موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «توقع» ثبت شده است

بسم الله المتکبر


من از تو توقع دارم که ...

یعنی من از تو میخواهم برای من فلان کار را انجام بدهی. یعنی من به خودم اجازه میدهم از ناحیه خودم به تو دستور بدهم. توقع من از تو ، دستور دل من به توست گرچه آن را با نرمی و لطافت بگویم. گرچه با خواهش و التماس بگویم.

فقط اگر خود را مافوق دیگران ببینی به خودت اجازه می دهی از ناحیه خودت از آنها درخواست داشته باشی ، به سان آن مدیری که از زیردستان خود توقع اطاعت دارد. حتی آن گدایی که توقع دارد کمتر از هزار تومان به او ندهند و برای پول التماس میکند وقتی با کمتر از آن چیزی که توقع دارد مواجه می شود، عصبانی شده و اعتراض می کند. او متکبر است چون متوقع است ولی آن گدای متواضع اگر روزی هیچ بدست نیاورد از هیچ کس ناراضی نیست چرا که او متوقع نبوده است.

تکبر نیز نوعی توقع است. متکبرها خود را بزرگ نمیشمارند بلکه کوچکی و حقارت نفسشان آنها را به سمت بزرگ جلوه دادن خود می کشاند. انها بزرگ نیستند بلکه میخواهند در نظر دیگران بزرگ دیده شوند. آنها به بزرگ دیده شدن محتاجند و از همه توقع احترام دارند.

متکبران و متوقعان ، عاجزانند

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله


من ازت توقع دارم که ...

یعنی من نیاز دارم فلان رفتار رو از ناحیه ی شما ببینم. توقع از جنس نیاز است. اگر توقعاتمان برآورده نشود ناراحت می شویم، دچار کمبود می شویم درست مثل وقتی نیازهایمان برآورده نمیشود. توقع ما عجز ماست. توقع ما درخواست عاجزانه ی ما از دیگران برای رفع نیاز ماست. ماهیتش همین است گرچه همراه با عصبیت و اعمال قدرت ما باشد.

توقع یعنی کمک خواستن و دست نیاز دراز کردن در برابر غیر خدا. یعنی دروغ می گوییم که ایاک نعبد و ایاک نستعین. ریشه ی توقع در این است که بعضی مخلوقان خدا را خدا می پنداریم و توهم داریم که آنها هم در این دنیا تاثیر گذارند. چون فکر میکنیم بر ما و محیط ما تاثیر گذارند از آنها متوقعیم.

توقع از جنس عجز و نیاز است. از جنس عجز در برابر غیر خدا. از جنس شرک



  • محمد حسین متالهی اردکانی