موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

شکاکیت و انفعال7 : پارادوکس تکاملی

جمعه, ۲۸ آذر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۴ ب.ظ

بسم الله الهادی


در نوشته ی قبل از دیدگاه پراگماتیستی یک تکامل گرا ، لیبرالیزم را نگاه کردیم. دیدیم که چگونه لیبرالیزم سعی دارد با نهادینه کردن نوعی از شکاکیت توده ها را منفعل کند تا ظلم پذیری به جای یک ضد ارزش به ارزش مبدل گردد و این گونه ظلم و استثمار نهادینه شود.

در این نوشته می خواهم رویکرد تکاملی را نقد کنم. و توضیح دهم که تکامل گرایی افرطی هم نوعی از شکاکیت هست و منجر به انفعال می شود.

تکامل گرایی افراطی یعنی سعی در بسط دادن مدل تکامل داروینی به همه شئون زندگی. در این نوشتار سعی شده این رویکرد نقد شود

1- این بسط دادن هیچ توجیه عقلانی ندارد. در واقع تکامل داروینی حتی بین موجودات زنده از لحاظ عقلی اثبات نشده چه رسد به اینکه به دیگر شئون زندگی بسط داده شود. تکامل مدلی است که در بهترین حالت می تواند تنوع زیستی و تاریخ حیات را تبیین کند و هیچ دلیلی ندارد این تبیین همان واقعیت باشد. ممکن است همه ی موجودات به صورت مستقل توسط القی خلق شده باشند اما خالق به صورتی خلق کرده باشد که تبیین تکاملی ممکن شود! این احتمال نشان می دهد تکامل در بین موجودات زنده در حد دیگر مدل های علمی معتبر است و یقین فلسفی نسبت به آن وجود ندارد. توانایی بسط دادن این مدل به دیگر ساحت های زندگی بشر دلیل بر صحت این کار نیست. و واقعا هیچ دلیلی وجود ندارد که اثبات کند تبیین تکاملی درست است و دیگر تبیین ها غلط است. البته شایان ذکر است گرایش به نگاه تکاملی به تمام ساحات زندگی یک دلیل درونی دارد. رویکرد تکاملی به زندگی و پدیده ها به ما کمک میکند نقش هر گونه واقعیت فرا مادی را راحت تر انکار کنیم. هر کسی نسبت به واقعیات فرا مادی و نسبت به مفاهیمی مثل خدا و آفرینش و ... بدبین باشد و آنها را نا معتبر بداند، به شدت به این رویکرد متمایل خواهد شد.

2- چنین تکامل گرایی به شکاکیت منتهی می شود. چرا که از نظر تکامل گرا هیچ ارزشی و هیچ ضد ارزشی وجود ندارد. خوب و بدی نیست. پرسش از واقعی بودن ارزش ها را به واقعی بودن آگاهی ها و معرفت ها هم تعمیم می دهیم. آگاهی های یک حیوان آیا لزوما با واقعیت ارتباط دارد؟ از نگاه تکاملی ارتباطی بین صحت و درستی یک گزاره و اهمیت تکامی آن وجود ندارد. هر آگاهی و معرفتی ممکن است در عین غلط بودن، برای معتقدینش سودمند باشد، پس از لحاظ تکاملی انتخاب می شود.

در واقع حقایق کشف نمی شوند بلکه معرفت و آگاهی فقط در صورتی ایجاد و انتخاب می شود که موفقیت تولید مثلی را افزایش دهد.

به دیگر سخن باید به تکامل گرا گفت مگر نه این است که مغز تو و ذهن تو ، قواعد منطقی که تو با آنها فکر میکنی و هر گونه آگاهی که تو داری در یک روند تکاملی ایجاد شده اند؟ اگر چنین است تنها تنیجه گیری درست این است که: همه ی آگاهی هایی که بدست می آوریم چون تضمین کننده ی تولید مثل بیشتر ما و اجداد ما بوده وجود دارند. و نه به خاطر اینکه واقعیت دارند. پس نمی توان به صحیح بودن هیچ معرفتی یقین داشت.

3- پارادوکسی که هر شکاک در افکارش دارد را در تکامل گرا هم می توان یافت. تکامل گرا همه چیز را غیر واقعی و صرفا حاصل یک روند تکاملی می داند. می توان از او پرسید این اعتقاد که تکامل در زندگی جاریست و تکامل است که همه چیز را ایجاد کرده، درست است یا نه؟ شما به این گزاره یقین داری یا نه؟  مگر نه این است اعتقادات و آگاهی ها و اصلا روش تفکر انسان در روندی تکاملی ایجاد شده اند؟ اگر یک انسان به درستی تکامل، معتقد باشد به خاطر منفعت های تکاملی این اعتقاد بوده و اگر انسان دیگری به بطلان مطلق تکامل معتقد باشد باز به خاطر منفعت های تکاملی این اعتقاد است. پس همان طور که نمی توان بین ارزش های مختلف قضاوت کرد بین اعتقاد به درستی و غلطی تکامل هم نمی توان قضاوت کرد. تناقض اینجاست که تکامل گرا با فرض جاری بودن تکامل در همه ی عرصه ها استدلال کردن را شروع می کند و نهایتا خودش به اصل و زیر بنای اسدلال هایش که اعتقاد به وجود یک روند تکاملی بوده شک میکند !!  در واقع او یقین دارد که باید به همه ی گزاره ها شک کرد !!

4- یک تکامل گرا فردی بدون آرمان است. هیچ هدفی برای زندگی خودش متصور نیست. برای هیچ ارزشی در زندگیش تلاش نمی کند. تکامل گرا در واقع زندگی را بسیار پوچ و بی معنا می بیند. از آنجایی که به درستی و غلطی هیچ گزاره ای یقین ندارد کاملا منفعل است


زندگی بسیار سختی دارد


خدا را به خاطر نعمت یقینش شکر




  • محمد حسین متالهی اردکانی

استثمار

انفعال

تکامل

شکاکیت

ظلم

پارادوکس

نظرات  (۱)

  • رحیمی نژاد
  • با تشکر از مطلب خوبتون من چند جاشو متوجه نمی شم:
    در مورد اول ، جمله "ممکن است همه ی موجودات به صورت مستقل توسط القی خلق شده باشند اما خالق به صورتی خلق کرده باشد که تبیین تکاملی ممکن شود"علم تکامل را نفی می کند و اگر تعمیم داده شود ، خود موید شکاکی گری است. ، اما نوعی شکاکیت الوهی که اتفاقاً هم در میان مسلمانان و هم در میان مسیحیان سابقه دارد. نفی حقیقت اکتسابی از طریق تجربه , به این دلیل که ممکن است خدا خواسته باشد که ما چنین بیندیشیم و حقایق را حقایق بپنداریم. ضمنا دلیل درونی تبیین تکاملی وقایع که اشاره کرده اید نیز به همه علوم قابل تعمیم است. مدلسازی علمی به دلیل فرار از تبیین غیبی پدیده ها نیست ، بلکه ممکن است دومی ، نتیجه اولی باشد.
    در مورد دوم شایان توجه است که در صورتی تکامل گرایی منجر به شکاکیت می شود که آن را به معرفت شناسی هم بسط دهیم که همان طور که گفته اید قابل رد است. ولی می توان تکامل گرایی را فقط در جامعه شناسی ، اقتصاد ، روانشناسی و . . . داشت ، بی آن که به شکاکیت دچار شد. تکامل گرا ، می تواند خود را فراتر از تکامل ببیند. چنان که در زیست شناسی ، انسان ها فراتر از تکاملند (انتخاب مصنوعی) و آن را به خدمت می گیرند. زیرا تکامل را شناخته اند. تفکر تکامل گرا هم می تواند توجیه تکاملی نداشته باشد ، اما او همچنان تکامل گرا باشد.
    ضمنا جمله " تکامل گرا همه چیز را غیر واقعی و صرفا حاصل یک روند تکاملی می داند" را نمی فهمم. اگر همه چیز غیر واقعی بودند که نمی شد آن ها را حاصل یک روند تکاملی دانست!
    ممنون
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از اینکه وقت گذاشتی

    حضوری صحبت کنیم خیلی خوبه
    منم چیز یاد می گیرم

    یا علی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی