موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بسیج دانشجویی» ثبت شده است

بسم الله الجمیل


یکی از دوستام از بسیج دانشجویی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران

که میخواست اسمش فاش نشه

که رشتش موسیقیه


بهم خبر داد که که یک کار هنری تولید کرده

شاعرش خودشه

خواننده خودشه

آهنگساز خودشه

تدوین و تامین هزینه ها هم خودشه


http://bayanbox.ir/id/9216575779737805698?info


حتما گوش بدید

واقعا جالب بود و تاثیرگذار

دوست دارم نظراتتون رو بدونم.


خدا اجرش بده، کاشکی همه از تخصصمون تو راه خدا استفاده میکردیم

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم رب المستضعفین


عمر فعال تشکیلاتی افرادی که وارد بسیج دانشجویی می شوند معمولا حداکثر 3.5  سال است . البته حفظ ارتباط با بسیج دانشجویی برای زمان های بسیار طولانی تر قابل تعریف و همچنین لازم است لکن این به معنی حضور فعال دانشجویی نیست .

این مدت باید مدیریت شود . به نظر می رسد ایده آل آن است که حداقل یک ترم فرد بدون اینکه مسئولیتی داشته باشد در فضا قرار بگیرد تا با ساختار ، اعضا و پتانسیل های تشکیلات آشنا شود . سپس عمر 1.5 تا 2 ساله بهره وری را تجربه کند. به این معنی که در این مدت به عنوان بازوی مدیریتی مجموعه ، فعالیت ها را در دست بگیرد و البته بهتر اینکه از مسئولیت های کوچک به بزرگ منتقل شود .

همه اینها مقدمه نتیجه ایست که متعاقبا گرفته خواهد شد . ما همیشه از اهمیت مستند سازی برای انتقال تجربیات گفته ایم و واقعا هم امر مهمی است . لازم است دوباره از خانم احمدزاده برای مستندسازی که انجام دادند تشکر کنم . ولی در واقعیت هیچ چیز جای ارتباط مستقیم نیروی فعال با نیروهای قدیمی را نمی گیرد .

به نظر بنده باید نیروی انسانی در تشکیلات طوری مدیریت شود که یک سال آخر عمر هر نیرو به انتقال فکر و تجربه اختصاص یابد . نیرو های قدیمی در اواخر عمر تشکیلاتی خود به نیروهای فکری تبدیل شوند که فارغ از دغدغه های اجرایی ، مسائل و برنامه ها را از بیرون بنگرند و به اعضای درگیر کار کمک فکری بدهند . تجربیات را بگویند و پیشنهاد های ارزشمند بدهند . به جای کار اجرایی طرح و برنامه بنویسند و انتقاد کنند . خصوصیت های دیگر نیروهای مجموعه را به اعضای درگیر بگویند . چون تازه کارها شناخت کافی ندارند . تازه کارها را با افراد تاثیر گذار آشنا کنند و مهم تر اینکه گاهی به عنوان فرد تاثیرگذار مجموعه در مدیریت به کمک مسئولین بیایند .

تجربه نشان داده معمولا هر مسئول پس از پایان دوره ی مسئولیتش مثل فنری که جمع شده باشد می پرد و دیگر خیلی پیدایش نمی شود . این واقیت بسیار مخرب است . اگر هر مدیر در تشکیلات بسیج دانشجویی وظیفه ی خود می دانست که تا یک سال بعد از پایان مسئولیتش ، مسئولیت راهبری فکری تازه کارها را داشته باشد رشد مجموعه بسیار بیشتر می شد . این اتفاق باعث می شود ویژگی ها مثبت به صورت تجمعی در تشکیلات رشد کنند چون ویژگی های مثبت هر دوره ی مدیریتی با ضریب بسیار خوبی به نسل بعد منتقل خواهند شد .

از دیگر مزایای این حضور ، ایجاد روحیه ولایت پذیری در تشکیلات است . کار گروهی به این معناست که گاهی کاری را انجام دهیم که به نظر ما آنقدر اهمیت ندارد . و این مستلزم وجود روحیه ولایت پذیری است . اعضای باتجربه پدر معنوی مجموعه خواهند بود و مشورت می دهند لکن اینکه در تشکیلات ذیل جوان تر ها تعریف شوند و در مقام عمل هم تابع مسئولین جدید باشند ، روحیه نظم تشکیلاتی را در همه ایجاد می کند . این نیروهای با تجربه به عنوان وزنه هایی عمل می کنند که نظم کار را افزایش خواهند داد . خلاصه اینکه باید تمهیداتی بیاندیشیم تا باتجربه هایمان برای انتقال تجربه و رصد بسیج دانشجویی ، حداقل تا یک سال مسئولیت تعریف شده داشته باشند .

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم رب الحسین (ع)


پردیس علوم دانشگاه تهران 40 شهید دارد که شهید علی محمدی از شهدای علمی چهلمین شهید ما هستند.

امسال دومین سالی است که یادواره ای به نام چهلچراغ برگزار می شود.

به لطف و عنایت خود شهدا


طرح جالبی رو رفقا پیگیرند به نام 40 دانشجو ، 40 شهید

از اینجا بخوانید


منتظر ایده ها و نظرات شما خوانندگان هستم

حتما نظراتتان در برگزاری این برنامه تاثیرگذار است.

من کان لله کان الله له

  • محمد حسین متالهی اردکانی

سلام

امروز روز متفاوتی بود .

زائران کربلا برگشته بودند . تا انتها بخوانید .


در دفتر بسیج در حالی که کفشم را بیرون آورده بودم کار می کردم که یک پونز گوشت کف پایم را به مثابه ی گچ دیوار سوراخ کرد و بالطبع من هم پونز را به مثابه ی بیرون کشیدن از دیوار از کف پایم بیرون کشیدم . فقط پای من کاملا متفاوت از دیوار خون گریست!


3دقیقه طول کشیدتا دوباره سر کارم برگشتم . در ادامه در ارتفاع سه متری روی نردبانی بودم که نامرد لغزید و زیرپایم را خالی کرد و من هم کاملا عمودی در هوا رها شدم. فرود خوبی داشتم و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده به جز افزایش 10 درصدی ضربان قلب که پس از اندک مدتی رفع شد.


بعد از مدت ها با همکلاسی عزیز قرار گذاشته بودم که درس بخونم. رفت و آمدم در تهران هم که با دوچرخه است. راه افتادم ولی امروز تهران بارانی بود.قبلا دوچرخه ام سپری داشت که 20 درصد آب را می گرفت ولی امروز همان هم نبود و موش که نه انسان آب کشیده شدم. خیس خیس


به زائران زیارت قبول گفتم و روبوسی کردیم. پرسیدم به یاد من بودید؟ گفتند بیادت بودیم که هیچ؛ اسمت رو هم روی گنبد امام حسین نوشتیم!

_ مگه رفتید رو پشت بام؟

_ آره . تعمیرات بود و توفیق شد رفتیم.

_ نوشتید و پاک کردید یعنی؟

_ نه قطعه های طلاکاری شده رو که میخواستن کار بذارن پشت یکیش با ماژیک نوشتیم و کار گذاشتن

منم گفتم بابا ایول دمتون گرم


دوران دبیرستان از مهمترین تفریحات سالمم آشپزی بود! مدت ها بود آشپزی نکرده بودم . امشب غذایی درست کردم که خوشبختانه نبودید وگرنه بی انگشت می شدید !


اینا رو نوشتم برای اینکه بگم از این به بعد اگر همینطوری به سرم زد یک مطلبی بنویسم که بار محتوایی خاصی نداره و صرفا روایت یک اتفاق خارج از روزمره های قابل انتظاره ؛ اون رو میتونید تو قسمت غیر روزمره های وبلاگم بخونید . چون مطالب مهمی نیستند تو صفحه اصلی نمیذارمشون.


یاعلی

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز توفیقی داشتم و صحبت های آقا در جمع جوانان خراسان شمالی را خواندم . چند ایده و طرح به ذهنم رسید که از آسانترین شروع می کنم . قسمت هایی صحبت های آقا را هم جدا کردم

 

 1- 1-      حلقه مطالعاتی کتاب مفاتیح الحیاه

کار بسیار ساده ایست . میتواند محتوای آن به شکل جالبی روی بردها یا نشریه ها کار شود . برد فرهنگی قسمت ثابتی برای سبک زندگی داشته باشد و ...


 2- 2-       مسیر از انقلاب اسلامی تا تمدن اسلامی ، تعاریف و روش ها :

آقا بار ها از این ادبیات استفاده کرده اند . در سخنرانی های دیگر بعضا با تفصیل بیشتر . برویم طی یک کار پژوهشی بفهمیم تعریف دقیق دولت اسلامی ، انقلاب اسلامی ، نظام اسلامی و تمدن اسلامی چیست . در مرحله اول از خود صحبت های آقا استفاده کنیم و بعد به دنبال اندیشمندان دیگر و البته نظرات خودمان . و بعد مراحل گذار بین این مفاهیم و راهی که پیش رو داریم را ترسیم کنیم .

 

3- 3-     آقا : اصل قضیه این است که ما بتوانیم متن زندگى را، این بخش اصلى تمدن را اصلاح کنیم. البته در انقلاب، در این بخش، پیشرفت ما چشمگیر نیست؛ در این زمینه، ما مثل بخش اول حرکت نکردیم، پیشرفت نکردیم. خب، باید آسیب‌شناسى کنیم؛ چرا ما در این بخش پیشرفت نکردیم؟

باید آسیب‌شناسى کنید و بعد علاج کنید

باید ما همگى به خودمان نهیب بزنیم

دانشگاه مسئول است

 

همین چهار بند صحبت های آقا وظیفه ما را تعیین می کند . تیمی باید ایجاد شود آسیب شناسی کند و موانع را بیابد

 

 4- 4-      فرهنگ غرب ، فرهنگ مهاجم ( می تواند عنوان یک تحقیق باشد )

 

آقا : بعضى از کشورها هستند که رشد اقتصادى آنها به عنوان یک الگو، در گفتار و نوشتار برخى از روشنفکران ما مطرح میشود. بله، ممکن است آنها به یک صنعتى هم دست پیدا کرده باشند، پیشرفتى هم در زمینه‌ى مادى یا در زمینه‌ى علم و صنعت کرده باشند، اما اولاً مقلدند؛ ذلت تقلید و فرودستى تقلید، روى پیشانى آنها حک شده؛ علاوه‌ى بر این، همه‌ى آسیبهاى تمدن کنونى مادى غرب را آنها دارند، ولى اکثر منافعش را ندارند. امروز این تمدن مادى غرب دارد نشان میدهد مشکلاتى را که براى بشریت و براى پیروان خودش به وجود آورده.اینها بى‌ریشه و آسیب‌پذیرند؛ اگر چنانچه یک طوفانى به وجود بیاید، اینها از بین خواهند رفت؛ چون ریشه‌دار نیستند

بیاییم به صورت case study  یکی  یا دو تا از این کشور ها را بررسی کنیم . تاریخشان را بخوانیم . ببینیم غرب با این ها چه کار کرده است . اگر کار جدیدی است محتوا تولید کنیم و اگر جدید نیست حداقل به نحو مناسبی باز نشر دهیم


5- 5-     آقا : امروز در محیطهاى روشنفکرى، کسانى هستند با شکلهاى گوناگون، با قد و قواره‌هاى گوناگون، اینها ما را از شعارهاى مکتبى برحذر میدارند؛ دوران اوج شعارهاى مکتبى را که دهه‌ى 60 است، زیر سؤال میبرند؛ امروز هم از تکرار شعارهاى مکتبى و شعارهاى انقلابى و اسلامى، خودشان واهمه دارند و میخواهند در دل دیگران واهمه بیندازند؛ میگویند آقا، هزینه دارد، دردسر دارد، تحریم دارد، تهدید دارد. نگاه خوشبینانه این است که بگوئیم اینها تاریخ نخوانده‌اند - البته نگاه‌هاى بدبینانه هم وجود دارد - اینها اگر تاریخ خوانده بودند و اطلاع داشتند از سرگذشت و منشأ و مبدأ تمدنهائى که وجود دارد و همین تمدن مادى غرب که امروز میخواهد دنیا را فتح تصرف کند و این حرف را نمیزدند. باید بگوئیم اینها بى‌اطلاعند، تاریخ نخوانده‌اند.

بنده هم مشابه این آقایان روشنفکر تاریخ را نخوانده ام . نمی دانم دقیقا آقا چه کدهایی مد نظرشان بوده . در ظهور و افول تمدن ها چه دیده اند که لزوم وجود روحیه انقلابی را این قدر واضح می سازد . برویم این کدهای تاریخی را بیابیم و به دانشگاه و جامعه عرضه کنیم . کم نیستند افراد تاریخ نخوانده که به راحتی به دام این دست روشنفکران می افتند .

 

چیزی که به نظرم ما را برای کار پژوهشی روی این موضوعات سست می کند آن است که تقریبا مطمئن هستیم در نهایت از این قبیل کارهای پژوهشی دانشجویی محتوای جدید ، موج آفرین و تاثیر گذار بدست نخواهد آمد . به نظر من 2 علاج دارد. اولا این که قبول کنیم ممکن است محتوای فاخر و جدی هم تولید شود و ثانیا این که اصلا هدف آقا این نیست که لزوما ما محتوا تولید کنیم . او رهبر است و ماجرا را در افق یکی دو سال نمیبیند . تغییر در فضای عمومی مهم است . مطرح شدن موضوعی جدید و کم رنگ نشدن آن در جامعه مهم است . زیاد که دیده شد کم کم روی ان کار جدی هم می شود . همان 3 نفری که روی این موضوع کار می کنند وقتی 10 سال بعد فرد تاثیر گذاری شدند از این جنس دغدغه ها دارند . هدف آقا نیروسازی هم هست که مقدمه ی یک تغییر قابل لمس بیرونی است .


صحبتی با واحد خواهران بسیج دانشجویی پردیس علوم :

در گذشته واحد خواهران نسبت به عدم هماهنگی واحد برادران متعرض بودند و اعتراض به حقی هم بود . در تایید این مطالبه همیشه عنوان میشد که 70 درصد پردیس علوم از خواهران هستند و چطور می شود بسیج کاری انجام دهد و این 70 درصد را نبیند و هماهنگ نکند . ایم هم کاملا سخن سنجیده ایست

برنامه ی امسال این است که این هماهنگی به صورت تام انجام پذیرد . قطعا مطالبه منطقی هم که وجود دارد این است که 70 درصد فعالیت بسیج بدست خواهران باشد . مقصود بنده این نیست که ما قرار است فعالیت خود را کم کنیم ولی در نهایت 70 درصد باید کار خواهران باشد . با توجه به این که واحد برادران نسبت به کارهای اجرایی خواهران هم متعهد است قطعا سهم خواهران از فعالیت های محتوایی بیش از 70 هم می شود .

به هر روی ، مطالبه جدی بنده این است که خواهران روی این مسائل با انرژی زیاد کار کنند و در قالب گروه های پژوهشی کوچک  محتوای قابل قبولی تولید کنند . بنده 2 سال گذشته شاهد کلاسی با موضوع پیگیری صحبت های آقا بودم که در آن نزدیک به 30 نفر از خواهران شرکت داشتند . این یعنی پتانسیل هست . نیاز به برنامه ریزی و مدیریت داریم .


و من الله التوفیق

 

 

 

 

 

  • محمد حسین متالهی اردکانی