موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

شکاکیت و انفعال4

شنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۳، ۰۷:۵۶ ب.ظ

بسم الله


- تو حرفات مدام مثال دودوتا چهارتا میزنی ، خودت رو جای معلم میزاری و میگی بقیه دانش آموزا دارن اشتباه می کنن. اگر تو جامعه همه این جوری فکر کنن که فکر خودشون دودوتا چهارتاست ...

- بازم میخوای ریشه ی تفکر رو بزنی؟!

- نه ربطی به تفکر نداره. قضیه تناقض عملی حرف تو با نظم عمومی جامعه است.

-چه تناقضی؟

- تا جایی که فهمیدم شما تو نظام فکریت فقط به یقین و عقل خودت تکیه می کنی. خودت رو محور قرار میدی

- مگه شما به عقل دیگران تکیه می کنی؟ مگه میشه به عقل دیگران تکیه کرد؟! من عقلم رو قاضی میکنم بعد اون خدا رو محور قرار میده

- خلاصه شما فقط به تشخیص خودت عمل میکنی. خدا رو هم چون حق تشخیص دادی محور قرار میدی.

- مگه شما به تشخیص دیگران عمل میکنی؟!

- این رویکرد شما تو زندگی شخصی اشکال نداره ولی وقتی صحبت از زندگی اجتماعی میشه قضیه متفاوته. حاکم نمیتونه خودش طرفدار فکر خاصی باشه. باید نماینده ی همه ی مردم باشه. چون حاکم همه ی مردمه. مردم باید حاکم خودشون رو خودشون انتخاب کنن و حاکم همه مردم رو به یک چشم ببینه تا حق همه محفوظ بمونه. تا اقتدارگرایی و ظلم جریان نداشته باشه. حکومت مثل یک چتری باید باشه که همه مردم زیرش جا بشن

- خوب آقا حالا که از نظام فکری صحبت کردی بیا هر کدوم حرف اون یکی رو تو زمین بازی خودمون تحلیل کنیم.

- منظور؟

- یعنی اینکه تو نظام فکری شما فکر من مشکل داره. به نظر شما با طرز تفکر من نمیشه حکومت عادلانه برقرار کرد. خوب یک هیچ به نفع شما

- آفرین پسر خوب که حق رو می پذیری!

- نه تموم نشده، نوبت فکر شماست که بیاد تو نظام فکری من. طرز تفکر شما هم تو نظام فکری من غلط و اصلا مضحک به نظر میاد! یک یک مساوی

- خوب لااقل توضیح بده چرا گل خوردم!

- لازم نیست توضیح بدم چون شما میگی به نظرات همه مردم باید احترام گذاشت!! ولی خوب چون پرسیدی توضیح میدم. حاکم برای ایجاد نظم، در جان و مال انسانها دخل و تصرف میکنه. اصلا لازمه ی حکومت دخل و تصرف در جان و مال افراده. کسی حق داره تو چیزی دخل تصرف بکنه که صاحبش باشه. خدا صاحب ماست و اون حق حکومت داره و اون تعیین میکنه کی حاکم باشه. پس اکثریت مردم حق ندارند بر جان و مال جامعه دخل و تصرفی داشته باشند. پس یک یک مساوی

- خوب پس تو هم فهمیدی اگر هر کسی فکر خودش رو محور قرار بده همه با هم یک یک میشن و بعد اوضاع به هم میریزه

- آقا تقلب نکن. این جملات معنیش این بود که تو بردی ولی هنوز یک یک مساوی هستیم. بازی ادامه داره. شما هنوز گل به خودی نزدی

- چرا گل به خودی؟

- شما گفتی حاکم نباید خودش طرفدار عقیده ی خاصی باشه. آیا حاکم شما نباید معتقد باشه که باید همه رو به یک چشم ببینه؟ خود این یک نوع اعتقاد نیست؟ آیا همه مردم این طور فکر میکنن؟ حداقل میدونم مسلمونا و مسیحی ها و یهودیها و ... این جور فکر نمی کنن. فقط لیبرال دموکرات ها این جوری فکر می کنند. پس حاکم شما خودش طرفدار یک نظر خاصه! اینم گل به خودی . دو یک به نفع من. 

- گیر میدی ها

- گیر چیه؟ حاکم شما هم داره به تشخیص خودش عمل میکنه. مثل من که دارم به تشخیص خودم عمل میکنم. من حداقل گل به خودی نزدم. حاکم شما میگه من برای نظر همه مردم ارزش مساوی قائلم چون حاکم همه مردم هستم. پس همه به یک اندازه در انتخاب من سهیم هستند و باید رای بدهند. حاکم شما حق ندارد بین نظرات مختلف داوری کند پس می گوید مردم بیایند و رای بدهند و او را انتخاب کنند. حالا اگه یک نفر اصلا با مکانیسم رای گیری مخالف باشه شما به نظرش احترام میزارید یا نه؟ اگر رای گیری کنید یعنی بدون دلیل نظر خودتون رو بر یک نظر دیگه ترجیح دادید.حاکم شما به مخالف رای گیری و موافق رای گیری به یک چشم نگاه میکنه؟ چتر حکومت شما که قرار بود همه برن زیرش، آدم مخالف رای گیری رو چطور زیر خودش جا میده؟؟ سه یک به نفع من ! میخوای بازم گل به خودی ها رو بشمارم ...

- همون حرف قدیمی رو تکرار می کنی. حرفای من خود متناقضه

- بزار تکلیف یک گلی هم که خوردم رو مشخص کنم. من با عقلم به دنبال درست ترین راه برای حکومت می گردم. راه حق را می جویم. حق را که یافتم مطمئن باش برای مواجهه با افکار غلط و غیر مسلمان ها و غیره بهترین راه را جلوی پایم میگذارد. در احکام اسلامی اگر نگاه کنی می بینی بیش از بسیاری از نظام های فکری دیگر مدارا نسبت به فکر مخالف وجود دارد. البته با ضوابط خودش. که ضوابط حقه است.


نظرات  (۲)

سلام.چندروزپیش معلمم گفت یک مقاله باموضوع ازادتهیه کنیم.من به این فکرکردم که موضوعم درزمینه ی انقلاب باشه.راستش یک سوال ذهنم رومشغول میکنه...این که درزمان حکومت خاندان پهلوی بااون قدرت واقتداری که داشتندوهمچنین تسلط امریکا برکشور   چه اراده وچه هدفی بزرگ باعث شد مردم به مخالفت برخیزن؟چه چیزی باعث شدکه فکرکنندمیتونندپیروزبشن؟اصلاچه بینش عمیقی پیداکرده بودن که بایدباحکومت ظالم جنگید؟این همه شجاعت ودلاوری  ازکجاامده بود؟                          تو نت مطالبی خوندم .شایدشمابتونیدبازهم راهنمایی ام کنید.

پاسخ:
سلام
سوال دقیقی است. من هم تخصص زیادی ندارم. ولی چیزی که به ذهنم میرسه رو میگم
اولا آمریکا و حکومت پهلوی هم اگر قدرتی داشتند از خدا بوده. تنها منبع قدرت خداست. پس راحت میتونه قدرت رو ازشون بگیره. منظورم اینه که قدرت دشمن خطرناک نیست. مال خداست و خدا با ماست

ثانیا اراده مردم به نظرم یه لطف الهی بوده. هر علاقه ی شدید با اطلاعت همراه میشه. خدا بین امام جامعه و امت محبت ایجاد میکند. منظورم اینه که نباید تو تحلیل هامون فقط از این بگیم که امام خمینی ارتباط خوبی با مردم برقرار کرد و ...  . محبت ویژه ای که خدا در دل مردم نسبت به امام ایجاد کرده بود موتور محرک آنها بود.

اون بینش عمیق و هدف بلند که شما تو ذهنتون هست رو فقط امام داشتند. مردم با بینشی که داشتند، محبتی که خدا برای امام ایجاد کرده بود رو خوب گرفتند. دست به دست امامشان دادند
ممنون...خیلی ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی