موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

وقتی مشتق بندگی نسبت به اختیار صفر می شود

پنجشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۸:۴۸ ق.ظ

بسم الله الطیف

وقتی مشتق بندگی نسبت به اختیار صفر می شود

 

مقدمه : اگر تابع پیوسته و مشتق پذیری داشته باشیم برای پیدا کردن ماکزیمم و مینیمم های آن تابع مشتق آن ، که شیب تابع را به ازای هر X   به ما می دهد ، مساوی صفر قرار می دهیم و ...

 

و سوال اینجاست که ما چقدر مختار هستیم ؟ به نظر من دقیقا به همان اندازه که تجلی جلوه های زیبای بندگی بیشترین شود .  قبل از اینکه دلایل را بیاورم لازم است بگویم بندگی از جنس بندگی فرشتگان مد نظر من نیست . آن بندگی از روی اجبار است . من در این نوشته به بندگی منتج از عشق اصالت داده ام.

 

دو دنیای خیالی را در نظر بگیرید .

یک : دنیای تفریط در بشارت و انذار

در این دنیا خدا اسلام را با همه زیبایی هایش معرفی می کند . پیامبرش از یگانگی و صفات خدا می گوید ، از عدل خدا می گوید و اینکه هیچ عملی بی جواب نمی ماند و ...   ولی هیچ اشاره ای به بهشت و جهنم نمی کند . بشارت و انذار جدی نداریم . دنیای زیبایی است از آن جهت که در این دنیا هر که رهیافته باشد ، حتما انسان بسیار خالصی است . همه خدا را عبادت می کنند به سان آزادگان و خبری از عبادت تاجران و اسیران نیست . البته اگر چه در این دنیا جلوه های بندگی بسیار زیبا هستند ولی می توان حدس زد که تعدادشان بسیار کم است . در این دنیا هیچ عامل بیرونی وجود ندارد که به زندگی فرد جهت دهد . هیچ بشارت و انذاری نیست . انسان است و اختیارش و انتخابش

 

دو : دنیای افراط در بشارت و انذار

در این دنیا هرکس به سن تکلیف می رسد را به یک تور می برند . می برندش یک دور کامل همه طبقات بهشت و جهنم و همچنین پل صراط و میزان و ... را نشانشان می دهند و بعد به دنیا بر می گردند تا طی طریق کنند. اگر در دنیای قبلی هیچ انگیزه ی خارجی نبود و انسان فقط باید با تشخیص خودش دست به انتخاب می زد ، در این دنیا انسان تا حد زیادی مجبور است. یعنی انگیزه ی خارجی آنقدر قویست که هر کس از حداقل عقل برخوردار باشد لاجرم مسیر حق را دنبال خواهد کرد . در این دنیا تقریبا همه راه درست را پیگیری می کنند ولی دنیا پر از تاجر و اسیر خواهد شد . برعکس دنیای قبل در این دنیا جلوه های بندگی زیبا نیستند ولی تعدادشان بسیار زیاد استکمال .

 

اگر تجلی بندگی نوع بشر در طول کل تاریخ را بخواهیم تعریف کنیم می شود از جنس تعداد راهیافتگان ضرب در ارزش راهیافتگی . واضح است که هیچ کدام از دو دنیا تجلی بندگی بشر را ماکسیمم نمی کنند . یکی تعداد را بسیار کم کرده و دیگری ارزش بندگی را . تجلی بندگی به صورت تابعی از میزان اختیار قابل بیان است . تابعش را من نمی دانم . ولی خدا می داند .

 

به نظرم خدا از تجلی بندگی نوع بشر نسبت به اختیار مشتق گرفته است و مشتق را مساوی صفر قرار داده و مطابق با پاسخ این معادله جهان را طراحی کرده است . بشارت ها و انذار ها و سختی ابتلاها و امتحان ها همه دقیقا طوری تنطیم شده اند که تجلی بندگی ماکسیمم شود.

 

الهی

اهدنا الصراط المستقیم

  • محمد حسین متالهی اردکانی

بهشت

کمال

جبر

مشتق

جهنم

تایع

اختیار

بندگی

نظرات  (۱)

یه مطلب راجع به علوم جهان بینی نوشتم یه زحمت بکش مطالعه کن نظرت رو در مورد اون بنویس    خیلی به هم نزدیکن تو مفهوم رو با نتیجه گیری از کلیت رسوندی من با مثال که نسبتهای وجودی انسان داری یک ماکزیمم و منیمم  و اون را با خون که به میزان قند . اوره و .. دارای یک نسبهای نرمال هستند مثال زدم و کارکرد هر کدوم از این نسبها مثلا عقل را در حیطه ی دینی بررسی کردم چرا که جهان بینی دینی تمامی این نسبتها را با میانگین دقیق به ماشناسانده تا که گمراه نشویم یعنی دین از یک جامعیت  تکامل را حاصل میکند و این به بندگان بستگی دارد که خود را سپس خدای خود را بشناسند و در مسیر تکامل منتهی به عشق سپس شهادت گام بردارند  (ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ) 
پاسخ:
خواندم برادر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی