موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

شکاکیت و انفعال 2

سه شنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۲، ۰۹:۲۴ ق.ظ

بسم الله


- سلام . متوجه شدی مشکل عقیدت چیه؟ واقعا ما حق داریم درباره ی عقیده ی دیگران قضاوت کنیم

- نه اینایی که گفتی بازی با کلمات بود

- بازی با کلمات کجا بود. برهان خلف رو بلدی؟

- آره

- خوب بگو بهم معنیش چیه

- یعنی یه چیزی رو فرض میگیری. بعد اگر تونستی نشون بدی اون فرض به یک تناقض میرسه خودش غلطه. پس نقیضش درسته

-آفرین حالا باز ازت می پرسم. ما می تونیم یقین پیدا کنیم که عقیدمون درسته؟ میتونیم به یک معرفت مطلق دست پیدا کنیم؟

- نه

- چرا؟

- دلیلش رو گفتم قبلا. چون اینجوری تو میشی یه آدم متعصب. عقیده ی خودت رو درست میدونی  وعقیده ی خلاف عقیده ی خوذت رو غلط میدونی. اونوقت این حق رو به خودت میدی تو کار بقیه دخالت کنی. حالا فکر کن همه مثل تو باشن. دیگه هیچ کسی رو نمیشه کنترل کرد. سنگ رو سنگ بند نمیشه . تازه اینها به کنار قبلا هم بهت گفتم عقل هیچ کس کامل نیست

- آقا باشه حرف شما درست. فرض می کنیم نتوانیم به هیچ حقیقت مطلق و کاملا درستی دست پیدا کنیم.

- خوب

- خوب به جمالت. ازت می پرسم که آیا مطمئنی هیچ حقیقت مطلقی قابل کشف نیست؟

- مطمئنم. اگر شک داشتم که وای نمیستادم با تو بحث کنم

- آفرین پسر خوب تو مطمئنی. اطمینان داری یعنی فکر می کنی عقیدت یک حقیقته. به خاطر همین به خودت اجازه میدی با من بحث کنی و با نظر من مخالف باشی. اصلا وقتی با من اختلاف نظر داری یعنی درباره ی عقیده ی من قضاوت کردی. تناقض رو گرفتی؟

- نه

- خنگ بازی در نیار دیگه. تو هم میگی نمی توان به حقیقت مطلق رسید و هم خود این گزاره(نمی توان به حقیقت مطلق رسید) رو به عنوان حقیقت مطلق قبول داری. میگی نباید قضاوت کرد در حالی که داری خودت هم قضاوت می کنی

- خوب فهمیدم. یعنی از لحاظ ریاضی اثبات شد نداشتن حق قضاوت، منجر به تناقض میشه. پس نقیضش که داشتن حق قضاوت باشه اثبات شد . پس حداقل میتونیم به یک گزاره یقین پیدا کنیم.

- آفرین . چرا حداقل یک گزاره؟

- چون نقیض گزاره ی (هیچ حقیقتی قابل کشف نیست) می شود (حداقل وجود دارد یک حقیقت مطلق که قابل کشف باشد)

- دقیقا

- ولی دنیا که ریاضی نیست رفیق. هیتلر هم مطمئن بود کاراش درسته و براش دلیل هم بیان می کرد

- چرا اتفاقا ریاضیه. تناقض تو نگاه ریاضیدان وقتی بیاد تو جامعه ده برابر مشکلات اجتماعی ایجاد میکنه

- مثلا؟

- بعدا میگم ولی فعلا دو چیز یادم نره . اولا دقت ریاضیت نحسین برانگیز بود، ولی این حرفت درباره ی هیتلر اصلا حرف دقیقی نبود که بعدا دربارش صحبت می کنیم. ثانیا یه مغالطه داشتی که حواست نبود. درسته که ما عقلمون و ابزارهای حسیمون کامل نیست ولی نتیجه ای که از این واقعیت میگیریم اینه که کل جهان رو به صورت مطلق نمی تونیم بشناسیم. ولی شما نتیجه گرفتی هیچ چیز مطلقی رو نمی تونیم بفهمیم. دو دوتا چهار تا رو که میتونیم با عقل ناقصمون بفهمیم

- درسته سوتی بود

- دقت کن اتفاقا اگر بخواهیم مثل شما فکر کنیم سنگ روی سنگ بند نمیشه

- چه جوری؟ اتفاقا این تعصب و خود حق انگاریه که منجر به دیکتاتوری و خشونت میشه.  همین عقاید شما که خودتون رو جای حق میزارید

- مثلا این طوری دیگه هیچ معلمی حق نداره به دانش آموزاش نمره بده، خودش رو جای حق نشونده نامرد!! قضاوت درباره ی عقیده و گفتار و رفتار دیگران جزیی از زندگی ماست. تو اگر حق قضاوت رو از خودت بگیری جلوی دیکتاتوری رو نگرفتی بلکه حتی راهش رو باز هم کردی

- چرا؟

- چون قبلا آدمایی پیدا می شدن که به خودشون حق قضاوت بدن و جلوی دیکتاتور بایستند ولی اینجوری که تو میگی ما حق نداریم درباره عقاید دیکتاتور ها قضاوت کنیم. پس حق نداریم علیه دیکتاتور ها شورش کنیم و حق مظلومان رو بگیریم و  ...

  • محمد حسین متالهی اردکانی

برهان خلف

پارادوکس

قضاوت

تناقض

شکاکیت

فلسفه

نظرات  (۶)

ببخشیدیه سوال دارم:شماواقعاباکسی چنین گفت وگویی داشتید یا هردوطرف خودتون هستید؟اگرهردو طرف خودتون هستید  معنیش اینه که شمادیکتاتورید چون حتی برای جواب های شخص مقابل از نظرمحدودخودتون استفاده کردید.خیلی دوست دارم جوابتون روبدونم.البته فکرکنم هردو طرف خودتون بودیدچون هردونفر  تیکه کلامای خودتون روداشتند
پاسخ:

بله اینجا خودم هستم کلش رو ولی قبلا موارد مشابهی بوده که بحث کردیم

خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم

 

البته این یه شیوه نگارشه و دیکتاتوری نیست

این که شمادرمواردمشابه با دیگران صحبت کردین قانع کننده نیست بلکه بهتربودبرای تاثیرگذارترکردن این متن درهرکدوم ازجواب های شخص مخالف ازنظرکسی استفاده میکردیدکه واقعامخالف باشه وجواب های خودش روبده   اون موقع میتونستید حداقل به خودتون ثابت کنیدکه برعقیده ی یک شخص مخالف تاثیرگذاشتید.به هرحال متن مفیدی بود ولی میشدمفیدترباشه 
پاسخ:
من قبلا با افراد زیادی در این زمینه ها بحث کردم و سعی کردم نظراتشون رو بیان کنم. البته هنوز شماره 2 هست و کلی ادامه داره
با این حال حرف شما درست است. متاسفانه کسی رو نداشتم که بتونم باهاش بحث کنم و این متن رو بنویسم
اگر شما مخالفید نظرتون رو بگید. به جای اون فرد که پیدا نکردم

راه دیگه هم اینه که صبر کنید ببینید دفعه های بعد مخالف من چه استدلال هایی میاره
  • حسین بوذرجمهری
  • سلام
    خوب بود
    خلاصه کلام اینه که شکاکها اصلا نباید حرف بزنن. این دوستمون هم که نظر دادن به این نکته توجه کنن.
    ولی محمدحسین جان، به خاطر همین تناقضهای ضایع الان تقریبا هیچ عالمی نیست که مطلقا شکاک باشه. شکاکیت نسبی شده. گرچه در سطح دانشجویان غربگرای وطنی کسانی هستند که اینجوری شکاک باشند ولی موضوع بحثت دیگه الان خیلی موضوعیت نداره.
    برای همین به نظرم خودتو خیلی درگیر این مسئله نکن.
    پاسخ:
    سلام
    شکاکیت نسبی رو برام توضیح میدی؟

    مخاطب من همین بچه های وطنی هستند. چون این گزاره ها بدون اینکه به معناش دقت بشه در جامعه پخش شده و مقبولیت پیدا کرده
    صرفا با تبلیغات تو ذهن مردم رفته گرچه به معنای فلسفیش دقت نمی کنن، روحیه مردم رو تغییر داده

    همین که امر به معروف و نهی از منکر کم شده اثر روانی همین گزارست که ما حق قضاوت درباره ی رفتار و عقاید دیگران نداریم
  • حسین بوذرجمهری
  • برای شکاکیت مطلق و محدود یا نسبی اینجارو حتما بخون:
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DA%A9%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C
    در واقع تو به جنگ شکاکیتگرایان مطلق رفتی که واقعا حرفی برای گفتن ندارن.
    دغدغه ات مقدسه. من هم مشکل اساسی با این لیبرالهای وطنی دارم در مورد قضاوت کردن. 5تا مطلب هم پشت سر هم نوشتم که میشه مردم رو قضاوت کرد. به اسم انسان قاضی بالطبع. فکر کنم خوندی. اگه نخوندی برو بخون. توی موضوع نوشته های بلنده.
    کلا میخوام بگم دغدغه ات خوبه و ادامه بده ولی بحث رو از روی شکاکین مطلق بیار روی شکاکین محدود.
    یک تناقض هم توی این لیبرالها بگم. اینها ادعا میکنن نمیشه دیگران رو قضاوت کرد ولی در عمل خودشون حتی از روی سرعت تایپ نامه های جیمیل میتونن برخی جوانب شخصیت افراد رو قضاوت کنند و اونها رو بفهمند. یعنی عملیاتهای جاسوسی مبتنی بر قضاوت افراد از روی اطلاعات بسیار جزئی است.
    در عمل خود غرب قضاوتهای زیادی انجام میده ولی توی کله لیبرالهای وطنی فرو میکنه که قضاوت نکنین!
    البته شایدجملاتم رو تندوبی ادبانه نوشته باشم.ولی منظورم این نبودکه حرف تون اشتباهه بلکه چون از موضوعتون خوشم اومد نظردادم.ظاهرا منظورم روبد بیان کردم.همون طوری که گفتید منتظر ادامه ی بحثتون میمونم              یاعلی
    پاسخ:
    نه بابا
    تا باشه از این تندی ها باشه
    یاعلی
  • محمد حسین متالهی اردکانی
  • حسین درباره ی شکاکیت محدود که گفتی:

    یکی از راه‌های رویارویی با شکاکیت محدود این است که نشان داده می‌شود این نوع شکاکیت، محدود به حیطه موردنظر نخواهد ماند یعنی مستلزم شکاکیت مطلق است، آنگاه همه آنچه امکان دارد در شکستن شکاکیت مطلق بکار گرفت.


    از همان لینکی که دادی
    یاعلی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی