موتٌ فی عزِّ خیرٌ من حیاه فی ذل

مشخصات بلاگ
مطالب پربحث‌تر

تخدیر1 : تعاریف اولیه

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۱، ۰۶:۰۴ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

در پست قبلی از رضایت گفته بودم . کشف بزرگی نبود . این همان مقام رضاست که می گویند . اینکه وقتی خدا نعمتهایش را از ما می گیرد یا نعمت هایش را به ما می دهد ، در هردو حالت به یک اندازه خوشحال شویم . در هر دو حالت به یک اندازه راضی باشیم. رسیدن به این مقامات سخت است . اینکه فقط بدانیم کافی نیست و یقین می خواهد و یقین هم آرزوی دیرین ماست .

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟

ما که به آن مقامات نرسیده ایم در مواجهه با مشکلات غمگین می شویم . پکر می شویم . دیگر پر انرژی نیستیم . ولی مهم آن است تا جای ممکن قیافه آدمهایی را به خود بگیریم که به مقام رضا رسیده اند . وقتی ادای دیگران را درآوریم کم کم روحیاتشان در ما ایجاد می شود به شرط آنکه به قصد ریا نباشد .اگر هدفمان متخلق شدن به اخلاق خوبان باشد ، اولین مرحله تشابه ظاهری است . از ظاهر شروع می شود ولی در ظاهر تمام نمی شود و به باطن هم می رسد .


تخدیر

مواد مخدر را بسیار شنیده ایم . به نظر من بسیاری پدیده ها در دنیای ما مشابه آن عمل می کنند . همه مخدر ها الگو های مشترکی دارند . مخدر ماده ایست که منفعتی برای انسان ایجاد می کند که حداقل وجوهی از آن منفعت با گذشت زمان اثر خود را از دست میدهد . ایجاد رضایت کوتاه مدت . سیگار که میکشد برای  مدت کوتاهی رضایت دارد ولی این رضایت همیشگی نیست . برای مدت کوتاهی انسان از خود رها می شود . رضایتی وجودش را فرامیگیرد تا مشکلات و غمهایش فراموش شود . مسئله ها و مشکلات زندگی آن معتاد از بین نرفته است بلکه در زمان تخدیر ، فراموش شده است . رضایت که رفت مشکلات بر میگردد و این بار  شاید بیش از گذشته آزار دهنده باشد . پس شاخصه ی اول شد ایجاد رضایت کوتاه مدت و حل علامتی مشکل . نه رضایتی که ناشی از حل ریشه ای مشکلات باشد . مثل داروهای مسکن

شاخصه دوم ایجاد وابستگی است . مخدر  مخاطبش را به خود وابسته می کند . وقتی اثر اولین سیگارش تمام شد احساس کمبود می کند . دفعه اول نیازمند تخدیر نبود ولی مخدر می تواند نیاز به خودش را در مخاطب ایجاد کند . معتاد ها اگر خود را نسازند آثار بیماری پیدا می کنند ! و این همان ایجاد نیاز است . یعنی ایجاد وابستگی .

شاخصه سوم این است که تاثیر مخدر در طول زمان کاهش می یابد . با مثال توضیح میدهم . شما شاید ندیده باشید ولی من دیده ام که یک قلیونی با تجربه و کهنه کار و یک بچه قلیونی تازه کار که به هم می رسند چه به هم می گویند . تازه کار بعد از چند دم و بازدم اشباع می شود ، نعشه و سیر می شود و آن وقت است که کهنه کار میگوید : این بچه را ببین . چه بی ظرفیت است! با دو پک قلیون نعشه شد! روز اول با یک سیگار به دنیای دیگر می رفت ولی بعد از مدتی یک سیگار دیگر برایش آن اثر را ندارد و برایش عادی شده است . چند سیگار میکشد . چند سیگار که عادی شد نوبت تریاک است . تریاک که عادی شد هروئین و این داستان ادامه دارد.

اسم این شاخصه ی آخر مخدر ها را عادی شدن آنها می گذارم . مخدر یک چرخه ایجاد میکند ، چرخه ای که خود را تقویت می کند. ایجاد رضایت ، ایجاد وابستگی ، عادی شدن و دوباره رضایت با استفاده بیشتر از مخدر و به دنبالش وابستگی بیشتر و عادی شدن بیشتر و این منجلاب تخدیر پایانی ندارد .

برای اینکه خوب این سه شاخصه را تبیین کنم از مواد مخدر و اعتیاد مثال زدم ولی تخدیر با این سه شاخصه لزوما منفی نیست. منجلاب ها همیشه بد نیستند . اعتیاد ها هم همیشه بد نیستند . تخدیر های مفید هم داریم . به نظر من عمل صالح مخدر است .  همانطور که گفتم بسیاری از پدیده ها در دنیا خواص تخدیری دارند.

درباره تخدیر و رابطه اش با خیر و شر همین جا قول نوشته ای مستقل را میدهم ولی در ادامه میخواهم درباره ی تخدیر و مشکلات زندگی بنویسم .

در شرایطی که برایمان مشکلاتی پیش می آید و غمناک می شویم احتمال روی آوردن به تخدیر بسیار بالا می رود . بسیاری را دیده ایم که در مواقع ناراحتی به مواد مخدر تمسک می جویند.


برای تحکیم تعاریفم در ذهن شما یک مثال آشنا میزنم.

از دیگر مخدر ها موسیقی است . شاخص ها را بررسی کنید .

1-     ایجاد رضایت بدون حل واقعی مشکل : موسیقی انسان را به دنیایی دیگر میبرد و مشکلاتت را فراموش می کنی .

2-     ایجاد وابستگی : وقتی وقت زیادی را با موسیقی بگذرانی در نبودش ، کمبودش را حس می کنی

3-     عادی شدن : من در موسیقی مصداق همان قلیونی تازه کارم . وقتی آهنگی را گوش میدهم بلافاصله تاثیر می پذیرم. تا چند روز صدای آن آهنگ در ذهن من است و کلماتش لقلقه زبانم . ولی کهنه کار ها نه . شاید تندترین آهنگ ها بر آنها هیچ تاثیری نداشته باشد . یادم می آید  سوم راهنمایی که بودم با بچه های کلاس رفتیم مشهد الرضا . دوستان را میدیدم که معتاد آهنگ شده بودند . بسیار ناراحت بودم ولی کاری از دستم بر نمی آمد . تنها کاری که می توانستم انجام دهم این بود که وقتی بچه ها خوابیدند هدفون هاشان را از گوششان بیرون بیاورم . موقع خواب هم آهنگ گوش میدادند !! متاسفانه هر نوع آهنگی ! برایشان عادی شده بود .

قطعا موسیقی هایی وجود دارند که مباح باشند ولی تخدیر خاصیت همیشگی موسیقی است و این امر باعث می شود درباره ی آن با احتیاط رفتار کنیم.

 

پی نوشت :


1-     خدایا ما را به مخدر های الهی خود معتاد کن . مخدرهایی که دوای درد ما باشند

2-     موسیقی زیبایی را هم ضمیمه می کنم 


به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست       عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست


التماس دعا

نظرات  (۱)

سلام برادر
گرفتم چی شد ... مارو بردی تو عمق دقیقا اینایی که گفتی فرایند چپ کردن دانشجو های سالم  ما هم هست
یادم از وقتی که رفتم دانشگاه پیش خودم میگفتم اینا رو باش هی میرن دنبال آرامش بعد متوسل چیزای حقیر میشن ولی سراغ اصل مطلب نمیرن بعد اصل مطلب و از دور مسخره میکنن ولی وقتی میان راهیان نور تازه میگن آرامش واقعی اینجاست جالبه که همه هم میفهمن ولی باز روز از نو روزی از نو
با یه استاد بحث میکردم چون اینا رو از نزدیک لمس کرده بودم میگفتم انسانها در فطرت با هم مشترکند بعد اون به من میگفت این نظر شماست ولی اونجا چون عمیقا این رو احساس کرده بودم آرامش داشتم به حال اون استاد تاسف خوردم. ولی دانشگاه خوبیش اینه که تو در مرکز فساد هرچند که تاثیر میگیری اما میفهمی نهایت کیف و لذت انسانها چیه انسانهایی که خودشون برای ما کردن موش آزمایشگاهی البته این قسمتش خیلی گریه داره بعد با ایمان میگی لذت واقعی چیه مرحله بعد اینه که تو اون عمیق بشی
الا بذکر الله تصپطمئن القلوب    

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی