موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دنیا» ثبت شده است

بسم رب الحسین


سلام بر تو ای پنجمین انسان برگزیده ی خدا

سلام بر تو یا امام حسین

سلام بر تو

بعد از رسول

بعد از فاطمه

بعد از علی

بعد از حسن

علیهم السلام


فقط یک سوال :

در این دنیا که ...

در اینجا که ...


یا امام مظلوم . توجیهمان کن چرا باید اینجا زندگی کنیم؟

یا حسین به جان عزیزانت، توجیهمان کن که چگونه اینجا زندگی میکنیم؟

اصلا چگونه در هوای اینجا نفس میکشیم؟


این الطالب بدم المقتول بکربلا


  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الهادی


زندگی چقدر شبیه به یک تئاتر است. من و شما هم بازیگرانی هستیم که در صحنه بازی می کنیم.

قرآن هم همین رو میگه : انما الحیاة الدنیا لعب و لهو   ، دنیا چیزی جز بازی یک سری بازیگر نیست


در صحنه نمایش مهم ترین دغدغه یا شاید تنهای دغدغه ی بازیگر این است که زیبا بازی کند. همانطور که از او خواسته اند.

بازیگر بیش از همه ی تماشاگر ها میداند که همه چیز خیالی است و وقایعی که در صحنه رخ می دهد واقعی نیستند،

به همین خاطر او از هیچ اتفاقی در صحنه ی نمایش نه ناراحت می شود و نه خوشحال. تنها چیزی که میتواند او را خوشحال کند بازی خوب خودش است و فقط بازی بد اوست که ناراحتش می کند. بازی دیگران تاثیری در او ندارد

او هیچ وقت به دیگر بازیگران حسودی نمی کند چون میداند جایگاه هر بازیگر را کارگردان تعیین کرده و بازی که تمام شد همه پشت صحنه مثل هم هستند، پس دلیلی برای حسودی وجود ندارد.

او از بازیگری که نقش خیانتکار را بازی می کند دلگیر نمی شود و کینه نمی گیرد. هم چنین از دزد، از قاتل، از ظالم و ...  اصلا کینه معنایی ندارد. شاید این بازیگران را هم برای اجرای خوب نقششان تحسین کند!

یک بازیگر متعهد اصلا ذهن خود را درگیر دیگران نمی کند. تمام فکر و ذهنش این است که طوری بازی کند که کارگردان تحسینش کند.

نه تنها کینه به یک بازیگر راه ندارد بلکه عاشق دیگران هم نمی شود. بازیگری که عاشقانه ترین نقش ها را برای معشوقش در صحنه بازی می کند، خوب میداند که عشق را بازی می کند و واقعا عاشق نیست. شاید تماشاگران در بازی او محو شوند و او را عاشق بپندارند ولی او فقط عاشق این است که خوب بازی کند.

بازیگری که از مرگ نزدیکانش در صحنه گریه می کند، از اینکه خوب بازی می کند چقدر شاد است!

بازیگر بازی بودن بازیگریش را چقدر خوب می فهمد!


پی نوشت :


اگر کارگردان از بازیگر بخواهد که برای طبیعی شدن بازیش واقعا از ظالم کینه به دل بگیرد قطعا بازیگر سعی میکند کینه به دل بگیرد تا طبیعی تر بازی کند. ولی این کینه را برای ظالم بدست نیاورده بلکه برای کارگردان نفرت را درخودش ایجاد کرده. نه برای کارگردان هم نیست . نفرت را برای خودش ایجاد کرده تا بازیش دلنشین تر شود. شاید هم گاهی عشق را در خود ایجاد کند تا بازیش زیباتر شود.

خلاصه نه نفرتش ربطی به ظالم دارد و نه عشقش ربطی به معشوق
همه چیز برای خودش است.



  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم  رب الزهرا


فرقان چیزی است که حق را از باطل جدا می کند . از همان روز که شیطان برای گمراهی آدمیان قسم خورد؛ همواره حق و باطل را به هم می آمیزد. گاهی حق را به باطل می پوشاند و گاهی باطل را به حق . و این گونه برای نوع بشر موجبات گمراهی را فراهم می سازد .


حق ماندنی است و باطل رفتنی . حق باقی است و باطل فانی . ولی این ماندن و مهمتر از آن جدا ماندن آن از باطل کم هزینه نبوده است. این دنیا آنقدر پست است که برای جدا نگه داشتن حق و باطل در آن خون ها باید جاری شود . شهید فرقان است برای تاریخ.


دنیا آنقدر پست است که فاطمه را میگیرد تا فرق بین حق و باطل مشخص تر شود . فاطمه ای که دنیا برای اوست . دنیا اصلا یعنی پست . قطعا پست است که خدا به حسینش می گوید دوست دارم تو را کشته ببینم . (چون تو فرقانی)


راستی اگر فاطمه را آن دردها نبود ، اگر فاطمه را مقبره ای بود ، اگر فاطمه با شکوه تشییع میشد و ...  امروز تشخیص حق از باطل برای ما اینقدر ساده بود؟ هدایت نوع بشر از اولیای خدا خون میگیرد.


راستی اگر خونهای شهدای انقلاب و هشت سال دفاع مقدس ما نبود ، حق و باطل اینقدر واضح جدا میشدند؟ خوشا به حال ما که نگذاشتیم مولایمان خون دهد و بدا به حال اهل مدینه و کوفه که ...


بیایید این شبها که گریه می کنیم به حال خودمان هم گریه کنیم. گریه کنیم به حال خودمان وقتی مرز حق و باطل را گم می کنیم و آلوده میشویم.  وقتی به باطل می آمیزیم پشت پا زده ایم به فرقان هایی که تاریخ برای هدایت ما خونشان را گرفته .

پشت پا زده ایم به خون شهیدانمان

پشت پا زده ایم به خون خدا

پشت پا زده ایم به مادرمان


 و چقدر دردناک است داستان تلخ زندگی ما که پر از این پشت پا زدن هاست.


گریه کنید. 

بیش از این ها باید به حال خودمان گریه کنیم.


پی نوشت ها :


1- قبل از خودتان برای من گریه کنید که وضعم خرابه

2- چقدر بی بصیرتند کسانی که در عزاداری حضرت زهرا با دامن زدن به اختلافات مداهب اسلامی در جبهه باطل می جنگند. حقا که دل حضرت را خون می کنند. جای خط مقدم جبهه را عوض می کنند . فرقان ها را نمی بینند ...

  • محمد حسین متالهی اردکانی

سلام


این روزها بیش از آنکه برای مادرم ناراحت باشم برای پدرم ناراحتم . 

به فکر علی باشید که فاطمه را از دست می دهد. فاطمه را 



علی را دریابید .



و امروز نهج البلاغه اش را می خواندم :


در نامه ای به سلمان می فرمایند :

هر چه انس تو به دنیا افزون شود باید یشتر از آن حذر کنی ؛ زیرا دنیادار هر گاه به شادمانی دلبستگی یابد ، دنیا او را از آن شادمانی به بلایی می کشاند . و هرگاه انس گرفتنش موجب آرمیدن او گردد او را از آن حال آرامش به ترس و هراس می افکند !

دنیا

و حال نمی دانم باید چه کنیم که مصداق دنیادار  نشویم زیرا همیشه اتفاقاتی دنیوی هست که انسان را شاد می کند یا به او آرامش می بخشد؟


و در نامه ای به فرماندار حلوان می فرمایند:

دنیا سرای بلاهاست . کسی را در آن ساعتی آسودگی نیست ، جز آنکه آسودگیش سبب حسرت و دریغ او در قیامت گردد .


ظاهرا نباید یک لحظه هم آسایش را لمس کنیم . چون آسایش یعنی بی دردی و بی دردی یعنی حسرت . در قالب کلمات ساده است و قابل فهم ولی در عمل اصلا ساده نیست . التهاب دائمی تو را پای در می آورد . خسته ات می کند . وقتی آنقدر خالص نیستم که بتوانم التهاب و درد همیشگی را تحمل کنم باید چه کنم؟ . اصلا وقتی آدم خوبی نیستم و درد زیادی هم ندارم باید چه کنم؟


در عزاداری ها التماس دعا


  • محمد حسین متالهی اردکانی