موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تخدیر» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم


تا بحال پدیده ی تخدیر را از حیث علت فاعلی که مخدر بود بررسی کردیم . در این نوشته سعی می کنیم علت قابلی را در این فرایند بررسی کنیم. یعنی موجود تخدیرپذیر .

اساسا برای تکمیل مدل لازم است بدانیم چه موجوداتی تخدیرپذیرند. و تخدیرپذیری انسان های مختلف چگونه است. شاید نحوه ی تاثیر یک مخدر یکسان روی انسانهای مختلف کاملا متفاوت باشد و این موضوع به خاطر تفاوت در علت قابلی فرایند تخدیر است. اگر بخواهیم از این مدل برای مهندسی رفتارها استفاده کنیم ، لازم است عنصر تخدیرپذیر را نیز بشناسیم. افراد از نظر سرعت در فرایند عادی شدن ، میزان ایجاد وابستگی در آنها و رضایت حاصل از مواجهه با مخدر با هم تفاوت دارند .

خاصیت تخدیرپذیری مختص به افراد نیست . به نظر من جامعه به عنوان یک کل ، به عنوان یک نظام ، موجودی تخدیرپذیر است. در واقع عرف و هنجارهای جامعه طی یک فرایند تخدیری در طول زمان تحول می یابند.

در نوشته ی بعد تخدیر را در بستر جامعه بررسی خواهم کرد.

  • محمد حسین متالهی اردکانی

 بسم الله الرحمن الرحیم


گزاره های پشتیبان :


      1-امـام بـاقـر(ع ) : مـحبوبترین کارها در پیشگاه خداى عزوجل کارى است که بنده بر آن مداومت ورزد, گر چه اندک باشد.

      2-امام سجاد(ع ) مى فرمود : من دوست دارم که در کار مداومت داشته باشم , گر چه آن کاراندک باشد.

      3-امـام بـاقر(ع ) مى فرمود : هر گاه به کارى (عبادى ) عادت کنم دوست دارم بر آن مداومت ورزم اگـر از عـبـادت شبانه چیزى از من فوت شود, روز قضایش را به جا مى آورم و اگر روزچیزى (از عـبـادت ) را از دسـت دهـم , شب قضاى آن را به جا مى آورم محبوبترین کارها درپیشگاه خداوند کارى است که با پیگیرى همراه باشد.

      4-امام صادق (ع ) : مبادا عملى را بر خود لازم گردانى و تا دوازده ماه از آن دست بردارى .

      5-پـیـامـبر خدا(ص ) : همانا نفس خسته و دلگیر مى شود و هیچ یک از شما نمى داند که چقدرعمر مـى کـنـد, پـس , بـنـگـرد کـه از عـبـادت چـه در تـوان اوست و سپس بر همان مداومت ورزد, زیرامحبوبترین کارها نزد خداوند, کارى است که بر آن مداومت شود هر چند اندک باشد.

      6-امـام عـلـى (ع ) : کـار (خـیـر) انـدک کـه بـر آن مـداومـت ورزى , از کار بسیار که از آن خسته شوى امیدوار کننده تر است .

      7-پـیـامـبـر خدا(ص ) : آنچه از مداومت بر کار نیک بر مى خیزد, عبارت است از : ترک زشتیها,دور شـدن از سـبکسرى , بیرون آمدن از گناه , یقین , عشق به رهایى و رستگارى ,فرمانبردن از خداى بخشنده , بزرگداشت برهان , کناره گیرى از شیطان , پذیرش عدل و گفتارحق اینها چیزى است که از پیگیرى در کار نیک به خردمند مى رسد.

      8-اگر انسان یک کار خیر را یک‏سال ادامه دهد، ملکه‏اش می شود و دیگر دست از این کار بر نمی دارد. چون دیگر برایش فشار ندارد. حتّی به جایی می رسد که اگر این عمل خیر را انجام ندهد، ناراحت می شود و گویی گم کرده ای دارد! پس ببینید که این استمرار و مداومت یک‏ساله چه‏قدر سازنده است!

      9-(وَ اسْتِقْلَالِ الْخَیْرِ وَ إِنْ کَثُرَ مِنْ قَوْلِی وَ فِعْلِی)کار خیرم را کم بشمارم ، گرچه در گفتار و رفتارم کار خوب زیاد باشد . دعای مکارم الاخلاق

      10-امام سجاد علیه السلام می‌فرماید : خدایا خدماتی که به پدر و مادرم می‌کنم کم و کوچک بشمارم :(وَ أَسْتَقِلَّ بِرِّی بِهِمَا وَ إِنْ کَثُر) الصحیفةالسجادیةص114


http://www.tarvijequran.com/page.php?pg=showqurandars&id=687&lang=fa

http://al-shia.org/html/far/books/hadith/mizanhkm/9/miz9_001.htm

http://www.mojtabatehrani.ir/fa/Print/1777/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_89/6/21

 

همانطور که مشاهده می کنید اصرار بر عمل صالح مهم تر از خود آن است. همانطور که اصرار بر گناه هم بد تر از خود گناه بود. فرایند عادی شدن گناه مخرب است و اسلام به همین جهت از اصرار بر گناه منع می کند ، در نقطه ی مقابل عادی شدن عمل صالح برای انسان یک ارزش است و اصرار بر عمل صالح موجب خواهد شد انجام آن به مثابه ی یک عادت و وظیفه شود و این همان معنای کوچک شمردن کار خیر خود است. درست عکس گناه که وظیفه داریم آن را بزرگ بشماریم .

اگر خدا می خواهد ما در منجلاب تخدیر گناه قرار نگیریم در عوض می خواهد ما هر چه بیشتر در دام تخدیر الهی عمل صالح بیافتیم و یک حرکت صعودی تند شونده را شروع کنیم.

عمل صالح هر سه شاخصه ی یک مخدر را داراست. یک رضایت فردی کوتاه مدت و مجازی ایجاد می کند که در طول زمان و با توجه پیدا کردن نسبت به کوچکی بنده نسبت به خالق از بین می رود . این احساس رضایت در دین مذموم است زیرا که می تواند موجبات غرور را فراهم سازد و از اخلاص عمل بکاهد و ...  از طرفی برای شروع فرایند تخدیر ایجاد رضایت لازم است. اصرار بر عمل صالح منجر به ایجاد وابستگی برای انسان می شود و عادی شدن باعث می شود رضایت حاصله بسیار کاهش یابد. زمانی که رضایت حاصل از عمل صالح بسیار کاهش یافت ، برای کسب احساس رضایت، فرد به اجرای سطوح بالاتری از عمل صالح دارد و روند مثبت ایجاد وابستگی و عادی شدن ادامه می یابد.

در نهایت آنچه برای انسان ارزش است کسب فضایل اخلاقی و از بین بردن رذایل اخلاقی است. فضیلت و رذیلت خصوصیاتی ذاتی  و کسب شده توسط نفس هستند و این با ارتکاب فیر مداوم یک گناه یا یک عمل صالح متفاوت است. اگر یک گناه برای انسان ملکه شود رذیلتی را کسب کرده و اگر یک عمل صالح برای انسان ملکه شود فضیلتی را کسب کرده است.


پی نوشت :

دوستان اگر گزاره ی حقیقی دیگری در تایید محتوایی که ارائه داده ام پیدا کردید یا سراغ دارید خوشحال میشوم به بنده نیز منتقل کنید. اگر هم نقدی هست بفرمایید.

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله الرحمن الرحیم


گزاره های پشتیبان : لطفا با دقت مطالعه نمایید

      1- در روایتی آمده است، هیچ گناه صغیره ای همراه با اصرار نیست و هیچ گناه کبیره ای همراه با استغفار نیست. یعنی اگر کسی اصرار بر گناه داشت اگر چه گناهش صغیره باشد تبدیل به کبیره می شود و اگر کسی توبه و استغفار کند اگر گناهش کبیره هم باشد از کبیره بودن خارج می شود.

      2- قرآن در شرح حال متقین :  آل عمران،135:وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یصرُِّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یعْلَمُون   یعنی عدم اصرار بر گناه مهمتر از انجام ندادن خود آن است . متقین هم گناه می کنند .

      3- اصرار بر گناه موجب کم شدن قبح آن میشود .

      4- عاقبت اصرار بر گناه از دیدگاه قرآن :  روم ، 10ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوآی أَنْ کَذَّبُوا بِآیات اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنْ. اعتبار روانى و نفسانى نیز با چنین تفسیرى مساعد است زیرا تجربه نشان داده است که انسان معصیت کار گام به گام به خطر مهم نزدیک میشود و تدریجا سر از کفر در مى آورد، یعنى پس از ارتکاب مکرر گناه عادى ، حریم شریعت در نظر او شکسته مى شود و اصل دین الهى و حدود آن در دل و جان او از هیبت مى افتد و از سلطنت و حاکمیت بر روان او عزل مى شود تا حدى که گویا اصلا شریعتى در کار نیست و خبرى از آسمان نیامده و وحیى نازل نشده است 

      5-کافی، ج 7، ص 191، حدیث 2 : بر اثر اصرار برگناه و تکرار آن، محبت آن گناه در دل او ریشه دوانیده، یاد آن گناه بر قلب او غلبه می­کند. 

     6- رسول گرامى مى فرماید: اى بندگان خدا از غور در گناهان و از کوچک شمردن آن بپرهیزید زیرا گناه سبب چیرگى ذلّت (سستى و ضعف در اراده ) بر انسان گنه کار مى شود، تا این که او را در گناهى بزرگ تر وارد مى سازد و پیوسته این ذلّت و سستى در اراده و ارتکاب گناهان بزرگ ، ادامه یابد، تا این که سر از ردّ ولایت وصى علیه السلام و دفع نبوت نبىّصلى الله علیه و آله بر مى آورد و هم چنان ادامه مى یابد تا به بزرگ ترین گناه، یعنى انکار توحید و الحاد در دین خدا منجر مى شود. تفسیر صافى ، ج 1، ص 123، با تحریر و تبیین اندک 

      7- اشد الذنوب ما استهان به صاحبه؛ سخت ترین گناهان آن بود که گنهکار آنرا خوار و کوچک شمرد (نهج البلاغه، حکمت 245)

 

 

در نوشته ی پیشین سه شاخصه ی اصلی مخدر ها را بیان کردیم

 

رضایت کوتاه مدت

ایجاد وابستگی

عادی شدن

 

و اثبات شد که این سه شاخصه با هم یک سیستم با حرکت قهقرایی را ترسیم می کنند.

 

در این جا سعی میکنم نشان دهم :

اولا گناه نیز یک پدیده ی تخدیری است

و ثانیا بیش از خود گناه اعتیاد به گناه و یا گرفتارشدن در منجلاب گناه مذموم است .

 

     1-  اثبات خاصیت تخدیری گناه :

a.       رضایت کوتاه مدت : گناه به واسطه ی اینکه ما دارای ابعاد حیوانی هستیم می تواند باعث احساس شادی و رضایت شود . قوای غضبیه و شهویه ما با بسیاری از گناهان به رضایت میرسند . گرچه هنگامی که از غفلت بیرون می آییم و خود واقعیمان را درک می کنیم این رضایت نفس اماره جای خود را به پشیمانی نفس لوامه می دهد .

b.       ایجاد وابستگی : سرخوشی حاصل شده از گناه موجبات احساس نیاز به آن را در انسان ایجاد می کند . مزه اش را که چشیدی برایش مشتاق تر می شوی . همچنین گزاره  5 را ببینید .

c.       عادی شدن : از دو جنبه قابل بررسی است

                    i.      اولا وقتی گناهی تکرار شد قبح آن در نظر مرتکب کم می شود و این موضوع بدیهی است و نیاز به اثبات یا مثال ندارد . همین امر موجب می شود ارتکاب مجدد آن هر بار از بار قبل آسوده تر باشد . گزاره 7

                      ii.      رضایت ایجاد شده از گناه برای قوای حیوانی انسان بعد از هر بار ارتکاب کمتر می شود . اعتراف گناهکاران در این که در صورت افراط در گناه دیگر احساس رضایتی از گناه نمی کنند دلیلی بر این مدعاست .

در نهایت در اثبات این که این سه شاخصه یک سیستم قهقهرایی را تشکیل می دهند ، گزاره های 4 و 6 را ببینید .

 

     2- گرفتار نشدن در دام تخدیر گناه بسیار مهمتر از گناه نکردن است .


مذمت شدید اصرار بر گناه در ادبیات دینی ما بسیار رایج است . یعنی اصرار بر یک گناه کوچک می تواند بسیار زیانبارتر از ارتکاب یک گناه بزرگ باشد . واضح است که این اصرار و سهل انگاری ریشه در عادی شدن گناه در نظر مرتکب دارد . حرکت تخدیری حرکتی همواره تند شونده است چه به سوی مثبت باشد و چه بسوی منفی و چیزی که باعث این امر می شود همین خاصیت عادی شدن آن است . تخدیر حاصل از گناه انسان را حتی به انکار اصول دین میرساند همانطور که اعتیاد ساده ی بسیاری از معتادان به مرگ منتهی می شود .

سوالی که پیش می آید این است که این تبیین خاص بنده از این دست واقعیات چه دست آوردی دارد ؟

در علوم تجربی همواره به دنبال مدل سازی هستیم . یعنی توصیف واقعیات کافی نیست . سعی می کنیم مدل های دقیق و ریاضی پیدا کنیم که بتوان با آنها رفتار طبیعت را توجیه و پیش بینی کرد . تخدیر در این جا یک مدل است که می تواند برای دقیق شدن بحث ها بسیار مفید باشد . در این باب نیاز به بحث مستقلی است که در اینجا نمی گنجد .

همان طور که مخدر های آشنا خواص متفاوتی دارند ، گناهان نیز بر اساس شدت و ضعف این سه شاخصه در آنها ، انواع متفاوت تخدیر را رقم میزنند. بعضی بسیار خطرناک ترند . مثلا در قرآن برای زنا تعبیر  ولا تقربوالزنا » استفاده شده است . یعنی سیر قهقرایی به سمت آن و بعد از ارتکاب آن بسیار سریع و قدرتمند است . این تعبیر برای بسیاری گناهان دیگر که شاید بزرگ تر هم باشند استفاده نشده است .

منابع گزاره های پشتیبان :

http://yas-ehsas-892.blogfa.com/post/45

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=96576

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=179912

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله الرحمن الرحیم

در پست قبلی از رضایت گفته بودم . کشف بزرگی نبود . این همان مقام رضاست که می گویند . اینکه وقتی خدا نعمتهایش را از ما می گیرد یا نعمت هایش را به ما می دهد ، در هردو حالت به یک اندازه خوشحال شویم . در هر دو حالت به یک اندازه راضی باشیم. رسیدن به این مقامات سخت است . اینکه فقط بدانیم کافی نیست و یقین می خواهد و یقین هم آرزوی دیرین ماست .

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟

ما که به آن مقامات نرسیده ایم در مواجهه با مشکلات غمگین می شویم . پکر می شویم . دیگر پر انرژی نیستیم . ولی مهم آن است تا جای ممکن قیافه آدمهایی را به خود بگیریم که به مقام رضا رسیده اند . وقتی ادای دیگران را درآوریم کم کم روحیاتشان در ما ایجاد می شود به شرط آنکه به قصد ریا نباشد .اگر هدفمان متخلق شدن به اخلاق خوبان باشد ، اولین مرحله تشابه ظاهری است . از ظاهر شروع می شود ولی در ظاهر تمام نمی شود و به باطن هم می رسد .


تخدیر

مواد مخدر را بسیار شنیده ایم . به نظر من بسیاری پدیده ها در دنیای ما مشابه آن عمل می کنند . همه مخدر ها الگو های مشترکی دارند . مخدر ماده ایست که منفعتی برای انسان ایجاد می کند که حداقل وجوهی از آن منفعت با گذشت زمان اثر خود را از دست میدهد . ایجاد رضایت کوتاه مدت . سیگار که میکشد برای  مدت کوتاهی رضایت دارد ولی این رضایت همیشگی نیست . برای مدت کوتاهی انسان از خود رها می شود . رضایتی وجودش را فرامیگیرد تا مشکلات و غمهایش فراموش شود . مسئله ها و مشکلات زندگی آن معتاد از بین نرفته است بلکه در زمان تخدیر ، فراموش شده است . رضایت که رفت مشکلات بر میگردد و این بار  شاید بیش از گذشته آزار دهنده باشد . پس شاخصه ی اول شد ایجاد رضایت کوتاه مدت و حل علامتی مشکل . نه رضایتی که ناشی از حل ریشه ای مشکلات باشد . مثل داروهای مسکن

شاخصه دوم ایجاد وابستگی است . مخدر  مخاطبش را به خود وابسته می کند . وقتی اثر اولین سیگارش تمام شد احساس کمبود می کند . دفعه اول نیازمند تخدیر نبود ولی مخدر می تواند نیاز به خودش را در مخاطب ایجاد کند . معتاد ها اگر خود را نسازند آثار بیماری پیدا می کنند ! و این همان ایجاد نیاز است . یعنی ایجاد وابستگی .

شاخصه سوم این است که تاثیر مخدر در طول زمان کاهش می یابد . با مثال توضیح میدهم . شما شاید ندیده باشید ولی من دیده ام که یک قلیونی با تجربه و کهنه کار و یک بچه قلیونی تازه کار که به هم می رسند چه به هم می گویند . تازه کار بعد از چند دم و بازدم اشباع می شود ، نعشه و سیر می شود و آن وقت است که کهنه کار میگوید : این بچه را ببین . چه بی ظرفیت است! با دو پک قلیون نعشه شد! روز اول با یک سیگار به دنیای دیگر می رفت ولی بعد از مدتی یک سیگار دیگر برایش آن اثر را ندارد و برایش عادی شده است . چند سیگار میکشد . چند سیگار که عادی شد نوبت تریاک است . تریاک که عادی شد هروئین و این داستان ادامه دارد.

اسم این شاخصه ی آخر مخدر ها را عادی شدن آنها می گذارم . مخدر یک چرخه ایجاد میکند ، چرخه ای که خود را تقویت می کند. ایجاد رضایت ، ایجاد وابستگی ، عادی شدن و دوباره رضایت با استفاده بیشتر از مخدر و به دنبالش وابستگی بیشتر و عادی شدن بیشتر و این منجلاب تخدیر پایانی ندارد .

برای اینکه خوب این سه شاخصه را تبیین کنم از مواد مخدر و اعتیاد مثال زدم ولی تخدیر با این سه شاخصه لزوما منفی نیست. منجلاب ها همیشه بد نیستند . اعتیاد ها هم همیشه بد نیستند . تخدیر های مفید هم داریم . به نظر من عمل صالح مخدر است .  همانطور که گفتم بسیاری از پدیده ها در دنیا خواص تخدیری دارند.

درباره تخدیر و رابطه اش با خیر و شر همین جا قول نوشته ای مستقل را میدهم ولی در ادامه میخواهم درباره ی تخدیر و مشکلات زندگی بنویسم .

در شرایطی که برایمان مشکلاتی پیش می آید و غمناک می شویم احتمال روی آوردن به تخدیر بسیار بالا می رود . بسیاری را دیده ایم که در مواقع ناراحتی به مواد مخدر تمسک می جویند.


برای تحکیم تعاریفم در ذهن شما یک مثال آشنا میزنم.

از دیگر مخدر ها موسیقی است . شاخص ها را بررسی کنید .

1-     ایجاد رضایت بدون حل واقعی مشکل : موسیقی انسان را به دنیایی دیگر میبرد و مشکلاتت را فراموش می کنی .

2-     ایجاد وابستگی : وقتی وقت زیادی را با موسیقی بگذرانی در نبودش ، کمبودش را حس می کنی

3-     عادی شدن : من در موسیقی مصداق همان قلیونی تازه کارم . وقتی آهنگی را گوش میدهم بلافاصله تاثیر می پذیرم. تا چند روز صدای آن آهنگ در ذهن من است و کلماتش لقلقه زبانم . ولی کهنه کار ها نه . شاید تندترین آهنگ ها بر آنها هیچ تاثیری نداشته باشد . یادم می آید  سوم راهنمایی که بودم با بچه های کلاس رفتیم مشهد الرضا . دوستان را میدیدم که معتاد آهنگ شده بودند . بسیار ناراحت بودم ولی کاری از دستم بر نمی آمد . تنها کاری که می توانستم انجام دهم این بود که وقتی بچه ها خوابیدند هدفون هاشان را از گوششان بیرون بیاورم . موقع خواب هم آهنگ گوش میدادند !! متاسفانه هر نوع آهنگی ! برایشان عادی شده بود .

قطعا موسیقی هایی وجود دارند که مباح باشند ولی تخدیر خاصیت همیشگی موسیقی است و این امر باعث می شود درباره ی آن با احتیاط رفتار کنیم.

 

پی نوشت :


1-     خدایا ما را به مخدر های الهی خود معتاد کن . مخدرهایی که دوای درد ما باشند

2-     موسیقی زیبایی را هم ضمیمه می کنم 


به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست       عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست


التماس دعا

  • محمد حسین متالهی اردکانی