موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زن مدرن» ثبت شده است

بسم الله


شنیده بودیم که انسانها می میرند . روحشان جاودان است.اما اینجا قرار است روح هم کشته شود.

یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچ کی نبود. یه روستای کوچیک بود با چندتا خانوار. صبح ها مردا و پسراشون میرفتن سر زمین های کشاورزی و بعضی هاشون دام ها رو می بردن چرا. زنا هم کارای خونه رو جلو می بردند، آشپزی میکردن برا شوهر بچه هاشون، خونه رو زیبا نگه میداشتند، تو اعیاد کیک و شیرینی درست میکردند و روز تولد بچه هاشون لباسهایی که با دست خودشون دوخته بودند رو بهشون هدیه میدادند. گاهی هم دور هم جمع میشدند و از همنشینی هم لذت می بردند.

تو یکی از این هم نشینی ها خانم1 فهمید چقدر خیاطی خانم2 خوبه و چقدر عاشق خیاطیه، خانم2 هم فهمید خانم1 چه آشپز حرفه ای و خوبی هست. با هم قرار گذاشتند از این به بعد خانم1 آشپزی کنه برای هر دو خانواده و خانم2 خیاطی. این جوری شد که هر کدوم کارمورد علاقه خودشون رو می کردند. خانم1 کیک ها و شیرینی هایی رو به 2 میفروخت که قبل از این به هیچ وجه گیرش نمی اومد و با پولش لباس های زیبایی میخرید. اصلا مهم نبود که دیگر بچه ها لباسی که تار و پودش آغشته به عشق مادر است نمی پوشند و یا کیک مادرشان را نمی خورند و اصلا مهم نبود که مادران موقع آشپزی در خیال پول آشپزی می کنند یا در خیال دیدن لبخند فرزند و شوهرشان. مهم این بود که کار دست کاردان افتاده بود. هر کسی کاری را که تخصص داشت انجام میداد. سطح کیفیت غذا و لباس هر دو بالا رفته بود. تازه تخصصی شدن کارها باعث شده بود خیاط روز به روز ماهر تر شود و آشپز نیز هم. 

و این چنین بود که اقتصاد پیشرفت کرد. قبل از این نه تولیدی بود و نه مصرفی. اقتصادی نبود و پولی نبود و معامله ای نبود. اقتصاد اما اینجا متوقف نشد. اگر دیروز خانم خیاط با دیدن لباس زیبایی که دوخته بود، به کارش می بالید و خانم آشپز هم از بوی خوب غذایش لذت می برد، امروز اما در این روستا چنین خبری نیست. چند نسل بعد جمعیت روستا خیلی زیاد شده بود. نوادگان خانم خیاطه نیاز به تولید انبوه داشتند تا نیاز روستا را تامین کنند و اقتصاد را به پیش ببرند. دیگر کسی خیاط نبود. عده ای زن را استخدام کرده بودند که اولی پارچه ها رو دوردوزی میکرد، دومی از روی یک الگوی تکراری و همیشگی پارچه را می برید و سومی همیشه 10 سانت زیر فاق را زیر ماشین می دوخت و ... . کارها تخصصی تر شده بود و البته قطعا کیفیت و سرعت بالاتر رفته بود. نوادگان خانم آشپزه هم فست فودی زده بودند و زنانی را استخدام کرده بودند که اولی فقط پوست مرغ را جدا می کرد و دومی فقط پودر سوخاری را می ساخت و سومی فقط مرغ را در پودر می غلطاند و ...

و این ماهیت اقتصاد است که با تخصص گرایی افراطی و ایجاد وابستگی متقابل بین اقشار، و با واسطه گری پول برای ایجاد ارتباط بین این وابستگی ها ی متقابل رشد میکند. ارتباط مساله با زن و خانواده از این جا شروع می شود که ظاهرا باید این دنیای خشک و زمخت اقتصادی، که در آن هیچ چیزی روح ندارد، بگذاریم برای مردان بماند. مردان این دنیای بی روح را راحت تر تحمل می کنند ولی زنان شخصیت های لطیفی هستند که پشت هر کارشان عاطفه و احساس موج می زند. آیا انداختن زن در این ورطه ی بی روح اقتصادی ظلم به زن نیست؟ من نامش را میگذارم ظلم روانشناختی، چرا که روان زن با چنین دنیای بی روحی سازگار نیست. مساله بدین جا ختم نمی شود. همان مردان هم وقتی می توانند آن دنیای بی روح اقتصاد را تحمل کنند و پا  از جاده ی تعالی خود بیرون نگذارند که پناهگاهی امن، پر معنا و روح دار به نام خانواده داشته باشند.

چه تقسیم کار قشنگی کرده اند پدر و مادر دینی ما و اسوه های تمام زنان و مردان عالم وقتی قرار گذاشتند کارهای خانه را زن خانه عهده دار شود و کارهای بیرون از خانه را مرد خانه. این گونه دنیای زیبای کوچک و پرمعنا و پرعشق را زن می سازد و آن دنیای زمخت و بی روح و بزرگ که گریزی از آن نیست را مرد می سازد. اما اقتصاد، این تقسیم کار را نمی پسندد. اقتصاد و هر آنکس برای اقتصاد اصالت قائل است، همه ی دنیا را زمخت و بی روح می خواهد. چرا عنصری به نام خانواده وجود داشته باشد که در پرتو آن نصف نیروی کار جامعه که زنان هستند از چرخه ی اقتصاد حذف شوند. زنان باید مثل مردان شوند، با روان خود بجنگند و متخصص شوند. زنانی که از هر انگشتشان یک هنر غیر تخصصی می بارید تا دنیایی کوچک اما کامل و روح دار را بسازند باید تبدیل شوند به زنانی که فقط یک هنر خاص حرفه دارند. زن خوب اقتصاد، زنی است که آن قدر مصرف کند که نیاز به پول پیدا کند و پولش را با کار تخصصی که برای دیگران انجام می دهد بدست آورد. 

زن خوب اقتصاد، مرد است. و جامعه ای که واحدش خانواده باشد ضداقتصادی است. جامعه ی اقتصادی متشکل از افراد است و نه خانواده ها.


اگر دیدید در شهری زن و مرد هر دو باید کار کنند تا هزینه های خانواده تامین شود، بدانید وارد یک شهر مدرن شده اید.

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله العادل


در انتهای مقاله ی قبل یه این سوال رسیدیم که دلیل و انگیزه ی دنیای مدرن برای تحقیر زنانگی چیست؟

در واقع دنیای مدرن مشکل زن را حل نکرد. در گذشته زنان به واسطه ی زنانگیشان تحقیر می شدند و ظالمانه  از بعضی حقوق انسانی بهره مند نبودند. امروز هم مشابه دیروز زنانگی در پوشش دفاع از حق مردانه رفتار کردن، تحقیر میشود. تنها چیزی که فرق کرده نحوه ی نگاه زنان به موضوع است. اگر در گذشته زن از زنانگی خود ناراحت بود، امروز زنان زنانگی را از خود دور می کنند تا تیر های پنهان تحقیر زن به آن ها اصابت نکند. زنان در گرو مرد شدن حقوقی را کسب کرده اند و رسانه ها را به خود متوجه ساخته اند. زنانی مهم ارزیابی شدند که مردانه تر رفتار می کردند. برای سنین مختلف برنامه هایی تولید شد که زن را به عنوان مبارز نشان میداد. صحنه های پیروزی زنان بر مردان در عرصه های رزمی کلیشه های ذهنی زنان را می شکست تا بتوانند زنانگی را از خود دور کنند. اثرات این فعالیت فرهنگی مدرن در اطراف خودمان هم مشهود است. زن نمونه در ایران فردی است که هم در زمین کشاورزی کار می کند و هم راننده کامیون است و ...  چرا زن نمونه که رسانه ی ما معرفی می کند یک مادر نمونه نیست؟


دنیای مدرن چرا به سمت مرد کردن زنان رفته است؟ به نظر باید ریشه ای تر به مساله نگاه کرد. در کل تاریخ چرا زنانگی تحقیر شده است؟ به نظر می رسد مردان تمام مظاهر تمدن را حاصل تلاش خود میدیدند. شهرهایی که ساخته می شد. اقتصادی که پیشرفت می کرد. همه ظواهر و روبناها را مردان می ساختند. چشم ظاهر بین مردان، زن را خیلی مفید ارزیابی نکرده بود و این کافی بود که او را محترم نشمرد. این نوع نگاه به زنانگی هنوز ادامه دارد.

خود را در فضای انقلاب صنعتی اروپا فرض کنید. انسان در استفاده از منابع زمین بسیار مجهز شده است. ماشین ها چرخ اقتصاد را به سرعت می چرخانند. تولید ناخالص ملی همه کشورهای اروپایی افزایش چشمگیری یافته. اقتصاد به سرعت رشد میکند و رقابت اقتصادی روز به روز جدی تر می شود. در چنین شرایطی چشم ظاهربین مردان به هیچ وجه نمی تواند زنانگی را تحمل کند. لطافت، تربیت، فرهنگ، مادری و دیگر ارزش های زن بی معنی خواهد بود. این مردان هوشمندانه تر از گذشته عمل کردند. به جای اینکه در این فضای رقابت اقتصادی بیش از گذشته زن را مورد بی توجهی قرار دهند، بهای توجه به زن را مردشدن آن قرار دادند تا چرخ اقتصادشان بهتر بچرخد و در رقابت بر رقیبان پیروز شوند. کافی بود یک تابلوی دفاع از حقوق زن را به دست تعدادی زن تشنه ی دیده شدن بدهند و رسانه ها را در اختیار بگیرند. کلیشه های ذهنی زنان را بشکنند و به آنان یاد دهند لازم نیست زنانه رفتار کنید. حق دارید مردانه رفتار کنید و مفید باشید.

دنیای مدرن در ادامه همان دید منفی نسبت به زنانگی سعی کرد زن را هم به عنصر پیشران اقتصاد تبدیل کند. البته مساله به اینجا ختم نمی شود. زن در هر صورت با مرد متفاوت است پس کارکرد اقتصادی زنان در اقتصاد لیبرال مدرن متفاوت از مردان است. دنیای مدرن خیلی زود از مزایای خاص زنان برای اقتصاد بهره برد. زن بیش از مرد قابل کنترل بود. توقعات اقتصادی کمتری داشت و راحت تر از مرد مورد استثمار قرار می گرفت.

رقابت اقتصادی فقط ناشی از کمبود نیروی انسانی برای تولید نیست بلکه وقتی تولید بیش تر از نیاز بازار باشد نیاز به تبلیغات و ایجاد جذابیت برای حفظ بازار بسیار حیاتی میشود. پس زنان هم فقط به عنوان نیروی کار موجودات ارزشمندی نیستند. آنها می توانند عنصر موثر تبلیغاتی برای سرمایه داران باشند. اقتصاد مدرن از جذابیت جنسی زن برای پیشبرد اقتصاد کمال استفاده را کرده است و این کار پازل تحقیر زن را بیش از پیش کامل کرده است. استفاده از جذابیت های ظاهری زن به اینجا ختم نمی شود. صنایعی ایجاد می شود که در آن رسما زنان جذابیت جنسی خود را به جامعه ی هوس ران می فروشند و چه زیبا دنیای مدرن این زشت ترین نوع تحقیر زن را تبدیل به ارزش برای زن می کند. جنبش های دفاع از حقوق زنان از حق زنان برای داشتن پوشش آزاد میگویند. زنان حق دارند از زیبایی خود برای هر چه بخواهند استفاده کنند. 


  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله العادل


تاریخ همیشه شاهد ظلم به زن بوده است ولی در این متن میخواهم از ظلم مدرن صحبت کنم. ظلمی که طی آن مظلومین هم به زمره ی ظالمان پیوسته اند.

قبل از شروع بحث نیاز به تبیین یک مقدمه است. واضح است اگر خصوصیت ذاتی یک موجود را مدح یا ذم کنیم در واقع خود او را مدح یا ذم کرده ایم. طبق تعریف صفت ذاتی، صفتی است که قابل تفکیک از موصوف خود نباشد. اگر فردی از نامطبوعی طعم شوری صحبت کند لاجرم نمک را هم نامطبوع می داند. چون شوری را نمی توان از نمک جدا کرد. در این نوشتار منظور از زنانگی، مجموع صفت های ذاتی جنس زن است.

عوامل مختلفی از جمله استیلاجویی مردان و سواستفاده ی آنها از قدرت اقتصادی و فیزیکی خود باعث شده است شاهد تضییع حقوق زن و تحقیر زنانگی باشیم. متاسفانه تاریخ همه اقوام شاهد برخورد غیرانسانی با زن بوده است. اینجا هدف آسیب شناسی این واقعیت تلخ نیست بلکه میخواهیم ببینیم با این عقبه ی تاریخی دنیای مدرن چه بلایی به سر زنان آورده است.

تاثیر این عقبه ی منفی تاریخی بر زنان چیست؟ به نظر بنده دو اثر عمده وجود دارد.

1- انرژی متراکم شده در زنان برای احقاق حقوقشان و مبارزه با این ظلم

2- دید منفی نسبت به زنانگی خودشان. چرا که جامعه زنانگی آنها را تحقیر می کرده و آنها نیز ناخودآگاه زنانگی خود را عامل مصیبت هایشان فرض کرده اند.

دنیای مدرن به صورت بسیار هوشمندانه از این انرژی متراکم برای تحقیر بیشتر زنان استفاده کرد.

دو راه حل متصور است.

1- قبول کنیم زنان زنانگی دارند و مردان مردانگی و هیچ برتری بین این دو نیست ولی تفاوت این دو میتواند باعث تفاوت حقوق و وظایف زن و مرد شود. بعد از اینکه زنان، زنانگی خود را تقدیس کردند حالا انرژی متراکم خود را صرف مبارزه با ظالمانی کنند که به ناحق زنانگی را تحقیر و حقوق زن را تضییع می کنند.

2- راه حل دوم این است که زن برای رهایی از ظلم تلاش کند زنانگی را از خودش جدا کند. تمام انرژی خودش را صرف کند تا به همه اثبات کند من زنانگی ندارم و پست نیستم، بلکه مردانگی دارم و ارزشمند هستم. راه حل دوم سواستفاده از زنان است برای تحقیر زن است. دقیقا همان کاری که دنیای مدرن انجام داد. آیا به راستی زنان می توانند زنانگی را از خود جدا کند؟

به این جملات دقت کنید:

1- چرا زن نتواند مثل یک مهندس معدن در معدن کار کند؟

2- مگر کار زن ها جوجه کشی است که بخواهد بچه دار شوند و شیر بدهند و ...؟

3- زنها هم می توانند مثل مردان سخت ترین کارها را انجام دهند.

4- اینکه مردان نیاز مالی زنان را بر طرف کنند توهین به زن است. مگر زن نمی تواند خودش نیاز خودش را برطرف کند؟

روح این جملات و جملات مشابه پر است از نگاه منفی به زن و تمایل گوینده برای شبیه کردن خود به مرد. در این جملات مردانگی تقدیس شده است و زنانگی تحقیر. دنیای مدرن با دست گرفتن تابلوی دفاع از حقوق زنان به زنان یاد داد که برای احقاق حقوقشان باید زنانگی را زیر پایشان له کنند و مردانه رفتار کنند. 

اسلام چه می گوید؟

1- زن لطافت دارد و ذاتا محیط خشن را دوست ندارد. لطافت او نقص او نیست. این لطافت همان چیزی است که قدرت مدیریت ظریف در محیط های بسیار پیچیده ی تربیتی را به او می دهد.

2- زنان آینده سازان جامعه هستند. نسل آینده در هر تمدنی حاصل تلاش زنان نسل قبل هستند. تعالی و سقوط هر جامعه به زنان و نقش مادری آنها بر می گردد.

3- مردان به سبب توانمندی های جسمی که دارند وظیفه دارند تمام بار اقتصادی جامعه را به دوش بکشند تا زنان در محیطی امن و فارغ از تشویش های محیط کار  به وظایف مهم خود رسیدگی کنند.


براستی چرا جنبش های دفاع از حقوق مردان شکل نگرفته است؟ جنبش هایی که شعار بدهند مردان هم حق دارند مثل زنان باشند. شعار بدهند ما هم حق داریم در محیط آرام خانه کار کنیم. شعار بدهند ما هم حق داریم به بچه های زیبایمان برسیم و رفتارهایشان را موشکافانه بررسی کنیم. ما هم حق داریم فرهنگ نسل بعدمان را بسازیم و ...

چون سود دنیای مدرن در تحقیر زن بوده است و نه مرد

در قسمت بعد از انگیزه ی دنیای مدرن برای جدا کردن زنانگی از زنان صحبت می کنیم

و من الله التوفیق

  • محمد حسین متالهی اردکانی