موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

تخدیر3 : عمل صالح ، مخدر الهی

چهارشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۲، ۰۵:۱۹ ب.ظ

 بسم الله الرحمن الرحیم


گزاره های پشتیبان :


      1-امـام بـاقـر(ع ) : مـحبوبترین کارها در پیشگاه خداى عزوجل کارى است که بنده بر آن مداومت ورزد, گر چه اندک باشد.

      2-امام سجاد(ع ) مى فرمود : من دوست دارم که در کار مداومت داشته باشم , گر چه آن کاراندک باشد.

      3-امـام بـاقر(ع ) مى فرمود : هر گاه به کارى (عبادى ) عادت کنم دوست دارم بر آن مداومت ورزم اگـر از عـبـادت شبانه چیزى از من فوت شود, روز قضایش را به جا مى آورم و اگر روزچیزى (از عـبـادت ) را از دسـت دهـم , شب قضاى آن را به جا مى آورم محبوبترین کارها درپیشگاه خداوند کارى است که با پیگیرى همراه باشد.

      4-امام صادق (ع ) : مبادا عملى را بر خود لازم گردانى و تا دوازده ماه از آن دست بردارى .

      5-پـیـامـبر خدا(ص ) : همانا نفس خسته و دلگیر مى شود و هیچ یک از شما نمى داند که چقدرعمر مـى کـنـد, پـس , بـنـگـرد کـه از عـبـادت چـه در تـوان اوست و سپس بر همان مداومت ورزد, زیرامحبوبترین کارها نزد خداوند, کارى است که بر آن مداومت شود هر چند اندک باشد.

      6-امـام عـلـى (ع ) : کـار (خـیـر) انـدک کـه بـر آن مـداومـت ورزى , از کار بسیار که از آن خسته شوى امیدوار کننده تر است .

      7-پـیـامـبـر خدا(ص ) : آنچه از مداومت بر کار نیک بر مى خیزد, عبارت است از : ترک زشتیها,دور شـدن از سـبکسرى , بیرون آمدن از گناه , یقین , عشق به رهایى و رستگارى ,فرمانبردن از خداى بخشنده , بزرگداشت برهان , کناره گیرى از شیطان , پذیرش عدل و گفتارحق اینها چیزى است که از پیگیرى در کار نیک به خردمند مى رسد.

      8-اگر انسان یک کار خیر را یک‏سال ادامه دهد، ملکه‏اش می شود و دیگر دست از این کار بر نمی دارد. چون دیگر برایش فشار ندارد. حتّی به جایی می رسد که اگر این عمل خیر را انجام ندهد، ناراحت می شود و گویی گم کرده ای دارد! پس ببینید که این استمرار و مداومت یک‏ساله چه‏قدر سازنده است!

      9-(وَ اسْتِقْلَالِ الْخَیْرِ وَ إِنْ کَثُرَ مِنْ قَوْلِی وَ فِعْلِی)کار خیرم را کم بشمارم ، گرچه در گفتار و رفتارم کار خوب زیاد باشد . دعای مکارم الاخلاق

      10-امام سجاد علیه السلام می‌فرماید : خدایا خدماتی که به پدر و مادرم می‌کنم کم و کوچک بشمارم :(وَ أَسْتَقِلَّ بِرِّی بِهِمَا وَ إِنْ کَثُر) الصحیفةالسجادیةص114


http://www.tarvijequran.com/page.php?pg=showqurandars&id=687&lang=fa

http://al-shia.org/html/far/books/hadith/mizanhkm/9/miz9_001.htm

http://www.mojtabatehrani.ir/fa/Print/1777/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_89/6/21

 

همانطور که مشاهده می کنید اصرار بر عمل صالح مهم تر از خود آن است. همانطور که اصرار بر گناه هم بد تر از خود گناه بود. فرایند عادی شدن گناه مخرب است و اسلام به همین جهت از اصرار بر گناه منع می کند ، در نقطه ی مقابل عادی شدن عمل صالح برای انسان یک ارزش است و اصرار بر عمل صالح موجب خواهد شد انجام آن به مثابه ی یک عادت و وظیفه شود و این همان معنای کوچک شمردن کار خیر خود است. درست عکس گناه که وظیفه داریم آن را بزرگ بشماریم .

اگر خدا می خواهد ما در منجلاب تخدیر گناه قرار نگیریم در عوض می خواهد ما هر چه بیشتر در دام تخدیر الهی عمل صالح بیافتیم و یک حرکت صعودی تند شونده را شروع کنیم.

عمل صالح هر سه شاخصه ی یک مخدر را داراست. یک رضایت فردی کوتاه مدت و مجازی ایجاد می کند که در طول زمان و با توجه پیدا کردن نسبت به کوچکی بنده نسبت به خالق از بین می رود . این احساس رضایت در دین مذموم است زیرا که می تواند موجبات غرور را فراهم سازد و از اخلاص عمل بکاهد و ...  از طرفی برای شروع فرایند تخدیر ایجاد رضایت لازم است. اصرار بر عمل صالح منجر به ایجاد وابستگی برای انسان می شود و عادی شدن باعث می شود رضایت حاصله بسیار کاهش یابد. زمانی که رضایت حاصل از عمل صالح بسیار کاهش یافت ، برای کسب احساس رضایت، فرد به اجرای سطوح بالاتری از عمل صالح دارد و روند مثبت ایجاد وابستگی و عادی شدن ادامه می یابد.

در نهایت آنچه برای انسان ارزش است کسب فضایل اخلاقی و از بین بردن رذایل اخلاقی است. فضیلت و رذیلت خصوصیاتی ذاتی  و کسب شده توسط نفس هستند و این با ارتکاب فیر مداوم یک گناه یا یک عمل صالح متفاوت است. اگر یک گناه برای انسان ملکه شود رذیلتی را کسب کرده و اگر یک عمل صالح برای انسان ملکه شود فضیلتی را کسب کرده است.


پی نوشت :

دوستان اگر گزاره ی حقیقی دیگری در تایید محتوایی که ارائه داده ام پیدا کردید یا سراغ دارید خوشحال میشوم به بنده نیز منتقل کنید. اگر هم نقدی هست بفرمایید.

نظرات  (۱)

  • طاهر حسینی
  • درسته 
     مداومت بر یک کار خوب قطعا مخالفت با نفسِ.فکر میکنم(یا دست کم برای من) شروع یک کار خوب برای نفس خوشاینده (خوشحالی که یک کار خوب رو شروع کردی)بعد در سیر عادت کردن به عمل برای نفس سنگینِ این همون مدامتِ.مدامت و مدامت.بعد که عادی میشود ترک اون سخته(مث این که ی چیزی سر جاش نیست).
    من شنیدم که بزرگان(فکر کنم حدیث هم داریم)گاهی یک عمل مستحبی رو انجام نمیدادن تا اعمال از سر عادت نباشه.اینجا که نوشتید عادت فکر میکنم...
    ممنون.
    پاسخ:
    سلام

    این نکته ی آخر که گفتید برام خیلی عجیب بود.
    اگر حدیثش رو پیدا کردید یا برای شنیده تون سندی پیدا کردید حتما بهم خبر بدید

    یاعلی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی