موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اصرار» ثبت شده است

 بسم الله الرحمن الرحیم


گزاره های پشتیبان :


      1-امـام بـاقـر(ع ) : مـحبوبترین کارها در پیشگاه خداى عزوجل کارى است که بنده بر آن مداومت ورزد, گر چه اندک باشد.

      2-امام سجاد(ع ) مى فرمود : من دوست دارم که در کار مداومت داشته باشم , گر چه آن کاراندک باشد.

      3-امـام بـاقر(ع ) مى فرمود : هر گاه به کارى (عبادى ) عادت کنم دوست دارم بر آن مداومت ورزم اگـر از عـبـادت شبانه چیزى از من فوت شود, روز قضایش را به جا مى آورم و اگر روزچیزى (از عـبـادت ) را از دسـت دهـم , شب قضاى آن را به جا مى آورم محبوبترین کارها درپیشگاه خداوند کارى است که با پیگیرى همراه باشد.

      4-امام صادق (ع ) : مبادا عملى را بر خود لازم گردانى و تا دوازده ماه از آن دست بردارى .

      5-پـیـامـبر خدا(ص ) : همانا نفس خسته و دلگیر مى شود و هیچ یک از شما نمى داند که چقدرعمر مـى کـنـد, پـس , بـنـگـرد کـه از عـبـادت چـه در تـوان اوست و سپس بر همان مداومت ورزد, زیرامحبوبترین کارها نزد خداوند, کارى است که بر آن مداومت شود هر چند اندک باشد.

      6-امـام عـلـى (ع ) : کـار (خـیـر) انـدک کـه بـر آن مـداومـت ورزى , از کار بسیار که از آن خسته شوى امیدوار کننده تر است .

      7-پـیـامـبـر خدا(ص ) : آنچه از مداومت بر کار نیک بر مى خیزد, عبارت است از : ترک زشتیها,دور شـدن از سـبکسرى , بیرون آمدن از گناه , یقین , عشق به رهایى و رستگارى ,فرمانبردن از خداى بخشنده , بزرگداشت برهان , کناره گیرى از شیطان , پذیرش عدل و گفتارحق اینها چیزى است که از پیگیرى در کار نیک به خردمند مى رسد.

      8-اگر انسان یک کار خیر را یک‏سال ادامه دهد، ملکه‏اش می شود و دیگر دست از این کار بر نمی دارد. چون دیگر برایش فشار ندارد. حتّی به جایی می رسد که اگر این عمل خیر را انجام ندهد، ناراحت می شود و گویی گم کرده ای دارد! پس ببینید که این استمرار و مداومت یک‏ساله چه‏قدر سازنده است!

      9-(وَ اسْتِقْلَالِ الْخَیْرِ وَ إِنْ کَثُرَ مِنْ قَوْلِی وَ فِعْلِی)کار خیرم را کم بشمارم ، گرچه در گفتار و رفتارم کار خوب زیاد باشد . دعای مکارم الاخلاق

      10-امام سجاد علیه السلام می‌فرماید : خدایا خدماتی که به پدر و مادرم می‌کنم کم و کوچک بشمارم :(وَ أَسْتَقِلَّ بِرِّی بِهِمَا وَ إِنْ کَثُر) الصحیفةالسجادیةص114


http://www.tarvijequran.com/page.php?pg=showqurandars&id=687&lang=fa

http://al-shia.org/html/far/books/hadith/mizanhkm/9/miz9_001.htm

http://www.mojtabatehrani.ir/fa/Print/1777/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_89/6/21

 

همانطور که مشاهده می کنید اصرار بر عمل صالح مهم تر از خود آن است. همانطور که اصرار بر گناه هم بد تر از خود گناه بود. فرایند عادی شدن گناه مخرب است و اسلام به همین جهت از اصرار بر گناه منع می کند ، در نقطه ی مقابل عادی شدن عمل صالح برای انسان یک ارزش است و اصرار بر عمل صالح موجب خواهد شد انجام آن به مثابه ی یک عادت و وظیفه شود و این همان معنای کوچک شمردن کار خیر خود است. درست عکس گناه که وظیفه داریم آن را بزرگ بشماریم .

اگر خدا می خواهد ما در منجلاب تخدیر گناه قرار نگیریم در عوض می خواهد ما هر چه بیشتر در دام تخدیر الهی عمل صالح بیافتیم و یک حرکت صعودی تند شونده را شروع کنیم.

عمل صالح هر سه شاخصه ی یک مخدر را داراست. یک رضایت فردی کوتاه مدت و مجازی ایجاد می کند که در طول زمان و با توجه پیدا کردن نسبت به کوچکی بنده نسبت به خالق از بین می رود . این احساس رضایت در دین مذموم است زیرا که می تواند موجبات غرور را فراهم سازد و از اخلاص عمل بکاهد و ...  از طرفی برای شروع فرایند تخدیر ایجاد رضایت لازم است. اصرار بر عمل صالح منجر به ایجاد وابستگی برای انسان می شود و عادی شدن باعث می شود رضایت حاصله بسیار کاهش یابد. زمانی که رضایت حاصل از عمل صالح بسیار کاهش یافت ، برای کسب احساس رضایت، فرد به اجرای سطوح بالاتری از عمل صالح دارد و روند مثبت ایجاد وابستگی و عادی شدن ادامه می یابد.

در نهایت آنچه برای انسان ارزش است کسب فضایل اخلاقی و از بین بردن رذایل اخلاقی است. فضیلت و رذیلت خصوصیاتی ذاتی  و کسب شده توسط نفس هستند و این با ارتکاب فیر مداوم یک گناه یا یک عمل صالح متفاوت است. اگر یک گناه برای انسان ملکه شود رذیلتی را کسب کرده و اگر یک عمل صالح برای انسان ملکه شود فضیلتی را کسب کرده است.


پی نوشت :

دوستان اگر گزاره ی حقیقی دیگری در تایید محتوایی که ارائه داده ام پیدا کردید یا سراغ دارید خوشحال میشوم به بنده نیز منتقل کنید. اگر هم نقدی هست بفرمایید.

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بسم الله الرحمن الرحیم


گزاره های پشتیبان : لطفا با دقت مطالعه نمایید

      1- در روایتی آمده است، هیچ گناه صغیره ای همراه با اصرار نیست و هیچ گناه کبیره ای همراه با استغفار نیست. یعنی اگر کسی اصرار بر گناه داشت اگر چه گناهش صغیره باشد تبدیل به کبیره می شود و اگر کسی توبه و استغفار کند اگر گناهش کبیره هم باشد از کبیره بودن خارج می شود.

      2- قرآن در شرح حال متقین :  آل عمران،135:وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یصرُِّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یعْلَمُون   یعنی عدم اصرار بر گناه مهمتر از انجام ندادن خود آن است . متقین هم گناه می کنند .

      3- اصرار بر گناه موجب کم شدن قبح آن میشود .

      4- عاقبت اصرار بر گناه از دیدگاه قرآن :  روم ، 10ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوآی أَنْ کَذَّبُوا بِآیات اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنْ. اعتبار روانى و نفسانى نیز با چنین تفسیرى مساعد است زیرا تجربه نشان داده است که انسان معصیت کار گام به گام به خطر مهم نزدیک میشود و تدریجا سر از کفر در مى آورد، یعنى پس از ارتکاب مکرر گناه عادى ، حریم شریعت در نظر او شکسته مى شود و اصل دین الهى و حدود آن در دل و جان او از هیبت مى افتد و از سلطنت و حاکمیت بر روان او عزل مى شود تا حدى که گویا اصلا شریعتى در کار نیست و خبرى از آسمان نیامده و وحیى نازل نشده است 

      5-کافی، ج 7، ص 191، حدیث 2 : بر اثر اصرار برگناه و تکرار آن، محبت آن گناه در دل او ریشه دوانیده، یاد آن گناه بر قلب او غلبه می­کند. 

     6- رسول گرامى مى فرماید: اى بندگان خدا از غور در گناهان و از کوچک شمردن آن بپرهیزید زیرا گناه سبب چیرگى ذلّت (سستى و ضعف در اراده ) بر انسان گنه کار مى شود، تا این که او را در گناهى بزرگ تر وارد مى سازد و پیوسته این ذلّت و سستى در اراده و ارتکاب گناهان بزرگ ، ادامه یابد، تا این که سر از ردّ ولایت وصى علیه السلام و دفع نبوت نبىّصلى الله علیه و آله بر مى آورد و هم چنان ادامه مى یابد تا به بزرگ ترین گناه، یعنى انکار توحید و الحاد در دین خدا منجر مى شود. تفسیر صافى ، ج 1، ص 123، با تحریر و تبیین اندک 

      7- اشد الذنوب ما استهان به صاحبه؛ سخت ترین گناهان آن بود که گنهکار آنرا خوار و کوچک شمرد (نهج البلاغه، حکمت 245)

 

 

در نوشته ی پیشین سه شاخصه ی اصلی مخدر ها را بیان کردیم

 

رضایت کوتاه مدت

ایجاد وابستگی

عادی شدن

 

و اثبات شد که این سه شاخصه با هم یک سیستم با حرکت قهقرایی را ترسیم می کنند.

 

در این جا سعی میکنم نشان دهم :

اولا گناه نیز یک پدیده ی تخدیری است

و ثانیا بیش از خود گناه اعتیاد به گناه و یا گرفتارشدن در منجلاب گناه مذموم است .

 

     1-  اثبات خاصیت تخدیری گناه :

a.       رضایت کوتاه مدت : گناه به واسطه ی اینکه ما دارای ابعاد حیوانی هستیم می تواند باعث احساس شادی و رضایت شود . قوای غضبیه و شهویه ما با بسیاری از گناهان به رضایت میرسند . گرچه هنگامی که از غفلت بیرون می آییم و خود واقعیمان را درک می کنیم این رضایت نفس اماره جای خود را به پشیمانی نفس لوامه می دهد .

b.       ایجاد وابستگی : سرخوشی حاصل شده از گناه موجبات احساس نیاز به آن را در انسان ایجاد می کند . مزه اش را که چشیدی برایش مشتاق تر می شوی . همچنین گزاره  5 را ببینید .

c.       عادی شدن : از دو جنبه قابل بررسی است

                    i.      اولا وقتی گناهی تکرار شد قبح آن در نظر مرتکب کم می شود و این موضوع بدیهی است و نیاز به اثبات یا مثال ندارد . همین امر موجب می شود ارتکاب مجدد آن هر بار از بار قبل آسوده تر باشد . گزاره 7

                      ii.      رضایت ایجاد شده از گناه برای قوای حیوانی انسان بعد از هر بار ارتکاب کمتر می شود . اعتراف گناهکاران در این که در صورت افراط در گناه دیگر احساس رضایتی از گناه نمی کنند دلیلی بر این مدعاست .

در نهایت در اثبات این که این سه شاخصه یک سیستم قهقهرایی را تشکیل می دهند ، گزاره های 4 و 6 را ببینید .

 

     2- گرفتار نشدن در دام تخدیر گناه بسیار مهمتر از گناه نکردن است .


مذمت شدید اصرار بر گناه در ادبیات دینی ما بسیار رایج است . یعنی اصرار بر یک گناه کوچک می تواند بسیار زیانبارتر از ارتکاب یک گناه بزرگ باشد . واضح است که این اصرار و سهل انگاری ریشه در عادی شدن گناه در نظر مرتکب دارد . حرکت تخدیری حرکتی همواره تند شونده است چه به سوی مثبت باشد و چه بسوی منفی و چیزی که باعث این امر می شود همین خاصیت عادی شدن آن است . تخدیر حاصل از گناه انسان را حتی به انکار اصول دین میرساند همانطور که اعتیاد ساده ی بسیاری از معتادان به مرگ منتهی می شود .

سوالی که پیش می آید این است که این تبیین خاص بنده از این دست واقعیات چه دست آوردی دارد ؟

در علوم تجربی همواره به دنبال مدل سازی هستیم . یعنی توصیف واقعیات کافی نیست . سعی می کنیم مدل های دقیق و ریاضی پیدا کنیم که بتوان با آنها رفتار طبیعت را توجیه و پیش بینی کرد . تخدیر در این جا یک مدل است که می تواند برای دقیق شدن بحث ها بسیار مفید باشد . در این باب نیاز به بحث مستقلی است که در اینجا نمی گنجد .

همان طور که مخدر های آشنا خواص متفاوتی دارند ، گناهان نیز بر اساس شدت و ضعف این سه شاخصه در آنها ، انواع متفاوت تخدیر را رقم میزنند. بعضی بسیار خطرناک ترند . مثلا در قرآن برای زنا تعبیر  ولا تقربوالزنا » استفاده شده است . یعنی سیر قهقرایی به سمت آن و بعد از ارتکاب آن بسیار سریع و قدرتمند است . این تعبیر برای بسیاری گناهان دیگر که شاید بزرگ تر هم باشند استفاده نشده است .

منابع گزاره های پشتیبان :

http://yas-ehsas-892.blogfa.com/post/45

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=96576

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=179912

  • محمد حسین متالهی اردکانی