موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

زن مدرن1: تحقیر زن توسط زنان

شنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۳، ۰۷:۱۶ ب.ظ

بسم الله العادل


تاریخ همیشه شاهد ظلم به زن بوده است ولی در این متن میخواهم از ظلم مدرن صحبت کنم. ظلمی که طی آن مظلومین هم به زمره ی ظالمان پیوسته اند.

قبل از شروع بحث نیاز به تبیین یک مقدمه است. واضح است اگر خصوصیت ذاتی یک موجود را مدح یا ذم کنیم در واقع خود او را مدح یا ذم کرده ایم. طبق تعریف صفت ذاتی، صفتی است که قابل تفکیک از موصوف خود نباشد. اگر فردی از نامطبوعی طعم شوری صحبت کند لاجرم نمک را هم نامطبوع می داند. چون شوری را نمی توان از نمک جدا کرد. در این نوشتار منظور از زنانگی، مجموع صفت های ذاتی جنس زن است.

عوامل مختلفی از جمله استیلاجویی مردان و سواستفاده ی آنها از قدرت اقتصادی و فیزیکی خود باعث شده است شاهد تضییع حقوق زن و تحقیر زنانگی باشیم. متاسفانه تاریخ همه اقوام شاهد برخورد غیرانسانی با زن بوده است. اینجا هدف آسیب شناسی این واقعیت تلخ نیست بلکه میخواهیم ببینیم با این عقبه ی تاریخی دنیای مدرن چه بلایی به سر زنان آورده است.

تاثیر این عقبه ی منفی تاریخی بر زنان چیست؟ به نظر بنده دو اثر عمده وجود دارد.

1- انرژی متراکم شده در زنان برای احقاق حقوقشان و مبارزه با این ظلم

2- دید منفی نسبت به زنانگی خودشان. چرا که جامعه زنانگی آنها را تحقیر می کرده و آنها نیز ناخودآگاه زنانگی خود را عامل مصیبت هایشان فرض کرده اند.

دنیای مدرن به صورت بسیار هوشمندانه از این انرژی متراکم برای تحقیر بیشتر زنان استفاده کرد.

دو راه حل متصور است.

1- قبول کنیم زنان زنانگی دارند و مردان مردانگی و هیچ برتری بین این دو نیست ولی تفاوت این دو میتواند باعث تفاوت حقوق و وظایف زن و مرد شود. بعد از اینکه زنان، زنانگی خود را تقدیس کردند حالا انرژی متراکم خود را صرف مبارزه با ظالمانی کنند که به ناحق زنانگی را تحقیر و حقوق زن را تضییع می کنند.

2- راه حل دوم این است که زن برای رهایی از ظلم تلاش کند زنانگی را از خودش جدا کند. تمام انرژی خودش را صرف کند تا به همه اثبات کند من زنانگی ندارم و پست نیستم، بلکه مردانگی دارم و ارزشمند هستم. راه حل دوم سواستفاده از زنان است برای تحقیر زن است. دقیقا همان کاری که دنیای مدرن انجام داد. آیا به راستی زنان می توانند زنانگی را از خود جدا کند؟

به این جملات دقت کنید:

1- چرا زن نتواند مثل یک مهندس معدن در معدن کار کند؟

2- مگر کار زن ها جوجه کشی است که بخواهد بچه دار شوند و شیر بدهند و ...؟

3- زنها هم می توانند مثل مردان سخت ترین کارها را انجام دهند.

4- اینکه مردان نیاز مالی زنان را بر طرف کنند توهین به زن است. مگر زن نمی تواند خودش نیاز خودش را برطرف کند؟

روح این جملات و جملات مشابه پر است از نگاه منفی به زن و تمایل گوینده برای شبیه کردن خود به مرد. در این جملات مردانگی تقدیس شده است و زنانگی تحقیر. دنیای مدرن با دست گرفتن تابلوی دفاع از حقوق زنان به زنان یاد داد که برای احقاق حقوقشان باید زنانگی را زیر پایشان له کنند و مردانه رفتار کنند. 

اسلام چه می گوید؟

1- زن لطافت دارد و ذاتا محیط خشن را دوست ندارد. لطافت او نقص او نیست. این لطافت همان چیزی است که قدرت مدیریت ظریف در محیط های بسیار پیچیده ی تربیتی را به او می دهد.

2- زنان آینده سازان جامعه هستند. نسل آینده در هر تمدنی حاصل تلاش زنان نسل قبل هستند. تعالی و سقوط هر جامعه به زنان و نقش مادری آنها بر می گردد.

3- مردان به سبب توانمندی های جسمی که دارند وظیفه دارند تمام بار اقتصادی جامعه را به دوش بکشند تا زنان در محیطی امن و فارغ از تشویش های محیط کار  به وظایف مهم خود رسیدگی کنند.


براستی چرا جنبش های دفاع از حقوق مردان شکل نگرفته است؟ جنبش هایی که شعار بدهند مردان هم حق دارند مثل زنان باشند. شعار بدهند ما هم حق داریم در محیط آرام خانه کار کنیم. شعار بدهند ما هم حق داریم به بچه های زیبایمان برسیم و رفتارهایشان را موشکافانه بررسی کنیم. ما هم حق داریم فرهنگ نسل بعدمان را بسازیم و ...

چون سود دنیای مدرن در تحقیر زن بوده است و نه مرد

در قسمت بعد از انگیزه ی دنیای مدرن برای جدا کردن زنانگی از زنان صحبت می کنیم

و من الله التوفیق

  • محمد حسین متالهی اردکانی

تحقیر زن

زن

زن مدرن

زنانگی

ظلم

فمینیسم

مدرن

مدرنیسم

نظرات  (۳)

سلام
عالی بود 
کودک امروز سرباز فرداست نباید در مهدکودک بزرگ شود اسیب غیر قابل جبرانی که کودکان در مهد ها میبینند هیچ وقت با پول حاصل از کار کردن مادر قابل قیاس نیست ...
یا علی
دعا برای ظهور
پاسخ:
سلام
مستند بحران خاموش در این زمینه بسیار قابل تامل بود
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام هم نام عزیز،
به منم سر بزن تونستی
mohammadhoseinblog.tebyan.net
یا علی
  • فاطمه حمزه لوی
  • سلام
    ممنون از دقت نظرتان
    فمنیست ها در واقع هدف شان نجات زن از سلطه ی بی چون و چرای مردانه بود؛ اما همانطور که اشاره کردید، متاسفانه راه حل درستی را انتخاب نکردند. تقدیس مردانگی و کارهای مردانه در عین حال تحقیر زنانگی و مادری، ظلم بزرگی در حق زن بود که تبعاتش همچنان دامن گیر زنان است...
    حالا کار به جایی رسیده است که جنسیت را سازه ای اجتماعی می دانند و در صدد نفی و انکار آن هستند! جهانِ بدونِ جنسیت تجویز فمنیست ها برای دنیای آینده است که البته سرمایه داری هم با قدرت از آن دفاع می کند. 
    دفاع سرمایه داری از مردواره شدن زنان و حالا جهانِ بدون جنسیت ریشه در منافع این نظام(از جمله بحث مصرف) دارد. اصولا نظام سرمایه داری در صدد از بین بردن خانواده هاست؛ و رسانه ها هم که در واقع بازوهای این نظام اند با قدرت ایدئولوژی های آن را تبلیغ و القاء می کنند. در نتیجه از همان دوران کودکی با بازنمایی مجموعه ای از شعارها و تصاویر، اندیشه هایی قالبی وارد ضمیر ناخودآگاه فرد می کنند. به این ترتیب کمتر زنی از خودش می پرسد که چرا باید جنسیتش را انکار کند؟ یا چرا «آرمان برابری» حق هر گونه تمتع و استثماری را به مردان جامعه می دهد و در واقع در حق زن خیانت می کند؟ کمتر زنی این ها را درک می کند و برایش سوال می شود!(مگر زمانی که مورد تجاوز یا آزار و اذیت واقع شود). چون ضمیر ناخودآگاهش پر از القائات رسانه ای ست... .
    پاسخ:
    سلام

    استفاده کردم

    یک یا دو مطلب دیگر هم در ادامه ی همین دو مطلب در نظر دارم بنویسم

    یکی با رویکرد روانشناسانه که اقتصاد تخصص گرایی را ایجاد می کند و تخصص گرایی ضد روحیه زنانه مخصوصا روحیه مادرانه و همسرانه است.

    یکی هم راجع به تلاش برای حذف نهاد خانواده که اشاره فرمودید

    ممنون

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی