موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بازاریابی» ثبت شده است

بسم الله


قبل  از شروع باید بگم که نوشته ام حاصل تفکرات خودمه و نمی خواهم بگم حرف دینه. حرفهای درستی است ولی شاید نیاز به تعدیل داشته باشد.


به پدیده ی بازار فکر میکردم. بالاخره ما انسانها ابعادی از زندگانی مان در این دنیا ابعاد حیوانی است. نیازهایی داریم. غذایی بخوریم ، لباسی بپوشیم و ...  وبرای رفع این نیاز ها بستری لازم است که همان بازار است. بازار محل تلاقی تقاضای ما برای رفع نیازمان و تقاضای ارائه دهندگان برای کسب روزی است.

از پدیده ی بازار گریزی نیست و هم چنین از مراجعه ی ما به بازار. اگر جنین است چرا بازار در ادبیات دینی ما مذموم است؟ چرا بازارگردی مکروه است؟ چرا ثواب نماز در مسجدی که در بازار باشد در بین مساجد مختلف کمترین است و ...

اگر داستان صرفا رفع نیاز باشد، رفع نیاز همه در بستر بازار ممکن است و رفع نیاز ضروری زندگی نه تنها مذموم نیست بلکه مقدس است. گرچه بازار نیازهای مادی ما را رفع میکند ولی رفع نیاز مقدمه ی بندگی در دنیاست و بندگی هدف زندگی ماست. پس بازار مسلمانان محل قرب الهی است.

برای اینکه متوجه داستان بشیم باید واقعیت پدیده ی بازار رو بیشتر بشناسیم. بازار صرفا محل رفع نیاز نیست. زیاده خواهی و بی نهایت طلبی انسانها باعث میشود بازار برای عده ای که ذی نفعند محل افزون طلبی باشد. بیایید بازار را از دید یک افزون طلب ببینیم. نیاز مردم و تقاضای آنها برای خرید و مصرف و دوباره خرید، به معنای ثروت برای اوست. او تشنه ی نیاز مردم است. او مخالف سرسختی است برای اینکه دور هم بنشینیم و نیازهای واقعی مان را تعیین کنیم. او می خواهد همه مثل خودش باشند. بی نهایت طلب . سیری ناپذیر . دارای عطش همیشگی . دارای نیاز بی‌نهایت. تا سود او محدود نشود. او آینده ی روشن خود را در زیاده خواهی مردم می بیند. کلماتی مثل نیاز واقعی و غیر واقعی ، قناعت ، ساده زیستی و ... برای او سم مهلک است. حد بالا برای سود خود را برنمی تابد. از نظر او هر آنچه مردم میخواهند و به آن میل دارند نیازشان است. او می خواهد میل و شهوت مردم را تا جای ممکن به سمت خودش برگرداند. میل مردم نشان از عطششان دارد و عطش یعنی نیاز، واقعی و غیر واقعی دیگه بازی با کلماته . زیاده خواه سعی میکند به هر وسیله ی ممکن شهوات مادی انسانها را بیشتر و بیشتر تحریک کند. ظاهر کالایش را تا میتواند زیبا میکند تا آب در دهان مشتریانش جاری شود. طعم غذایش را هرروز بهبود می دهد تا میل انسان ها را بیشتر تحریک کند، کاری به سالم بودن غذا هم ندارد. البته اگر توانست نیاز به سلامتی و میل به سلامتی را هم تحریک کند آن وقت سالم بودن غذایش یا حداقل ظاهرا سالم بودن غذایش هم مورد اهمیت خواهد بود. همه چیز را میل های مردم و قدرت او در تهییج میل ها تعیین میکند. آن لباس فروش که قبلا لباس هایش را می خریدند و سال ها استفاده میکردند میفهمد باید میل جدید ایجاد کند. میل به به روز بودن، مد بودن ، آن تقاضای جدید با مد جدید می آید و نه بعد از کهنه شدن لباس قدیمی و ...  کار به جایی می رسد که ایجاد نیاز در مردم و تهییج امیال مادی آنها می شود یک تخصص که برایش کتابها می نویسند و دوره ها می گذارنند . بازاریابی و تبلیغات و ...

تراژدی از جایی شروع میشود که متوجه شویم بازار عرصه ی رقابت است. یعنی اگر زیاده خواه نباشی محکوم به شکست هستی. پس اتفاقا این ها که گفتم سکه ی رایج بازار است و نه فقط برای آن فروشنده ی زیاده خواه. بازار می شود محل تهییج امیال مادی و حیوانی انسانها، از تهییج چشم و گوش و حس چشایی و بویایی و لامسه ی ما گرفته تا تحریک قوای جنسی و حس تفاخر و ... محل فراموش کردن دغدغه های بزرگ انسانی ، محل فراموش کردن دردهای بزرگ و لذت های بزرگ و غرق شدن در دردهای کوچک و لذت های کوچک. محل دور شدن از خدا. بازار محل تولید انسان های کوچک است. خود غرق شدن در بازار و لذت بردن و رنج بردن در این فضا تحقیر است و نیازی نیست که عنصر بیرونی عزت نفس انسان را خدشه دار کند. اگر بزرگوارانه خرید کنی یا فقیر باشی و افسوس چیزهایی که نمیتوانی را بخوری هیچ فرقی ندارد.

شاید برای همین است که انسان های بزرگ بعد از بازار گردی ها احساس کسالت میکنند. احساس خستگی مفرط. حس میکنند سرحال و شاداب نیستند. ما حتی اگر برای رفع نیاز های ضروری مان روانه ی بازار شویم وارد فضایی شدیم که همه حریصانه به امیال ما چشم دوخته اند تا بیشتر تهییجشان کنند. متاسفانه امیال مادی مان فقط

دنیای مدرن یک بازار بزرگ است. تمدن غرب یعنی بازار و مصرفگرایی. لیبرالیزم اقتصادی را اگر بخواهیم ترجمه کنیم اصلا یعنی همه از لحاظ اقتصادی کاملا آزاد باشند تا از مجرای زیاده خواهی شان اقتصاد رشد کند. 

دنیای مدرن با ماهیت بازاری خود روحیه های جدیدی در ما ایجاد میکند.

این که اطرافمان را نگاه کنیم مبادا از کسی عقب باشیم. یا حداقل تا جایی که میشه عقب نباشیم

این که در هر مجلسی باید لباس جدیدی بپوشیم. اگر یک لباس را سه بار در یک جمع پوشیدیم احساس نارضایتی کنیم

این که لباس قدیمی برادر بزرگ را پوشیدن ضد ارزش شود

این که با پوشیدن فلان چیز کلی کلاسمان بالا میرود

و ...


بیایید از بالا به رفتارهایمان نگاه کنیم. برگردیم یک مرحله عقب تر . بیرون بازار مدرنی که در آن زندگی میکنیم. این حرفها را نمیتوان با افرادی زد که کل زندگیشان را در بازار هستند. باید از بازار بیرون بیاییم و به اسلام و اهداف بزرگمان فکر کنیم و اینکه وظیفه ما چیست؟ ما که وسط تمدن غرب و وسط بازار غرب و در میان انسان های بازارزده زندگی میکنیم چه باید بکنیم؟


بیایید به اینترنتمان ، واتس آپمان و وایبرمان ، فیسبوک و پلاسمان ، اینستاگراممان ، به مهمونی هایمان نگاه کنیم. نمره بدهیم که چقدر در بازار زندگی میکنیم؟


دنیای غرب انسانهای بازاری میخواهد و انسان ها بازاری تولید میکند. بسیار هم موفق بوده. مردم خودش را که کاملا بازاری کرده است. زیرا انسانهای بازاری انسانهایی کوچک و قابل کنترل هستند. نگاهشان که کنی یاد آن الاغی می افتی که هویجی را جلویش آویزان کرده بودند که راه برود. یاد انفعال می افتی


اللهم عجل لولیک الفرج

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله العادل


در انتهای مقاله ی قبل یه این سوال رسیدیم که دلیل و انگیزه ی دنیای مدرن برای تحقیر زنانگی چیست؟

در واقع دنیای مدرن مشکل زن را حل نکرد. در گذشته زنان به واسطه ی زنانگیشان تحقیر می شدند و ظالمانه  از بعضی حقوق انسانی بهره مند نبودند. امروز هم مشابه دیروز زنانگی در پوشش دفاع از حق مردانه رفتار کردن، تحقیر میشود. تنها چیزی که فرق کرده نحوه ی نگاه زنان به موضوع است. اگر در گذشته زن از زنانگی خود ناراحت بود، امروز زنان زنانگی را از خود دور می کنند تا تیر های پنهان تحقیر زن به آن ها اصابت نکند. زنان در گرو مرد شدن حقوقی را کسب کرده اند و رسانه ها را به خود متوجه ساخته اند. زنانی مهم ارزیابی شدند که مردانه تر رفتار می کردند. برای سنین مختلف برنامه هایی تولید شد که زن را به عنوان مبارز نشان میداد. صحنه های پیروزی زنان بر مردان در عرصه های رزمی کلیشه های ذهنی زنان را می شکست تا بتوانند زنانگی را از خود دور کنند. اثرات این فعالیت فرهنگی مدرن در اطراف خودمان هم مشهود است. زن نمونه در ایران فردی است که هم در زمین کشاورزی کار می کند و هم راننده کامیون است و ...  چرا زن نمونه که رسانه ی ما معرفی می کند یک مادر نمونه نیست؟


دنیای مدرن چرا به سمت مرد کردن زنان رفته است؟ به نظر باید ریشه ای تر به مساله نگاه کرد. در کل تاریخ چرا زنانگی تحقیر شده است؟ به نظر می رسد مردان تمام مظاهر تمدن را حاصل تلاش خود میدیدند. شهرهایی که ساخته می شد. اقتصادی که پیشرفت می کرد. همه ظواهر و روبناها را مردان می ساختند. چشم ظاهر بین مردان، زن را خیلی مفید ارزیابی نکرده بود و این کافی بود که او را محترم نشمرد. این نوع نگاه به زنانگی هنوز ادامه دارد.

خود را در فضای انقلاب صنعتی اروپا فرض کنید. انسان در استفاده از منابع زمین بسیار مجهز شده است. ماشین ها چرخ اقتصاد را به سرعت می چرخانند. تولید ناخالص ملی همه کشورهای اروپایی افزایش چشمگیری یافته. اقتصاد به سرعت رشد میکند و رقابت اقتصادی روز به روز جدی تر می شود. در چنین شرایطی چشم ظاهربین مردان به هیچ وجه نمی تواند زنانگی را تحمل کند. لطافت، تربیت، فرهنگ، مادری و دیگر ارزش های زن بی معنی خواهد بود. این مردان هوشمندانه تر از گذشته عمل کردند. به جای اینکه در این فضای رقابت اقتصادی بیش از گذشته زن را مورد بی توجهی قرار دهند، بهای توجه به زن را مردشدن آن قرار دادند تا چرخ اقتصادشان بهتر بچرخد و در رقابت بر رقیبان پیروز شوند. کافی بود یک تابلوی دفاع از حقوق زن را به دست تعدادی زن تشنه ی دیده شدن بدهند و رسانه ها را در اختیار بگیرند. کلیشه های ذهنی زنان را بشکنند و به آنان یاد دهند لازم نیست زنانه رفتار کنید. حق دارید مردانه رفتار کنید و مفید باشید.

دنیای مدرن در ادامه همان دید منفی نسبت به زنانگی سعی کرد زن را هم به عنصر پیشران اقتصاد تبدیل کند. البته مساله به اینجا ختم نمی شود. زن در هر صورت با مرد متفاوت است پس کارکرد اقتصادی زنان در اقتصاد لیبرال مدرن متفاوت از مردان است. دنیای مدرن خیلی زود از مزایای خاص زنان برای اقتصاد بهره برد. زن بیش از مرد قابل کنترل بود. توقعات اقتصادی کمتری داشت و راحت تر از مرد مورد استثمار قرار می گرفت.

رقابت اقتصادی فقط ناشی از کمبود نیروی انسانی برای تولید نیست بلکه وقتی تولید بیش تر از نیاز بازار باشد نیاز به تبلیغات و ایجاد جذابیت برای حفظ بازار بسیار حیاتی میشود. پس زنان هم فقط به عنوان نیروی کار موجودات ارزشمندی نیستند. آنها می توانند عنصر موثر تبلیغاتی برای سرمایه داران باشند. اقتصاد مدرن از جذابیت جنسی زن برای پیشبرد اقتصاد کمال استفاده را کرده است و این کار پازل تحقیر زن را بیش از پیش کامل کرده است. استفاده از جذابیت های ظاهری زن به اینجا ختم نمی شود. صنایعی ایجاد می شود که در آن رسما زنان جذابیت جنسی خود را به جامعه ی هوس ران می فروشند و چه زیبا دنیای مدرن این زشت ترین نوع تحقیر زن را تبدیل به ارزش برای زن می کند. جنبش های دفاع از حقوق زنان از حق زنان برای داشتن پوشش آزاد میگویند. زنان حق دارند از زیبایی خود برای هر چه بخواهند استفاده کنند. 


  • محمد حسین متالهی اردکانی