردیم

 

رضایت کوتاه مدت

ایجاد وابستگی

عادی شدن

 

و اثبات شد که این سه شاخصه با هم یک سیستم با حرکت قهقرایی را ترسیم می کنند.

 

در این جا سعی میکنم نشان دهم :

اولا گناه نیز یک پدیده ی تخدیری است

و ثانیا بیش از خود گناه اعتیاد به گناه و یا گرفتارشدن در منجلاب گناه مذموم است .

 

     1-  اثبات خاصیت تخدیری گناه :

a.       رضایت کوتاه مدت : گناه به واسطه ی اینکه ما دارای ابعاد حیوانی هستیم می تواند باعث احساس شادی و رضایت شود . قوای غضبیه و شهویه ما با بسیاری از گناهان به رضایت میرسند . گرچه هنگامی که از غفلت بیرون می آییم و خود واقعیمان را درک می کنیم این رضایت نفس اماره جای خود را به پشیمانی نفس لوامه می دهد .

b.       ایجاد وابستگی : سرخوشی حاصل شده از گناه موجبات احساس نیاز به آن را در انسان ایجاد می کند . مزه اش را که چشیدی برایش مشتاق تر می شوی . همچنین گزاره  5 را ببینید .

c.       عادی شدن : از دو جنبه قابل بررسی است

                    i.      اولا وقتی گناهی تکرار شد قبح آن در نظر مرتکب کم می شود و این موضوع بدیهی است و نیاز به اثبات یا مثال ندارد . همین امر موجب می شود ارتکاب مجدد آن هر بار از بار قبل آسوده تر باشد . گزاره 7

                      ii.      رضایت ایجاد شده از گناه برای قوای حیوانی انسان بعد از هر بار ارتکاب کمتر می شود . اعتراف گناهکاران در این که در صورت افراط در گناه دیگر احساس رضایتی از گناه نمی کنند دلیلی بر این مدعاست .

در نهایت در اثبات این که این سه شاخصه یک سیستم قهقهرایی را تشکیل می دهند ، گزاره های 4 و 6 را ببینید .

 

     2- گرفتار نشدن در دام تخدیر گناه بسیار مهمتر از گناه نکردن است .


مذمت شدید اصرار بر گناه در ادبیات دینی ما بسیار رایج است . یعنی اصرار بر یک گناه کوچک می تواند بسیار زیانبارتر از ارتکاب یک گناه بزرگ باشد . واضح است که این اصرار و سهل انگاری ریشه در عادی شدن گناه در نظر مرتکب دارد . حرکت تخدیری حرکتی همواره تند شونده است چه به سوی مثبت باشد و چه بسوی منفی و چیزی که باعث این امر می شود همین خاصیت عادی شدن آن است . تخدیر حاصل از گناه انسان را حتی به انکار اصول دین میرساند همانطور که اعتیاد ساده ی بسیاری از معتادان به مرگ منتهی می شود .

سوالی که پیش می آید این است که این تبیین خاص بنده از این دست واقعیات چه دست آوردی دارد ؟

در علوم تجربی همواره به دنبال مدل سازی هستیم . یعنی توصیف واقعیات کافی نیست . سعی می کنیم مدل های دقیق و ریاضی پیدا کنیم که بتوان با آنها رفتار طبیعت را توجیه و پیش بینی کرد . تخدیر در این جا یک مدل است که می تواند برای دقیق شدن بحث ها بسیار مفید باشد . در این باب نیاز به بحث مستقلی است که در اینجا نمی گنجد .

همان طور که مخدر های آشنا خواص متفاوتی دارند ، گناهان نیز بر اساس شدت و ضعف این سه شاخصه در آنها ، انواع متفاوت تخدیر را رقم میزنند. بعضی بسیار خطرناک ترند . مثلا در قرآن برای زنا تعبیر  ولا تقربوالزنا » استفاده شده است . یعنی سیر قهقرایی به سمت آن و بعد از ارتکاب آن بسیار سریع و قدرتمند است . این تعبیر برای بسیاری گناهان دیگر که شاید بزرگ تر هم باشند استفاده نشده است .

منابع گزاره های پشتیبان :

http://yas-ehsas-892.blogfa.com/post/45

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=96576

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=179912

  • محمد حسین متالهی اردکانی